با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


پرواز بر فراز ملکوت اعلی (823) تاریخ 404.10.18

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (823)» 18-10-1404

دادستانم چرا می‌زنی‌ام تو

حقِ مرا خورده‌ای می‌کُشی‌ام تو

چون سرطان آمده خدای مذهب

ضایعه ساز است و هم دوخته این لب 

ای که به ملت زدی نیزه فراوان

بابِ عذابت شده فتح به اعیان

کار این الله شد مردم‌کُشی

قتل و هم غارت ببین، دوزخ روی

  • از پیش خودش ما را به اینجا آورده و از عمده‌ترین نیازهای زندگی محروم کرده، اگر هم به این خدا اعتراض کنی مرتد می‌شوی گردنت را می‌زند! خاک بر سر آنهایی که هنوز هم این خدا را قبول دارند.

خسارت با جسارت آمد از دین

  • همهٔ زندگی تو خلاصه شده در «وَالْعَصْرِ اِنَّ الاِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۱-۲ عصر﴾»، این خسارت هم با جسارت می‌زند در تقدیراتت. همهٔ مردم می‌گویند آخر ما چه کردیم؟ چه گناهی مرتکب شدیم؟ ما امروز اسیر خدا هستیم، ابی عبدالله هم روز عاشورا به قتلهٔ خود می‌گفت من چه کردم؟ چه جرمی را مرتکب شدم؟ آن روز یزید علیه ابی عبدالله لشکرکشی کرده بود، امروز هم خدای یزید علیه این ملت صف‌آرایی کرده، چپ و راست بر سرش می‌زند و می‌گوید: همینی که هست، زورت به من که نمی‌رسد ولی من می‌توانم تو را نابود کنم. بعد در فرهنگ دینی می‌گوید: «با مظلومی که کسی را ندارد و بی پناه است ظلم نکن که خدای او از تو انتقام می‌گیرد». کدام خدا؟ خودش ظلم می‌کند! وقتی هم که می‌گویی «اَعُوذُ بِکَ مِنکَ» از دست تو به خودت پناه می‌برم، می‌گوید بیا! اگر آن اسماءایذایی ده تا بر سرت زده، اسماءالحسنای دروغین هزار تا بر سرت می‌زند.

خسارت با جسارت آمد از دین

به این سوءالقضایش کرده بدبین

خانه‌ها بی سفره و این هموطن آزرده است

چون که سرسخت آمده بختش، که تقدیرش همه پوسیده است

  • از بخت بد این ملت مظلوم و محروم است که اسیر چنین خدایی شده است.

این خدا را بین که با ملت چسان لج می‌کند

آبرو برد از همه دین و مذاهب، این چنین شر می‌کند

عجب آشی تو پختی ای زمانه

  • «زمانه» روزگار است، روزگار هم عصر است، عصر هم دهر است. می‌گوید این زمانه تو را چلانده انداخته در گوشت چرخ‌کن و حرف هم نباید بزنی، «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ، فاِنَّ الله هُوَ الدَّهْرَ» پوست تو را روزگار نمی‌کند، شانس و قسمت و بخت و اقبال درنمی‌آورد، بلکه دین می‌گوید این خداست!

عجب آشی تو پختی ای زمانه

پدرها را درآوردی به هر عذر و بهانه

کشتار نکن خدای ظالم

آزار نده ملت قائم

  • ملتی که علیه تو قیام کردند، تو که یک عمری به اینها و پدران و مادرانشان دروغ گفتی، وعدهٔ الکی دادی، مریضشان کردی، فقیرشان کردی.
  • این عریضهٔ همهٔ مستضعفین، منتظرین، محرومین، مغرمین، مضطرین، مضطربین، مظلومین، مغضوبین، مغصوبین، مسجونين و مقتولین است، همهٔ اینها عناوینی است که خدا به مردم داده:

در عوض آب و نان گلوله دادی به ما

  • این گلولهٔ فقر است، این گلولهٔ انواع و اقسام سرطان است، این گلولهٔ سکته است، این گلولهٔ خودکشی است، این گلولهٔ ناامیدی است.

در عوض آب و نان گلوله دادی به ما

بخت زدی بر غضب، قتل زدی بهر ما

  • قدیمی‌ها می‌گفتند هرچه روی پیشانی‌ات نوشته به تو می‌رسد، اسم آن هم قسمت است، حالا قاسم این قسمت، خداست که شما را بی‌ میلتان وارد دنیا کرده، اولش دروغ گفت، گفت: «شما را می‌برم مهمانی می‌کنم و از بهترین پذیرایی شما را مهمان می‌کنم». حالا مردم آمدند، خدای زمین در سفره‌هایشان چه گذاشته؟ یک مشت مار و عقرب گذاشته، به جای اینکه از آنها پذیرایی کند، آنها را نیش می‌زند.