برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (855)» 10-12-1404
حیرتزدهگان عصر اعجاب شدیم
درمانده به هر کُنْ، همگی دفن شدیم
خلاصم کی کنی از دار ذلت
نجاتم کی دهی از ظلم غیبت
چون متشرع شده، خارج عقلش
پس که تدیّن شده، مانع فکرش
هر که آمد بر زمام انتظار
لاجرم آید به او از هر لحاظی انتصار
هر دم بدمد باد به این بیرق مضطر
تا آوردش نصر به این مغرم بی سر
هممیهن ما را بنگر دین به ستیز است
در زجر و عذابش همگی نالهکنان است
اندیشه بدادست تو را تا که بدانی همه ادیان، به قتال است
عقل است به فرماندهی و وحی، نمایانِ عذاب است
جنگ عقل و دین به ایران شد عیان
این خرد گفتا به میهن گشته آتش از اذان
➖این هدیهٔ اذان نماز است، وحی است، کتاب است، خداست.
➖این زبان حال همهٔ ماست که به لطف و کرم صاحب زمین و آسمان نجات پیدا کردیم، از آب و نان ضروریتر برای ما همین بود که از خواب غفلت بیدار شویم:
کلاه دین فرو رفته به زانو
از آن روزی که انسان گشته هالو
بنگر این آیینهٔ تاریخ را افشاگر است
دین و مذهب را لباسش کَنده و آزرده است
راستگویی را دگر از دین نبین
کلّ آن آمد به محضر، غیر اکذب را نبین