برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
7225 1404/12/15
۱- راه خدای زمین، یعنی کشتار عمومی.
۲- ایران و ایرانی، قربانیان خدای ادیان.
۳- غارتشدگان این خداییم.
۴- دایرةالمعارف دین را در جبههها بنگرید.
۵- تعجب است با چنین اخباری، باز هم ادامهٔ آن دیده میشود.
۶- سردار خشونت و جنایت بی رحمی!
۷- خدمات متقابل اسلام و ایران!
۸- داستان چنگیزخان مغول، بی رنگ شده!
۹- مصحف او را چرا مطرح نکردند که وحی در زیر لحافش نازل میشد؟
۱۰- الف – شرایع مربوط به دیگران است!
ب – مگر چه چیزی در آن است؟
۱۱- نزول جبرائیل بس نبود؟
۱۲- خدای زمین از چیزی اطلاع ندارد.
🔴 درس اول:
راه خدای زمین، یعنی کشتار عمومی.
– «فَفَصَلَ هَاشِمُ ابنُ عُتْبَةَ بِالنَّاسِ مِنَ الْمَدَائِنِ فِی صَفَرٍ سَنَةَ سِتَّ عَشْرَةَ، فِی اثْنَیْ عَشَرَ اَلْفاً، مِنْهُمْ وُجُوهِ الْمُهَاجِرِینَ وَالاَنْصَارِ وَ اَعْلامِ الْعَرَبِ مِمَّنِ ارْتَدَّ وَ مِمَّنْ لَمْ یَرْتَدَّ، فَسَارَ مِنَ الْمَدَائِنِ اِلَى جَلُولاءَ اَرْبَعاً، حَتَّى قَدِمَ عَلَیْهِمْ،…. ».
📘کتاب تاریخ طبری جلد ۴ صفحه ۲۵ و ۲۶ است.
یک چند تا مبحث غیر حدیث و آیه و روایت داریم، سری میزنیم به تاریخ ببینیم این کشور از چه زمانی به تاراج رفته است.
🔶 در ماه صفر سال شانزدهم، هاشم ابن عتبه با دوازده هزار نفر که از جمله آنها سران مهاجر و انصار و بزرگان عرب از مرتد شدگان و مرتد نشدگان بودند. جالب است! «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» تو مرتد شدی، پس چرا زیر بیرق اسلام رفتی؟ به تو جواب میدهد، خدا به درد ما نمیخورد پول که به درد ما میخورد، زن که به درد ما میخورد. اینها در تاریخ اسلام و ایران نکات مهم است.
«سران مهاجر و انصار و بزرگان عرب از مرتد شدگان و مرتد نشدگان»، جالب است! آقای اهل سنّت از چه دفاع میکنی؟ در قبری ایستادی سینه برایش میزنی که مرده در آن نیست، به قول مردم. این مأخذ مال اهل سنّت است.
دوازده هزار نفر به ایران حمله کردند، این یک مقطعش است، مرتب حملات بوده، این کشور، مظلوم است باید به حال این کشور گریست، تا حالا برای کربلا گریه میکردیم امروز برای ایران باید گریه کنیم.
🔶 «با دوازده هزار نفر که از جمله آنان سران مهاجر و انصار و بزرگان عرب از مرتد شدگان و مرتد نشدگان»، معلوم میشود که سران مهاجر و انصار و بزرگان عرب همه مرتد شدند. وقتی که میگوید «اِرتَدَّ النَّاس» یعنی همه، یعنی از ابوبکر صدیق خلیفه اول رسول الله گرفته تا بیا پایین، تا بیا همین الان که دفاع میکنند، اینها مرتد هستند. میدانید چرا؟ برای اینکه تقلید از گذشتگان کردند، آنها اگر مرتد شدند اینها هم مرتد هستند. پشتوانه اینها احادیث و روایاتی است که از رجال صدر اسلام نقل کردند، وقتی آنها مرتد شدند شما چطور میگوید «قَالَ رَسُول الله»؟ خب این واسطه مرتد شده. مرتد یعنی چه؟ یعنی اینکه چه رسول اللهای، به قول شما کشک چی، دوغ چی!
🔶 «چهار روز از مدائن به جَلولاء رسیدند». مدائن مربوط به ایران بوده، ایران قبل از اسلام خیلی گسترده بوده، ایوان مدائن که مربوط به پادشاهان گذشته ایران بوده در آنجا بوده. «سپاه پارسیان را محاصره کردند، هاشم برای تهییج (یعنی تحریک) سپاهیان خود گفت در راه خدا چنان نیکو عمل کنید که پاداش و غنیمت شما را کامل بدهد». خوب گوش کن! سردار لشکر اسلام این را دارد میگوید؛ «در راه خدا چنان نیکو عمل کنید»، یعنی چنان نیکو مردم را بکشید، زنهایشان را زیر بگیرید، خانههایشان را خراب کنید، اموالشان را مصادره کنید، این رضایت خداست. شاید هم منظور از رضایت خدا و پاداش و غنیمت همین باشد که الان به دست میآوری.
🔶 مثل آن یارو که گفت میخواهم ازدواج کنم پول ندارم، بده. پیغمبر گفت: من ندارم، بیا یک گروه دارند به راهزنی میروند. میروند این اطراف را غارت میکنند میآورند، یک سهم هم به تو میدهم، عروسی را راه بینداز (7208). اسم راهزنی را گذاشتند جهاد، جالب است! این است که میگویند همیشه عقل با وحی در ستیز است، یکی از دلایلش همین است!
یا آنجایی که پیامبر میگوید به جهاد بروید، یارو میگوید نمیآیم خسته شدم، چقدر جهاد؟ پیغمبر میگوید بدبخت برو پول در آن است (7193)، یارو حرکت میکند میدود. آن یکی میگوید به جهاد نمیآیم، میگوید بیچاره زن در آن است (7193). حالا به سپاهیان خود در جهت تشویق آنها چه گفت؟ گفت: در راه خدا چنان نیکو عمل کنید که پاداش و غنیمت شما را کامل بدهند. قیامتی که وجود ندارد، پاداش همین است!
🔶 «مسلمین حمله بردند و ایرانیان از راست و چپ از عرصههای مجاور خندقی که برای مسلمانان درست کرده بودند فراری شدند و کشته شدند و مرکبهایشان لنگ شد (تیر خورد) و پیاده گریزان شدند». بیچاره ایرانی هزار و چهارصد سال است که دارد از دست اسلام درمیرود. «و مسلمانان تعقیبشان کردند و از ایرانیان به جز شمار اندکی جان به در نبردند».
خوب گوش کن ببین چه میگویم، محکمه تاریخ است به قضاوت عدل، به هوشیاری منتظر مخلص. «خدا در آن روز یکصد هزار نفر از آنها را به قتل رسانید». ای ایرانی یکصد هزار هموطن تو تنها در یک یورش به قتل رسیدند، جالب است! یکصد هزار نفر در برابر دوازده هزار نفر، همه این یکصد هزار نفر که جنگجو نبودند، مردم عادی بودند، آنها را بکشید خونشان حلال، امولشان مباح، زنانشان بدون عده سریع بزن زمین و وسط پایش بنشین.
🔶 «و آن منطقه و آنچه در جلو و پشت آن بود با اجساد کشتهها پوشیده شد». این که میگوید ماه پشت ابر نمیماند، این است! هزار و چهارصد سال قبل در ایران جنایت کردند که الان دارد علنی میشود. «و آن منطقه و آنچه در جلو و پشت آن بود با اجساد کشتهها پوشانده شد و به همین جهت این نبرد را جلولاء وقیعه نام دادند». یعنی سرزمین نبرد بزرگ و پوشیده از کشتهها! چشمت روشن رسول الله، دینی که آوردی آغازشگرش که خودت بودی شمشیر را بالا بردی «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» بعد هم پیروانت شروع به کشتار مردم کردند.
«فَفَصَلَ هَاشِمُ ابنُ عُتْبَةَ بِالنَّاسِ مِنَ الْمَدَائِنِ فِی صَفَرٍ سَنَةَ سِتَّ عَشْرَةَ، فِی اثْنَیْ عَشَرَ اَلْفاً، مِنْهُمْ وُجُوهِ الْمُهَاجِرِینَ وَالاَنْصَارِ وَ اَعْلامِ الْعَرَبِ مِمَّنِ ارْتَدَّ وَ مِمَّنْ لَمْ یَرْتَدَّ، فَسَارَ مِنَ الْمَدَائِنِ اِلَى جَلُولاءَ اَرْبَعاً، حَتَّى قَدِمَ عَلَیْهِمْ… الی آخر».
———————————————–
🟣 درس دوم:
ایران و ایرانی، قربانیان خدای ادیان.
– «وَ اَصَابَ الْمُسْلِمُونَ یَوْمَ جَلُولَاءَ غَنِیمَةً لَمْ یُصِیبُوا مِثْلَهَا قَطُّ، وَ سَبَوْا سَبْیاً کَثِیراً مِنْ بَنَاتِ اَحْرَارِ فَارِسَ، فَذَکَرُوا اَنَّ عُمَرَ ابْنَ الْخَطَّابِ کَانَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ اَوْلَادِ سَبَایَا الْجَلُولِیَّاتِ».
📚منبع اخبار الطوال صفحه ۱۲۹، ایضا در کتاب دانشنامه جهان اسلام جلد ۱ صفحه ۴۷۹۹ است.
☑ «اعراب در جنگ جلولاء غنایمی به دست آوردند». توجه کن، کالبدشکافی ایران نیست، کالبدشکافی اسلام است. آن کسی که مردم را در این هزار و چهارصد سال بدبخت کرد کلاه سرشان گذاشت، تازه یک چند وقت است که مردم فهمیدند و کلاه را دور انداختهاند. این جنگ هم بهانه است، باید مردم از دین خارج بشوند، این یک بهانهای بود، فقر هم بهانهای بود! «اعراب در جنگ جلولاء غنایمی به دست آوردند که هرگز نظیر آن را به دست نیاورده بودند». بیچاره ایرانی هر چه جمع کرده بود غارت کردند، عرب گرسنه، عرب پا برهنه، عرب خونخوار، عرب ملخخور، خرخور، سوسمارخور، خرچنگخور، خرگوشخور.
☑ «همچنین گروه زیادی از زنان و کودکان ایرانی را به اسارت گرفتند و به کنیزی و بردگی بردند». چقدر زشت است، تو تصور کن میآیند درب خانهات را میشکنند، تو از خانهات میخواهی دفاع کنی تو را میکشند، بعد زن و بچه بدبخت را برمیدارند، همه اموال را خارج میکنند و زنها را هم به خانههای عفاف میبرند. «همچنین گروه زیادی از زنان و کودکان ایرانی را به اسارت گرفتند و به کنیزی و بردگی بردند و لذا عمر مکرر میگفت…». حالا این جالب است، گوش کن! عمرالفاروق خلیفه دوم رسول الله آمر به جنگ با ایرانیان، چه میگوید؟ میگوید: «خدایا به تو پناه میبرم». از چه؟ در پرانتز نوشته یعنی «زنان و دختران اسیر شده آنقدر زیاد بودن که عمر نگران شد که تعداد فرزندانی که از آمیزش اعراب با آنها متولد میشود خیلی زیادتر و تأثیرگذارتر خواهد بود».
☑ یعنی نسل ایرانی، زنهای ایرانی را چقدر زیاد بردند که عمر نگران شد، گفت عربهای اینها را بکنند بچههایشان خب دورگه هستند، ایرانی و عرب، بعد این مادرانی که اسیر شدند به ذلت کشیده شدند به بچههایشان کم کم انتقال میدهند که این اسلام بود که ما را اینطوری کرد، ما در خانه و زندگیمان نشسته بودیم به کسی کاری نداشتیم. به قول امام حسین که دختر کوچکش در شب عاشورا از ترس میلرزید، گفت: بابا میشود ما را به شهر خودمان مدینه، به خانه خودمان ببری؟ امام حسین گفت: عزیز دلم اگر میتوانستم شما را میبردم، ما در خانهمان در لانهمان بودیم، به آن کبوتر مثال زد که در لانهاش بود با کسی کاری نداشت، صیاد آمد خانهاش را به هم ریخت، اسیرش کرد و او را کشت.
☑ «وَ اَصَابَ الْمُسْلِمُونَ یَوْمَ جَلُولَاءَ غَنِیمَةً لَمْ یُصِیبُوا مِثْلَهَا قَطُّ، وَ سَبَوْا سَبْیاً کَثِیراً مِنْ بَنَاتِ اَحْرَارِ فَارِسَ، فَذَکَرُوا اَنَّ عُمَرَ ابْنَ الْخَطَّابِ کَانَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ اَوْلَادِ سَبَایَا الْجَلُولِیَّاتِ». حالا مخالفین دین یک چیز دیگر میگویند، میگویند: سید به کسانی میگویند که پدرانشان عرب است، مادرانشان عجم است، مادرها را از خانههایشان بیرون کشاندند بردند کردند، بچههایشان شده سید. این را عوام میگویند، من سندی روی این ندارم.
—————————————–
🟡 درس سوم:
غارتشدگان این خداییم.
– «اِنَّ الْغَنِیمَةَ کَانَتْ ثَلَاثِینَ اَلْفَ اَلْفٍ وَ بَعَثَ سَعْدٌ بِالْاَخْمَاسِ اِلَى عُمَرَ».
📚کتاب الکامل فی التاریخ جلد ۲ صفحه ۳۴۷، کتاب المنتظم فی تاریخ جلد ۴ صفحه ۲۱۳ است.
🔺«غنائم این جنگ (جنگی که برای شما یکی دو تا نسخه خواندم) بالغ بر سی میلیون درهم شده بود». سی میلیون درهم آن موقع خیلی پول است، پولهای اجداد شما بوده. دین کارش همین است، از اجدادت شروع کرده غارت کرده تا الان.
🔺«و سعد ابن ابی وقاص (از نزدیکان پیامبر) خمس غنائم را برای عمر فرستاد». جالب است! یک پنجم غنائم را فرستاده، چهار پنجم آن را خودشان خوردند.
«اِنَّ الْغَنِیمَةَ کَانَتْ ثَلَاثِینَ اَلْفَ اَلْفٍ وَ بَعَثَ سَعْدٌ بِالْاَخْمَاسِ اِلَى عُمَرَ».
——————————————-
⚫ درس چهارم:
دایرةالمعارف دین را در جبههها بنگرید.
– «وَ ضَرَبَ اَعْنَاقَ اَهْلِ الْحِصْنِ اَجْمَعِینَ وَ سَبَى کُلَّ مَنْ حَوَى حِصْنُهُمْ، وَ غَنِمَ مَا فِیهِ، وَ وَجَدَ فِی بَیْعَتِهِمْ اَرْبَعِینَ غُلاماً یَتَعَلَّمُونَ الاِنْجِیلَ، عَلَیْهِمْ بَابٌ مُغْلَقٌ، فَکَسَرَهُ عَنْهُمْ،….».
📔تاریخ طبری جلد ۳ صفحه ۳۷۷ است.
🔷 جالب است! افتخارات دینتان است، به متشرع بگو، به قول خودتان میگویید کلاهت را بگذار بالاتر. دینی که پدران و اجداد ما از حقایقش غافل بودند که سرشان را به رمضان، به سحری خوردن، به افطار، به نماز و نماز شب گرم میکردند، نمیگذارد متشرع بیکار بایستد، همهاش برای متشرع قانون دارد، بیکار نباید باشد، بیکار هستی؟ ذکر بگو، دعا بخوان، قرآن بخوان. پول داری؟ مالیات بده، اسمش زکات است. یادم میافتد، شما هم یادتان هست که یک دختر با مادرش از روستا پیش پیغمبر آمد (جنایت را نگاه کن)، پیغمبر تا چشمش به النگوی کلفت دختر افتاد گفت که زکاتش را دادی؟ زکات چقدر است؟ یک دهُم. دختر گفت نه. پیغمبر گفت به جهنم میروی. دختر هم عصبانی شد و النگویش را به سمت پیغمبر پرت کرد و گفت بیا (7191)، این هم برای جهنم ساختگی تو!
🔷 ببین این بحثها در بهترین زمان است، دقت کن، الان ثبت با سند میخواند، اگر این را چند سال قبل برای شما میخواندم، جا نمیافتاد. الان که خیر و برکت از این خدای ادیان دارد بر سر و روی ایرانی میبارد تحت عنوان بمب و موشک، الان جا میافتد. الان آبروی «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» میرود. «اَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ ﴿۱۴ ملک﴾»، «نَبِّئْ عِبٰادِي اَنِّي اَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ ﴿۴۹ حجر﴾».
🔷 جنگ عین التمر در زمان ابوبکر صدیق خلیفه اول رسول الله. عین التمر یکی از مناطق ایران باستان در اطراف کربلا است، آن موقع عراق جزء ایران بوده. انبار، این هم یکی از شهرهای عراق است، خالد ابن ولید، این که به او افتخار میکنند آدمکش معروف، همهاش این را آوردند جلوی علی بلند کردند که سیف الاسلام، سیف الله، سیف رسول الله، شمشیر خدا، شمشیر اسلام، شمشیر پیغمبر، اینها عناوینی است که به او دادند.
حقا که خالد ابن ولید جانشین واقعی پیغمبر است، باید پیش از ابوبکر صدیق خلیفه میشد، چون دقیقا راه پیامبر را در «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» طی کرده است. بعد از جنگ انبار خالد ابن ولید عازم عین التمر شد و بعد از پیروزی (دقت کن، امروز روز عزای ملت ایران است) گردن همه مردم قلعه را زد و هر چه زن و فرزند و مال در قلعه بود به اسیری برد.
🔷 در کلیسای آنجا (قبل از اسلام در ایران مسیحی بود، یهودی بود، زرتشتی بود) چهل پسر پیدا شد که آنان انجیل میآموختند و درب کلیسا بر آنها بسته بود، خالد درب را شکست. به به نمونهاش را هم داریم! گفت: شما کیستید! گفتند ما گروگان هستیم. گرودگان هستیم دیگر، تو در را شکستی ما گروگانت هستیم. خالد آنها را در میان مردم سختکوش تقسیم کرد. یک سوال: پسربچه به چه درد نظامی عرب میخورد، غیر از اینکه میخواهد با او لواط کند؟ همه چیز آزاد است، تو فقط بگو «لَا اِله اِلَّا الله» همه چیز برای تو آزاد است. اگر مردم معمولی لواط کنند آنها را از بالای کوه بینداز پایین، ولی سرباز اسلام نه، سرلشکر اسلام خالد ابن ولید نه، ترتیب چهل تا پسر را میدهد. بله!
🔷 یزید جانشین ششم پیغمبر، اسلام را اینطوری تعریف میکند: «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلَا خَبَرٌ جاء وَ لَا وَحْىٌ نَزَلْ». وحی چیست، کشک چی، حکومت، سلطنت، سیاست، الان به دست من رسیده، حسین را میکشم، حسین کیست! «حُسَيْنٌّ مِنِّي وَ اَنَا مِنْ حُسَيْنِ» یعنی چه! پدرش معاویه هم که گفت! خوشبختانه اینها سند است برای همین اسلام، همین کتابهای اهل سنّت که دهان باز کردند، میگوید شیعه از تشیع برگشته بیاید سنّی بشود، خاک بر سرت، اصلاً تو مثل اینکه در ایران نیستی.
🔷 معاویه چه گفت؟ علی را که شکست داد علی را کشت، آمد روی منبر علی در مسجد کوفه، پایگاه علی، پایتخت علی، در حضور حسن و حسینِ علی گفت: ای مردم من آمدم اینجا نه میخواهم نماز بخوانید، نه روزه بگیرید، اینها را خودتان بلد هستید، من آمدم حکومت کنم. بعد امام حسین بنده خدا شعارش چیست؟ «اِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلَاحِ فِی اُمَّةِ جَدِّی» حرکت کردم با صد نفر در برابر صد هزار نفر یا ده هزار نفر که چه؟ «اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ» امر به معروف کنم. حسین جان، خانه از پایبست ویران است، چه را میخواهی هدایت کنی؟ امر به معروف یعنی چه؟ میخواهی اسلام را نقاشی کنی؟ این اسلام پوسید رفت، الان یک سند را برای شما خواندم که بزرگان عرب، بزرگان انصار و مهاجر مرتد شدند. مرتد یعنی چه؟ یعنی گفتند پیغمبر برای حکومت قیام کرد، حالا هم که مرده حکومت به دست ما رسیده.
🔷 بچهها را تقسیم کرد، بیچاره بچهها چه کشیدند، این مال عربها کلفت و بزرگ، بیچاره بچه ده دوازده ساله، این جنایت را هیچ وقت فراموش نمیکنند.
«وَ ضَرَبَ اَعْنَاقَ اَهْلِ الْحِصْنِ اَجْمَعِینَ وَ سَبَى کُلَّ مَنْ حَوَى حِصْنُهُمْ، وَ غَنِمَ مَا فِیهِ، وَ وَجَدَ فِی بَیْعَتِهِمْ اَرْبَعِینَ غُلاماً». غلام به کسی میگویند که هنوز ریش درنیاورده است. «یَتَعَلَّمُونَ الاِنْجِیلَ، عَلَیْهِمْ بَابٌ مُغْلَقٌ، فَکَسَرَهُ عَنْهُمْ… الی آخر».
▪- «حاصرَ خالدٌ اَهلَ عینِ التمرِ حتى استنزلَهم بِغَیرِ اَمانٍ، فَضَرَبَ اَعناقَهم و سَبَى…».
اخبارالطّوال صفحه ۱۱۲ است.
🔷 یک روایت دیگری درباره این جنگ، میگوید: خالد مردم عین التمر را محاصره کرد و آنان را بدون اینکه امان دهد. امان بده که بگویند «لَا اِلَه اِلَّا الله»، لامذهب، بی وجدان، بی دین، جنایتکار، سلاخ، الان خالد میدانی درِ گوش من چه گفت؟ گفت: اینها را به پیغمبرت بگو، به من نگو، او یادم داد!
سپس گردنهایشان را زد و زنان و کودکان را اسیر کرد. خیلی جالب است! آنان را بدون اینکه امان دهد مجبور به تسلیم کرد و سپس گردنهایشان را زد یعنی چه؟ یعنی اسلام منطق، برهان، دلیل و حجت ندارد!
🔷 یعنی «لَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ اَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ ﴿۲۵حدید﴾» کشک است، مسخره است! اسلام یعنی خالد ابن ولید، امان نمیدهد طرف بگوید تسلیم شدم غلط کردم، چون خالد ایمان مردم را که نمیخواهد، پول، زن! دیگر حالا هم دیدیم گل بود به سبزه نیز آراسته شد. این دیگر اولین بخشی است آمد که بچهها را میبرند. حتما از زنها خسته شدند گفتند حالا یک مقداری هم بچهها! بعد آبروی قوم لوط رفته!
«حاصرَ خالدٌ اَهلَ عینِ التمرِ حتى استنزلَهم بِغَیرِ اَمانٍ، فَضَرَبَ اَعناقَهم و سَبَى …».
———————————————
🟠 درس پنجم:
تعجب است با چنین اخباری، باز هم ادامهٔ آن دیده میشود.
– «ذِکْرُ وَقْعَةِ الثِّنْیِ… وَ قُتِلَ مِنَ الْفُرْسِ مَقْتَلَةٌ عَظِیمَةٌ یَبْلُغُونَ ثَلَاثِینَ اَلْفاً سِوَى مَنْ غَرِقَ وَ مَنَعَتِ الْمِیَاهُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ طَلَبِهِمْ وَ قَسَّمَ خالد ابن ولید الْفَیْءَ وَ اَنْفَذَ الْاَخْمَاسَ اِلَى الْمَدِینَةِ وَ اَعْطَى الْاَسْلَابَ مَنْ سَلَبَهَا وَ کَانَتِ الْغَنِیمَةُ عَظِیمَةً وَ سَبَى عِیَالَاتِ الْمُقَاتِلَةَ».
سند کتاب الکامل فی التاریخ جلد ۲ صفحه ۲۳۶، کتاب نهایة الارب فی فنون الادب جلد ۱۹ صفحه ۱۰۸ و ۱۰۹ است.
همه اینها در حول کشور ایران است.
❇ جنگ مذار؛ مذار نام شهر بزرگی در اطراف بصره و دجله و فرات و محل دومین حمله بزرگ اعراب به فرماندهی خالد ابن ولید به ایرانیان بود در زمان ابوبکر صدیق خلیفه اول رسول الله رضی الله عنه! ای اهل سنّت خوشت آمد؟ ما احترام میکنیم، حضرت ابوبکر، باید قدردان بود، اینها در باغستان انسانیت گل کاشتند! از پارسیان (یعنی هموطنان شما) کشتاری بزرگ شد. چقدر این کشور، مظلوم است، چقدر از آن کشته گرفتند. چقدر! مغولها آمدند کشتند، بنی عباس آمدند کشتند، بنی امیه آمدند کشتند. باید اسم اینجا را میگذاشتند افغانستان. میدانی یعنی چه؟ افغانستان یعنی محل فغان. عوضی اسم آن را ایران گذاشتند، البته آن موقع هم افغانستان جزء ایران بود.
❇ از پارسیان کشتاری بزرگ شد که شمار کشته شدگان به سی هزار نفر میرسید. انگار سی هزار پشه کشتند. بابا الان دین دارد میگوید «النَّاس حَشَرَاتُ اَلْاَرْضِ» این خروجی محراب و منبر است، میگوید هر چه هست اصحاب محراب و منبر است، بقیه مردم حشرات هستند. این هم نمونهاش!
شمار کشتهشدگان به سی هزار نفر رسید و این تعداد به غیر از آنهایی بود که غرق شدند. ظاهراً آنجا رودخانهای بوده میخواستند دربروند غرق شدند. شماره آنها معلوم نیست. آبهای رودخانه مانع تعقیب فراریان ایرانی توسط مسلمانان شد، خالد ابن ولید غنائم را تقسیم کرد و خمس آن را به مدینه فرستاد. جالب است، به حضرت ابوبکر یک پنجم میدهد، وزر و وبالش مال اوست که خلیفه مسلمین است، حالش را خالد ابن ولید میبرد.
❇ این خالد ابن ولید آی کیف کرد. من فکر کنم هلیمی که جبرائیل به پیغمبر داد که ترتیب نُه تا زن را بدهد، به اینها داده، اینها خیلی قوی بودند.
و این تعداد به غیر از آنهایی بود که غرق شدند، آبهای رودخانه مانع تعقیب فراریان ایرانی توسط مسلمانان شد، و خالد ابن ولید غنائم را تقسیم کرد و خمس آن را به مدینه فرستاد و اموال غنیمتی را بین کسانی که آنها را گرفته بودند داد، غنیمت بسیار بزرگ بود و زنان و فرزندان جنگجویان را به اسارت گرفت.
«ذِکْرُ وَقْعَةِ الثِّنْیِ… وَ قُتِلَ مِنَ الْفُرْسِ مَقْتَلَةٌ عَظِیمَةٌ یَبْلُغُونَ ثَلَاثِینَ اَلْفاً سِوَى مَنْ غَرِقَ وَ مَنَعَتِ الْمِیَاهُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ طَلَبِهِمْ وَ قَسَّمَ خالد ابن ولید الْفَیْءَ ….الي آخرش».
همه این اسناد مال اهل سنّت است که الان دهان گشاد کردهاند که شیعهٔ ایرانی را سنّی کنند، یعنی همچنان ادامه داشته باشد، خدا همان، قرآن همان، وحی همان، فقط مذهبش عوض میشود، شیعه بوده حالا سنّی بشو!
——————————————-
🟤 درس ششم:
سردار خشونت و جنایت بی رحمی!
– «قَدِمَ خَالِدٌ عَلَى الْمُقَدِّمَةِ، فَاَطَافَ بِالْخَنْدَقِ، وَ اَنْشَبَ الْقِتَالَ، وَ کَانَ قَلِیلَ الصَّبْرِ عَنْهُ اِذَا رَآهُ اَوْ سَمِعَ بِهِ، وَ تَقَدَّمَ اِلَى رُمَاتِهِ، فَاَوْصَاهُمْ وَ قَالَ: اِنِّی أَرَى اَقْوَاماً لا عِلْمَ لَهُمْ بِالْحَرْبِ، فَارْمُوا عُیُونَهُمْ وَ لا تَوَخُّوا غَیْرَهَا، فَرَمَوْا رَشْقاً وَاحِداً، ثُمَّ تَابَعُوا، فَفُقِئَ اَلْفُ عَیْنٍ یَوْمَئِذٍ، فَسُمِّیَتْ تِلْکَ الْوَقْعَةُ ذَاتَ الْعُیُونِ، وَ تَصَایَحَ الْقَوْمُ: ذَهَبَتْ عُیُونُ اَهْلِ الاَنْبَارِ».
📚 کتاب تاریخ طبری جلد ۳ صفحه ۳۷۴، کتاب الکامل فی التاریخ جلد ۲ صفحه ۲۴۱، کتاب المنتظم فی تاریخ جلد ۴ صفحه ۱۰۶، کتاب نهایت الاَرب فی فنون الاَدب جلد ۱۹ صفحه ١۱۲ است.
ببین همه اینها کتابهای تاریخی است و مورد تأیید اهل سنّت و جماعت که از این تلویزیون (که حالا خوشبختانه یا بدبختانه کور شد) تبلیغ میکردند شیعه جنایتکار است بیایید سنّی بشویید، بیا این سنّی است.
⚛ جنگ انبار که از شهرهای ایران است (یعنی بود) که به جنگ ذاتالعیون نیز معروف است، خالد ابن ولید…، مدام صحبت خالد ابن ولید است. آی این خالد ابن ولید به پیغمبر خدمت کرد، آی نور به قبرش ببارد، از ایرانیها خوب کشت، زنها و بچههای ایرانی را خوب کرد، اموال ایرانی را خوب برد. به متشرع بگو یک وقت نماز میخوانی دو رکعت هم خیرات خالد ابن ولید را بخوان، چون او به تو خدمت کرد که تو الان سر سفره دین نشستی.
⚛ خالد ابن ولید پیشاپیش سپاه آمد و اطراف خندق میچرخید و آتش جنگ را شعلهور میکرد و او هر وقت جنگی را میدید و یا میشنید بسیار کم طاقت میشد. یعنی عجله داشت که سریع بکشید، بکنید، بخورید. او به سوی تیراندازانش جلو رفت و به آنان سفارش کرد و گفت: من میبینم که این مردم آگاهی از جنگ ندارند. آقای متشرع استنباط تو از این چیست؟ «آگاهی از جنگ ندارند» یعنی مردم کوچه خیابان را میکشته، نه سرباز را! مانند آنکه در خیبر رفت، برای شما خواندم که صبح مردم گونی و بیل و کلنگ، اینها را برداشتند به مزرعه بروند که یک دفعه اینها حمله کردند (7205).
خیلی خیلی خیلی باعث خجالت است که من سی و پنج سال بدون استفادهٔ مادی سینهام را سپر این دین کردم و سه بار به خاطر آن به زندان رفتم، که البته زندان آخری باعث روشن شدن من شد، سپاس میکنم از آنهایی که من را زندانی کردند، ولو یازده سال بود بدون وکیل، بدون مرخصی، بدون درمان، ولی میارزید.
⚛ گفت: «من میبینم که این مردم آگاهی از جنگ ندارند»، یعنی از شیوه و فنون جنگی بی خبر هستند. «پس چشمانشان را نشانه روید». وای! رفت در یک جای خطرناک، من زیاد بازش نکنم. چه بگویم؟ گفت: ای تیرانداز چشمان ایرانیها را نشانه بگیر، چون اینها سرباز نیستند بلد نیستند جنگ کنند ولی کورشان کن که برای همیشه سرجایشان ساکت بنشینند. «و جز آن هدف نگیرید، پس آنان یکباره و همزمان تیراندازی کردند، سپس پی در پی ادامه دادند، (گوش کن) در آن روز هزار چشم کور شد و لذا آن نبرد را ذات العیون میگفتند». یعنی جنگی که فقط چشمها را درمیآورد.
⚛ «و مردم فریاد برآوردند چشمان اهل انبار کور گردید». افتخار میکند، چرا نکند؟ دینی که آمد اعراب جاهلی را سر جایشان نشاند، گفت زنا نکنید، دزدی نکنید، دقیقاً خودش اجرا کرد. آدم نکشید، ولی خودش کرد، منتها اسمش را گذاشت جهاد. قشنگ است نه؟ دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست، یعنی همین! آقای مصلح بلند شده که جنایتکار عرب را سر جایش بگذارد. چه کار میکرد؟ به اینطرف حمله میکرد و آدم میکشت. دیگر؟ اموال مردم را جمع میکرد. دیگر؟ زنان مردم را انجام میداد. همین کارها را هم خودش کرد. به به واقعاً! چه کار کنیم!
«قَدِمَ خَالِدٌ عَلَى الْمُقَدِّمَةِ، فَاَطَافَ بِالْخَنْدَقِ، وَ اَنْشَبَ الْقِتَالَ، وَ کَانَ قَلِیلَ الصَّبْرِ عَنْهُ اِذَا رَآهُ اَوْ سَمِعَ بِهِ، وَ تَقَدَّمَ اِلَى رُمَاتِهِ، فَاَوْصَاهُمْ وَ قَالَ: اِنِّی أَرَى اَقْوَاما لا عِلْمَ لَهُمْ بِالْحَرْبِ، فَارْمُوا عُیُونَهُمْ».
⚛ خیلی وقت ما را گرفت ولی میارزد، الان جایش است، الان که خدای ادیان و مذاهب ایران را شخم میزند، الان وقتش است.
اینجا را ساعت پنج صبح میکوبیدند. میدانی یعنی چه؟ یعنی الله میگفت بلند شوید وقت سحر است، سحری بخورید. چه بخوریم یا الله؟ موشک، بمب. چه میخواهی بخوری عزیزم؟ یعنی از من الله بیشتر از این توقع داری؟ متشکرم، ممنون، سپاسگزارم از طرف هموطنان از اینکه به ما لطف دارید الله جان، مش رحمان، کَلرحیم.
—————————————–
⚪ درس هفتم:
خدمات متقابل اسلام و ایران!
– «وَ یُرْسِلُ اِلَیْهِمْ مَنْ یَذْمُرُهُمْ وَ یَقُولُ لَهُمْ: عَادَاتُکُمْ فِی اَمْثَالِکُمْ انْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ حَتَّى هَزَمُوا الْفُرْسَ… فَافْتَرَقُوا مُصَعِّدِینَ وَ مُنْحَدِرِینَ وَ أَخَذَتْهُمْ خُیُولُ الْمُسْلِمِینَ حَتَّى قَتَلُوهُمْ وَ جَعَلُوهُمْ…..».
📕کتاب الکامل فی التاریخ جلد ۲ صفحه ۲۸۱ است.
💠 «صد هزار کشته ایرانی در یکی از تهاجمات و جنگهای اعراب با ایرانیان به نام نبرد بُوَیب در زمان خلافت عمر». حضرت عمرالفاروق خلیفه دوم رسول الله رضی الله عنه. ما با اینها با احترام صحبت میکنیم چون اینها واقعیت اسلام را رو کردند، ما اینها را دوست داریم، ما نوکر اینها هستیم، هر کس علیه الله افشاگری کند ما زیر پرچمش هستیم.
بُوَیب منطقهای در کنار رودخانه بُوَیب که از شاخههای فرات و نزدیک کوفه بود.
💠 یکی از نویسندگان، پنجاه سال قبل یک کتاب نوشت به نام خدمات متقابل اسلام و ایران. یعنی چه؟ یعنی چه خدمتی اسلام به ایران کرده، چه خدمتی ایران به اسلام کرده! آن زمانی که این آقا این کتاب را مینوشت امروز نبود. خدماتی که اسلام به ایران کرده چپاول، خفقان، کشتار، کور کردن چشم، زنان ایرانی را به یغما بردن، به بچههایش رحم نکردن برای لواط بردن!
💠 ادامه همین بحثها است.
«تا اینکه ایرانیان را شکست داد (یعنی خالد ابن ولید) و آنها پراکنده شدند، گروهی به سوی بالا و گروهی به سوی پایین گریختند و اسبهای مسلمانان آنان را دنبال کردند تا اینکه همه را کشتند». ای بی گناه ایرانی، ای بی کس ایرانی، ای مظلوم ایرانی!
«و اجسادشان را انباشته کردند، پس هیچ جنگی بین مسلمانان و ایرانیان روی نداد که بعد از آن جنازهها مانند این جنگ بر جای بماند، استخوان کشتهها مدتی طولانی باقی ماند و تعداد کشتهها را صد هزار نفر ایرانی اعلام کرده».
💠 آقایی که کتاب نوشتی خدمات متقابل اسلام و ایران، آیا در ایران، اسلام جای دارد؟ بله؟ ایران به اسلام همه چیز داد؛ کشور دارد، زیرخاکی داد، خزائن ملی داد، ثروت داد، زن خوشگل داد، پسر قشنگ داد، اموال داد، اینها را ایران به اسلام داد. اسلام به ایران چه داد؟ این است که خواندم.
💠 «وَ یُرْسِلُ اِلَیْهِمْ مَنْ یَذْمُرُهُمْ وَ یَقُولُ لَهُمْ: عَادَاتُکُمْ فِي اَمْثَالِکُمْ انْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ حَتَّى هَزَمُوا الْفُرْسَ… فَافْتَرَقُوا مُصَعِّدِینَ وَ مُنْحَدِرِینَ وَ أَخَذَتْهُمْ خُیُولُ الْمُسْلِمِینَ حَتَّى قَتَلُوهُمْ وَ جَعَلُوهُمْ… الی آخر».
جالب است! آیا تو طرفدار این دین هستی؟ شعارش این است: «انْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ» الله را یاری کن تا یاریت کند. الله را با این یاری کن: نماز، روزه، فروع دین که رویه کار است، اصلش این است، الله احتیاج به خونریزی دارد، الله عرب میگوید ایرانی را باید کشت، ایرانی صاحب هیچ چیز نیست، مالکیت ندارد، نفَس نمیتواند بکشد. خالد آمده وسط میدان اسلام میگوید آی نفَس کش. آیا الان نخواندیم که برای کشتن مردم عجله داشت؟
——————————————-
🔵 درس هشتم:
داستان چنگیزخان مغول، بی رنگ شده!
– «وَ اَمَّا الْمُقْتَرِنُونَ فَاِنَّهُمْ جَشِعُوا فَتَهَافَتُوا فِي الْعَتِيقِ فَوَخَزَهُمُ الْمُسْلِمُونَ بِرِمَاحِهِمْ ….».
📕کتاب الکامل في التاريخ جلد ٢ صفحه ٣١٣ است. ⏹ باز در این روایت، خلافت عمرالفاروق است، فرمانده سعد ابن ابی وقاص از حواریون پیغمبر رضی الله عنه، ایرانیان به فرماندهی رستم فرخزاد، در یکی از جنگها که اسمش شب هَریر نامیده شد که به دلیل شدت درگیریها و بی خوابی سپاهیان متقابل به این نام مشهور شد و فردای آن روز رستم کشته شد. نمیدانم رستم چاخان است یا واقعیت دارد، نمیدانم، ولی یک چیزی میخواهم بگویم، اگر رستم سردار ایران است و سعد ابن ابی وقاص سردار اسلام است، رستمی که چندین کشور را فتح کرد و ضمیمه ایران زمین کرد، چرا از یک مشت عرب شکست خورد؟ میدانی چرا؟ برای اینکه عرب ذاتش آدمکشی است، اصلاً پیغمبر برای همین قیام کرد، کار اعراب همین بود غذا که تمام میشد شمشیرها را برمیداشتند میرفتند روستای بغلی شهر بغلی میکشتند اموال میآوردند، زنها را میآوردند، تا دوباره غذا تمام بشود و زنها برایشان عادی بشود و دوباره…! بعد پیغمبر آمد این کار را منع کرد، گفت: دزدی نکنید دستتان را قطع میکنم، زنا نکنید شلاق میزنم، رجمتان میکنم، سنگسار میکنم، بعد خودش کرد، دین کرد.
این اسناد را که تا حالا برای شما خواندم چه کار کنیم؟ آنها را آتش بزنیم؟ اینها تاریخ است، تاریخ را میشود یک سال، ده سال، صد سال سیاهنمایی کرد، وارونه نویسی کرد، تا ابد که نمیشود. الان شاید از این اسناد، برادرهای اهل سنّت و جماعت خوششان نیاید، چون من تبلیغاتشان را نقش بر آب کردم. آنها گفتند شیعه خونخوار است، این اسناد است که سنّی خونخوار است.
⏹ «که به دلیل شدت درگیریها و بی خوابی سپاهیان به این نام مشهور شد و فردای آن روز رستم کشته شد». این را میخواستم بگویم؛ رستم چرا همه جا در همه کشورها در کشورگشایی برنده شد اما اینجا کشته شد؟ به خاطر اینکه رستم وجدان دارد، ایرانی غیرت دارد، غیرت به همنوع، میگوید این دشمن من است، همنوع من است، چرا او را بکشم؟ ولی عرب نه، میگوید الله گفته بکشید. «اِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ﴿۱۶۰ آل عمران﴾» الله احتیاج دارد او را کمک کنید. خاک بر سر این دین! بروید مردم را بکشید، خدا گفته!
در ادبیات قرآنی دقت کن: «اِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ، اگر خدا را کمک کردی»، یعنی خدا میخواهد ایران و ایرانی نابود بشود. حالا بد میکنم میگویم الان ایران به وسیله خدا نابود شده؟ بیا این هم سند قرآنی!
⏹ در روایتی آمده: «سواران زره پوش ایرانی فرار کرده و به صورت نامنظم در بیابان به راه افتادند، مسلمانان آنان را تیرباران کردند به صورتی که حتی یک نفر از آنها زنده نماند». بله، عرب مسلمان! ببین این آیه یعنی همین: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ﴿۲۰۱ بقره ﴾»، من بدبخت یک عمری در جماعت مسلمین این را در قنوت خواندم خدایا در دنیا و آخرت خوبی بده. حالا منطق دین این است. خوبی دنیا چیست؟ کشورگشایی کن، اموالشان را بیاور، زنانشان را بیاور، آنها را هم بکش. این در دنیا حسنه است، «وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ﴿۲۰۱ بقره﴾» کشته هم شدی به بهشت میروی. ببین چه قشنگ رنگآمیزی سیاسی دین است!
⏹ «حتی یک نفر از آنها زنده نماند و آنان سی هزار نفر بودند». انگار سعد ابن ابی وقاص قهرمان مجاهدین اسلام اسپری حشرهکش را در دستش گرفته فشار داده، سی هزار نفر را بکش! باشد. مگر در اسناد گذشته نداشتیم که پیغمبر خودش سر گوسفند را میبرید، پایش را روی گردن گوسفند میگذارد؟ اینها ثبت نشده بود؟ تو دلت میآید که گوسفند را بکشی؟ خیلیها هستند گوسفند را میخواهند بکشند رویشان را برمیگردانند، این جاندار است، این حیات دارد، این چاقوی تیز را بر گردنش حس میکند.
«وَ اَمَّا الْمُقْتَرِنُونَ فَاِنَّهُمْ جَشِعُوا فَتَهَافَتُوا فِي الْعَتِيقِ فَوَخَزَهُم الْمُسْلِمُونَ بِرِمَاحِهِمْ …الی آخر».
▪- «اَصَابَ اَهْلَ فَارِسَ یَوْمَئِذٍ بَعْدَ مَا انْهَزَمُوا مَا اَصَابَ النَّاسَ قَبْلَهُمْ قُتِلُوا حَتَّى اِنْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَیَدْعُو …».
📕کتاب تاریخ طبری جلد ٣ صفحه ۵۶٩ است.
⏹ یک ادامه هم دارد: به ایرانیان بعد از شکست ایران در قادسیه مصائبی رسید که قبلاً در جاهلیت علیه مردم انجام میشد به طوری که مردی از سپاه مسلمان مردی از اسیران ایرانی را صدا میزد و پس از آنکه آن مرد ایرانی نزد او میآمد و در مقابلش میایستاد گردنش را میزد. حال میکند، وحشی است خوشش میآید. الان برای شما نخواندم؟ آیا سند نبود که سردار بزرگ اسلام خالد ابن ولید برای جنگ که میآمد عجله داشت؟
«حتی در مواردی سلاحش را میگرفت و او را با همان سلاح خودش میکشت، حتی بدتر از اینها، دو نفر از اسیران ایرانی را در مقابل هم قرار میدادند و به آنها دستور میدادند که با یکدیگر بجنگند تا یکی دیگری را بکشد. همچنین دو گروه از اسیران ایرانی را مجبور میکردند به جنگ و کشتار یکدیگر بپردازند».
⏹ خوب دقت کن! در روم باستان گلادیاتورها باهم جنگ میکردند، این فیلمها را شما دیدید که دو نفر را میآوردند جلوی همدیگر، اینقدر باید همدیگر را میزدند که یکی از آنها کشته میشد، حالا مانند همین!
«اَصَابَ اَهْلَ فَارِسَ یَوْمَئِذٍ بَعْدَ مَا انْهَزَمُوا مَا اَصَابَ النَّاسَ قَبْلَهُمْ قُتِلُوا حَتَّى اِنْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَیَدْعُو … الی اخر».
———————————————-
🟢 درس نهم:
مصحف او را چرا مطرح نکردند که وحی در زیر لحافش نازل میشد؟
– «عن يُوسُفُ ابْنُ مَاهَكَ قَالَ: اِنِّي عِنْدَ عَائِشَةَ اُمِّ الْمُؤْمِنِينَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا اِذْ جَاءَهَا عِرَاقِيٌّ فَقَالَ: اَيُّ الْكَفَنِ خَيْرٌ قَالَتْ: وَيْحَكَ وَ مَا يَضُرُّكَ قَالَ: يَا اُمَّ الْمُؤْمِنِينَ …فَاَخْرَجَت لَهُ المُصْحَف فَاَمْلَت عَلَیهِ اَیِّ السُورَة…».
📕کتاب صحیح بخاری [۴۹۹۳].
ساعت پنج صبح خدای ادیان اینجا را شخم میزدند، معلوم نیست حیات ما تا چقدر ادامه دارد، تا هستیم پس برای شما بخوانیم.
☑ بنازم این اسناد و مدارک را، به به!
یوسف ابن ماهک گفت: من نزد عایشه امالمومنین بودم که مردی عراقی نزد وی آمد و گفت چه کفنی بهتر است؟
همه مسائل مسلمین حل شده حالا بحث کفن است، کفن چطوری باشد؟ بعد جسد ایرانیان را روی هم انبار میکنند یک آتش میزنند.
امالمومنین فرمود: وای بر تو، تو را چه زیانی خواهد بود؟ یعنی مهم نیست کفن چه باشد. آن مرد گفت: امالمومنین مصحف خود را به من نشان دهید. امالمومنین گفت چرا؟ گفت: تا قرآن را با ترتیب آن قرار دهم، زیرا قرآن به صورت نامرتب تلاوت میشود. امالمومنین گفت چه زیانی به تو میرسد که کدام سوره اول است و کدام آخر است؟
همینطوری آمد تا آخرش، چون روایت طولانی است.
آخرش چه شد؟
☑ خوب دقت کن! ابن ماهک گفت: «سپس امالمومنین مصحفش را برای آن مرد بیرون آورد و سوره را بر وی املا کرد». هفت تا کاتب یک طرف، درس اخیر داشتیم که پیغمبر گفت: قرآن را از چهار نفر بگیرید (7222)، من آنجا هم اعتراض کردم گفتم مادرجان چه میشود؟ اصل کاری مادرجان است، قرآن در خانهاش، وحی زیر لحافش آمده. حالا اینجا بالاخره مادرجان قرآنش را رو کرد، گفت بیا این قرآن من است.
خب، برادر اهل سنّت قرآن دارد به نوشتار امالمومنین. خوب گوش کن! امالمومنین سواد دارد قرآن را مینویسد، شوهرش پیغمبر سواد ندارد. خیلی جالب است! الان یکی میخواهد ازدواج کند میگوید باید زن و شوهر سوادهایشان مانند هم باشد، این دیپلم و او لیسانس باشد نمیشود، اما اینجا شد، پیغمبر نه میتواند بخواند و نه میتواند بنویسد. همسر آبگوشتی او (که پیغمبر گفت این حکم آبگوشت را دارد در برابر همسران دیگرم) هم میخواند، هم مینویسد، هم قرآن دارد، هم قرآنش را خودش نوشته! خیلی عالی است، خیلی عالی است!
☑ «عن يُوسُفُ ابْنُ مَاهَكَ قَالَ: اِنِّي عِنْدَ عَائِشَةَ اُمِّ الْمُؤْمِنِينَ اِذْ جَاءَهَا عِرَاقِيٌّ فَقَالَ: اَيُّ الْكَفَنِ خَيْرٌ قَالَتْ: وَيْحَكَ وَ مَا يَضُرُّكَ قَالَ: يَااُمَّ الْمُؤْمِنِينَ»، میآید تا اینجا: «فَاَخْرَجَت لَهُ المُصْحَف فَاَمْلَت عَلَیهِ اَیِّ السُورَة». سوره گمشده را در کتاب مادرجان پیدا میکنند.
———————————————-
🔴 درس دهم:
الف- شرایع مربوط به دیگران است!
ب- مگر چه چیزی در آن است؟
– «عَنْ اَبِي سَعِيدِ ابْنِ المُعَلَّى رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: كُنْتُ اُصَلِّي فِي المَسْجِدِ فَدَعَانِي رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَلَمْ اُجِبْهُ فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ اِنِّي كُنْتُ اُصَلِّي فَقَالَ: اَلَمْ يَقُلِ اللهُ: {اسْتَجِيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ} [الاَنفال: ۲۴]….. لَاُعَلِّمَنَّكَ سُورَةً هِيَ اَعْظَمُ السُّوَرِ فِي القُرْآنِ قَبْلَ اَنْ تَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ….. ».
📗کتاب صحیح بخاری [۴۴۷۴].
◾زنده باد کتب اهل سنّت که افشاگرانه ما را بیدار میکنند. از ابو سعید ابن مُعلیٰ، گفت: من در مسجد نماز میخواندم که رسول خدا مرا صدا زد پاسخ ندادم و سپس عرض نمودم ای رسول خدا من مشغول نماز بودم. خوب گوش کن! پیغمبر دید بد شد، خودش میگوید به نمازگزار سلام نکن، اتصالش با خدا قطع میشود، یعنی رفته آن بالا، «الصَّلاة معراجُ المُؤمن» از آن بالا پرت میشود پایین، سلام نکن! حالا خودش سلام کرده، دید بد میشود یک آیه آورد. پیغمبر فرمود که درست است من سلام کردم، تو نباید جواب بدهی ولی این آیه را گوش ندادی «اسْتَجِيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ﴿انفال آیه ۲۴﴾»، جواب بدهید به خدا و پیغمبر؟ ◾حالا اینجا معارضات را گوش کن! اینجا بین خدا و رسول جنگ میشود. چرا؟ چون نمازخوان دارد با خدا حرف میزند، پیغمبر صدایش میکند بعد میگوید چرا جواب من را در نماز ندادی؟ بعد این آیه میآید «اسْتَجِيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ». این هم بگذار جزء عدم تطابقهای قرآن.
«اِذَا دَعَاكُمْ»، نگفت «اِذَا سَلَّمَكُمُ» اگر کارتان دارد، نه که سلام کند تو جواب بدهی! این هم یک گردنه! یا رسول الله این آیه به کار شما نخورد.
«عَنْ اَبِي سَعِيدِ ابْنِ المُعَلَّى قَالَ: كُنْتُ اُصَلِّي فِي المَسْجِدِ فَدَعَانِي رَسُولُ اللهِ فَلَمْ اُجِبْهُ فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ اِنِّي كُنْتُ اُصَلِّي فَقَالَ: اَلَمْ يَقُلِ اللهُ: {اسْتَجِيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ} [الاَنفال: ۲۴].. لَاُعَلِّمَنَّكَ سُورَةً هِيَ اَعْظَمُ السُّوَرِ فِي القُرْآنِ قَبْلَ اَنْ تَخْرُجَ مِنَ المَسْجِدِ».
انتهای همین درس هم یک بحثی بود، این را هم اشاره کنم.
◾سپس به من فرمود (یعنی رسول الله) پیش از آنکه از مسجد خارج شوی سورهای را به تو بیاموزم که با عظمتترین سورههای قرآن است، سپس دستم را گرفت و هنگامی که خواست از مسجد بیرون آید به ایشان عرض کردم (پیغمبر یادش رفت، جالب است اینها سوژهگیری است) مگر به من نفرمودی سورهای میخواهی بدهی که با عظمتترین سوره قرآن است؟ این باید یادش بیندازد! این جبرائیل هم بنده خدا رسول الله را رها میکند، خودش به اینطرف و آنطرف میرود، میرود فوتبال. چرا آبروریزی میکنی؟ پهلوی پیغمبر بایست! آن وقت پیغمبر مجبور است برای ماستمالی کردن مدام آیه بیاورد.
◾فرمود: بله، آن سوره حمد است که آن هفت آیه تکرار شده است در نماز و قرآن بزرگ و با عظمتی است که به من عطا شده. یعنی خود حمد، قرآن است. دقت کن، من چه می گویم!
«لَاُعَلِّمَنَّكَ سُورَةً هِيَ اَعْظَمُ السُّوَرِ فِي القُرْآنِ»، الان این سوره حمد که بالاتر از همه سورهها است، این چیست؟ یادت نرود گفت «قُل هُوَ الله» مهمترین سوره است که مردم در آخرالزمان عاقل میشوند این را بخوانند، دوباره به خدا نزدیک میشوند. حالا میگوید این از همه بالاتر است. این چیست؟ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾» به نام خداوند بخشنده مهربان، «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾» سپاس خدایی که بخشنده است، رئوف است، رفیق است، کریم است.
◾«الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾»، مدام تکرار میشود، مگر نمیفهمی؟ «أَ لَا اُنَبِّئُكُمْ»؟ «وَ هُوَ اللَّطِيفُ ﴿۱۴ ملک﴾»؟! بله فهمیدم، پس تکرار شد «الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾، مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾» مالک روز دین است. روز دین چیست؟ یعنی قیامت. قیامت کجاست؟ مالک امروز است الله، پوست مسلمانان را میکَند الله! یادت نرود الله مشترک شد، با اسناد و مدارکی که پیدا کردیم هم در یهود الله هست، هم در مشرکین. اسم پدر پیغمبر عبدالله است؛ محمد ابن عبدالله، قبل از اسلام. مشرکین هم که یادت هست خواستند صلحنامه بنویسند به علی گفتند بنویس، پیغمبر هم گفت بنویس «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ»، گفتند ما رحمان و رحیم نمیشناسیم. مش رحمان هست، مش رحیم هست ولی رحمانی که تو میگویی بخشنده است ما ندیدیم (7214). حقیقت را آنها گفتند. بنویس «بِاسْمِكَ اَللَّهُمَّ». پس الله مشترک شد.
◾«الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾» از تو کمک میطلبیم و تو را عبادت میکنیم. این مسلمان چه چیزی را عبادت میکند؟ این که مال مردم را بگیری، وجه شرعی روی آن بگذاری. زن مردم را بگیری، نام جهاد روی آن بگذاری. بچهها را تقسیم کنی، بعد بگو اگر لواط کردی یا با شمشیر کشته میشوی یا تو آتش میزنند یا تو را از بالای کوه به پایین میاندازند. این دستور فقه است!
«اِيَّاكَ نَعْبُدُ» اینطوری تو را عبادت میکنم، «وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾» از تو کمک میخواهم. کمک هم میکند؛ برو جلو به نام خدا بزن، بکش، بخور، بکن، نترسی، الله پشت سرت است! «يَدُ اللهِ فَوْقَ اَيْدِيهِمْ ﴿۱۰ فتح﴾» دست خدا بالاترین دستها است.
◾«اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۶﴾» من را هدایت کن به صراط مستقیم. صراط مستقیم همین است دیگر، همین است؛ هزار و چهارصد سال است که به ایرانی صراط مستقیم نشان دادند دارد میرود، این هم انتهایش است. «فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴ یوسف﴾» یعنی این! یعنی تو خواب هستی این موشک میآید بالای سرت. خدا کجاست؟ خدایی نیست. قرآن میگوید که دو تا مَلَک اینطرف و آنطرف مواظب تو هستند، «یَحْفَظونَهُ (۱۱ رعد)» تو را حفظ میکنند، رقیب و عتید، چپ و راست هستند.
◾آن موقعی که موشک میآید این رقیب و عتید کجا هستند؟ کجا گم شدند؟ جواب میخواهی؟ خود این، موشک را میدهد، مجری است. خدای ادیان و مذاهب فرشته است، مَلَک است؟ همان، موشک را میدهد. سند داری؟ بله. «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ (۲۲ ذاریات)» رزق و روزی ایرانی را بسته، حالا باز کرده است. از آن بالا چه میآید؟ موشک و بمب. قشنگ است نه؟ چقدر میشود با اسناد دینی خوب پیش رفت.
◾«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» راهی که به آنها نعمت دادی. به چه کسی نعمت داده؟ خالد ابن ولید، سعد ابن ابی وقاص، نعمت است دیگر! عجله دارد باید ایرانی را زود خفه کند نابود کند. در سند نگفت خالد ابن ولید عجله دارد؟ در یک کلام، دنیا به کام زن و بچه الله است. خدا زن و بچه دارد؟ بله. چه کسی؟ «النَّاسُ عِیالُ الله» مردم خانواده خدا هستند. «اَلْمَال مَالَ اللهُ». ببین چقدر قشنگ حکم شرعی درست میکنند! قشنگ یک طور ردیف میکنند حالت را جا میآورند به نام دین، حرف هم بزنی اعدام، تو مرتد هستی، ولی مرتدین صدر اسلام را هیچ کس کارش نداشت! الان سند داشتیم دیگر؛ مرتدینی از مهاجر و انصار و سران اعراب.
خب، نعمت هرچه هست مال دار و دسته الله است، ایرانی خفه شود گم شود کشته بشود.
◾«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿۷﴾» ما را از کسانی قرار نده که به ما غضب کردی. تمام سوءالقضا یعنی هیکل خدای ادیان. مغضوب، چیست؟ ایرانی الان مغضوب خدا نیست؟ نه؟ سدها خشک است، مغضوب نیست؟ به تبع آن، مزارع خشک است آیا غضب نیست؟ ناامنی، غضب نیست؟ طلاق، غضب نیست؟ درگیریهای خانوادگی، غضب نیست؟ فرار کردن بچهها از خانه به خاطر تخریب اعصاب، غضب نیست؟ بدهکاری، غضب نیست؟ اجارهنشینی، غضب نیست که ندارد سر برج اجارهاش را بدهد؟ پس صاحبخانه مجبور است که مدام از پول پیش بردارد بردارد بردارد تمام شد، بعد هم حکم تخلیه، برو به خیابان. کجا بروم؟ به من چه مربوط است. چه کسی این را میگوید، که به من چه مربوط است؟
«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ ﴿۷﴾ حمد». تو ای ایرانی امروز در غضب خدای ادیان هستی. «وَلَا الضَّالِّينَ» مرا گمراه هم نکن که، بله همه در گمراهی هستند به شکل دین.
———————————————–
🟣 درس یازدهم:
نزول جبرائیل بس نبود؟
– «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: بَيْنَمَا جِبْرِيلُ قَاعِدٌ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ سَمِعَ نَقِيضاً مِنْ فَوْقِهِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: هَذَا بَابٌ مِنَ السَّمَاءِ فُتِحَ الْيَوْمَ لَمْ يُفْتَحْ قَطُّ اِلَّا الْيَوْمَ فَنَزَلَ مِنْهُ مَلَكٌ…».
📕کتاب صحیح مسلم [۸۰۶].
🔸عبدالله ابن عباس محدث فریقین (شیعه و سنّی) گفت: «وقتی جبرائیل نزد نبی خدا نشسته بود که از بالای سرش صدایی مثل صدای درب را شنید». عبدالله ابن عباس آنجا بوده، خودش شنید؟ نه، نمیگوید من بودم، نه! خب، چه کسی به او گفته؟ پیغمبر گفته. «سرش را بلند کرد آسمان را دید، گفت این دری است که امروز باز شده و جز امروز هرگز باز نخواهد شد، سپس فرشتهای از آن فرود آمد. جبرائیل عرض کرد: این فرشته است که به زمین آمده و هرگز جز امروز فرود نیامده، آن فرشته سلام کرد و عرض نمود شما را مژده باد به دو نور که به شما عطا شد و به پیامبر دیگری عطا نشد، آن؛ فاتحة الکتاب است (سوره حمد) و آیات پایانی سوره بقره؛ هیچ حرفی از دعاها و درخواستها نمیماند مگر اینکه به شما عطا خواهد شد.
🔸در این آیه آخر سوره بقره چه میگوید؟ «لَا طَاقَةَ لَنَا ﴿۲۸۶ بقره﴾» طاقت نداریم. «طاقت نداریم»، میگوید عطا میشود. چه؟ برو روی آن آیه «خُلِقَ الْاِنْسَانُ ضَعِيفًا ﴿۲۸ نساء﴾»، «اللهُ اَنْ یُخَفِّف ﴿۲۸ نساء﴾». «اللهُ اَنْ یُخَفِّف» یعنی اینجا. «لَا طَاقَةَ لَنَا ﴿۲۸۶ بقره﴾» تخفیف! ما توانایی خوردن موشک و بمب نداریم. تخفیف، چیست؟ کمک بده. کمک کجاست؟ کمک به آنها میدهد. دیگر؟ «لا نُفَرِّقُ بَينَ اَحَدٍ مِن رُسُلِهِ ﴿۲۸۵ بقره﴾»، همه اینها در آیه آخر سوره بقره است، اینها کلیدهایش است، «فرقی بین پیامبران نیست». عجب! یا رسول الله پس چرا پیروان مسیحت را میکشی؟ چرا پیروان یهود را میکشی؟ چرا پیروان زرتشت را میکشی؟ «لا نُفَرِّقُ بَينَ اَحَدٍ مِن رُسُلِهِ ﴿۲۸۵ بقره﴾»! گیج است، نه اینکه رسول الله بلکه خدای پیغمبر گیج است، نمیداند دارد چه میگوید.
🔸حالا، آیا جبرائیل که پیک وحی است نمیتوانست این حرفها را بزند که به خاطر این دوتا (یعنی سوره فاتحه و دو تا آیات آخر سوره بقره) باید حتماً درب آسمان باز میشد؟ اصلاً آسمان در دارد؟ باید درش باز بشود، همین امروز هم باز شده، دیگر هم باز نمیشود. که چه؟ یک فرشته آمده میگوید که اینها را بخوان، جبرائیل هم نشسته. آخر جبرائیل بدبخت تو این حرفها را بزن که دیگر این مَلَک این همه راه را نیاید؛ پانصد سال نوری و بین هر طبقه…، نمیدانم از طبقه چندم آمده. خب تو بغل پیغمبر نشستی، تو بگو؛ یا رسول الله فاتحة الکتاب و آیات آخر سوره بقره این فواید را دارد. عدم تطابق را میبینی!
🔸«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: بَيْنَمَا جِبْرِيلُ قَاعِدٌ عِنْدَ النَّبِيِّ»، الان اینجا (عبدالله ابن عباس) میگوید که من نشسته بودم. در ترجمه ننوشته، میگوید من پیش پیغمبر نشسته بودم. «قَاعِدٌ عِنْدَ النَّبِيِّ سَمِعَ نَقِيضاً مِنْ فَوْقِهِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: هَذَا بَابٌ مِنَ السَّمَاءِ فُتِحَ الْيَوْمَ لَمْ يُفْتَحْ قَطُّ اِلَّا الْيَوْمَ فَنَزَلَ مِنْهُ مَلَكٌ… الی آخر».
——————————————–
🔵 درس دوازدهم:
خدای زمین از چیزی اطلاع ندارد.
– «عَنْ اَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: يُدْعَى نُوحٌ يَوْمَ القِيَامَةِ فَيَقُولُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ يَا رَبِّ فَيَقُولُ: هَلْ بَلَّغْتَ فَيَقُولُ: نَعَمْ، فَيُقَالُ لِاُمَّتِهِ: هَلْ بَلَّغَكُمْ فَيَقُولُونَ: مَا أَتَانَا مِنْ نَذِيرٍ فَيَقُولُ: …{وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً} [البقرة: ۱۴۳]».
📗کتاب صحیح بخاری [۴۴۸۷].
🛑 ابو سعید خُدری (جلوی اسمش رَضِيَ اللهُ) گفت: رسول خدا فرمود نوح و امتش فراخوانده میشوند و او میگوید در امر و اطاعت تو هستیم ای مالک («مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴ حمد﴾»)، خداوند میفرماید (در پرانتز) آیا پیامی را که به تو گفتم به مردم ابلاغ کردی؟ عرض کرد بله، ای مالک. سپس به امتش میفرماید آیا به شما ابلاغ کرد؟ میگویند خیر. دقت کن! پیغمبر الوالعزم دارد خدا را میپیچاند، خدا میگوید گفتی؟ پیغمبر میگوید بله. خدا به امت میگوید گفت؟ میگویند نه. خیلی عالی است! نوح چقدر امت داشت؟ یک کشتی، اینقدر نفراتش کم بود که حیوانات را هم آورده بود داخل انسانها که تیراژ بالا برود. مثل پیغمبر هست که میگوید تا میتوانید بچه بیاورید اگرچه بچه شما سقط بشود، من به این تیراژ روز قیامت در صف محشر افتخار میکنم. 🛑 میگویند خیر هیچ پیامبری نزد ما نیامد. خدا به نوح میگوید: چه کسی برای تو گواهی میدهد که گفتی و اینها میگویند نگفتی؟ نوح گفت: محمد و امتش. آیه هم آورده: «{وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً} [البقرة: ۱۴۳]». دقت کن! نوح تقریباً مال ده هزار سال قبل است حالا یک ذرّه پایینتر، خدا میگوید: ابلاغ رسالت کردی؟ میگوید: بله. خدا به مردم میگوید، میگویند نه. نوح میگوید من شاهد دارم. میگوید چه کسی؟ میگوید که محمد و امتش. آخر محمد و امتش آن موقع بودند ای دروغگو؟! خیال کردی همه خوانندگان این احادیث به قول شما گوشهایشان دراز است؟ حالا اگر بگوییم که پیغمبر قبل از همه انبیاء خِلقت داشته، «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِي» یا «رُوحِي» پیغمبر گفت، با همه انبیاء بوده، خیلی خوب! امتش که دیگر نبودند، پیروان پیغمبر که دیگر کنار پیغمبر نبودند.
این هم از این!
«عَنْ اَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ: يُدْعَى نُوحٌ يَوْمَ القِيَامَةِ فَيَقُولُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ يَا رَبِّ فَيَقُولُ: هَلْ بَلَّغْتَ فَيَقُولُ: نَعَمْ، فَيُقَالُ لِاُمَّتِهِ: هَلْ بَلَّغَكُمْ فَيَقُولُونَ: مَا أَتَانَا مِنْ نَذِيرٍ فَيَقُولُ… الی آخر».