با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


پرواز بر فراز ملکوت اعلی (868) تاریخ 404.12.28

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.

«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (868)»  28-12-1404

الحق که به‌ حق، آمده ما را به حقیقت

➖کلیدی در این است.

چون حقایق همه جاری شده در ردّ بطالت

➖صیغهٔ حقیقت است.

➖«جَاءَ اَلْحَقُّ وَ زَهَقَ  اَلْبٰاطِل ﴿٨١ اسراء﴾».

حقیقتاً عمر این کشور هدر رفت ز اسلام

در طول حیاتش که ندیدست به خیری ز چنین نام

حقیقتی آمده ز این چنین دین

آمار و به ارقام نگر ختم چنین کین

حقیقی نشد این مذاهب، به حقّی

به کشور نیامد نفَس، چون که آمد خرفتی

روز به‌ روز است وفات خدا

وقت وداع است به این ناخدا

➖خدا که نبود ناخدا هم نبود، ناخدا یک کشتی را هدایت می‌کند، این خدای ادیان که از بیخ‌ و بن الکی است نمی‌توانست ملت ایران را از این مشکلات عظیم که سالیان دراز دست به گریبانش هست نجات بدهد.

هر که بخوردست حلیم خدا

خون دل مردم و اهل بلا

چون مقصر آمده این دین ما

تا ابد زخم است این احوال ما

برو بیرون از این خاک مبارک

که نحسی داده‌ای دائم به نکبت

این کلاه آهنی کردی به سر

➖به امر عمرالفاروق خلیفه دوم رسول‌ الله خالد ابن‌ ولید آمد هزار و چهارصد سال قبل یکی یک کلاه آهنی سر ما و آباء و اجدادمان گذاشت که تا همین امروز نمی‌توانستیم از سرمان برداریم، امروز به یُمن حقیقت مطلق گیتی کلاه برداشته شده، هوای قشنگ ظهور می‌آید.

این کلاه آهنی کردی به سر

مملکت دادی به قعر هر چه شر

تا نام و یاد و شرع آن دین کثافت

بر جا بماند در وطن، آید خسارت

چون به قِدمت آمده دین لجن

پس بیاید اهل ایران را دهن

➖دهان همه ایرانیان را لجن دین پر کرده، راه نفس‌شان را گرفته، ولی امروز مردم دارند تف می‌کنند آنچه که در دهانشان بوده، نفس راحت می‌خواهند بکشند.

برخیز و بگو قاری قرآن، تو نزن داد که من منزجرم

ای اذان‌گو برو گم‌شو که منم ملتهبم

➖التهاب، همهٔ زندگی مردم ایران را گرفته، مردم دیگر راحتی ندارند، ائتلاف سه‌تا دین؛ اسلام و مسیحیت و یهودیت بر علیه ملت ایران شدند و هر لحظه آن را می‌کوبند به جرم اینکه ایرانی می‌خواهد آزاد باشد زیر بار دین نرود. خالد ابن‌ ولید گفت: ای ایرانی‌ها همه شما را می‌کشیم، نه برای خدا، بلکه برای مالتان، برای سرزمین حاصلخیزتان.

بت‌پرستی چو بکردی، به ز این آیین شود

➖برای‌ اینکه بت را می‌دانی هیچ‌ چیزی ندارد خودت آن را ساختی، برایش گوش و چشم ساختی، دهان و دست‌ و پا ساختی، کسی از بت انتظار کمک ندارد ولی خدایی که ادیان ساخته‌اند مانند همین بت چشم و گوش و دست‌ و پا و احساس و خشم و غضب و خنده دارد منتها فایده ندارد، فایده‌اش مال قوم و خویشانش است. «اَلنَّاسُ عِيَالُ اَللهِ» مال شما که نیست بلکه مال از من و تو بهترون است، مال سینه‌زن‌هایشان است، من هم سی و پنج سال برایش سینه زدم ولی تقدیر من این بود که راه درست را پیدا کنم.

بت‌پرستی چو بکردی، به ز این آیین شود

چون خدایش قاتل و ضارب به این ملت شود

➖ائمهٔ ما در مناجات‌هایشان ماهیت این خدای به‌ ظاهر رحمان و رحیم را افشا می‌کردند، می‌گفتند «لَا تَضْرِبْنِي»، «لَا تَمْكُرْنِی»، «لَا تَفْتِنِّي»، «لَا تَقْتُلْنِي».