برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
7233 1404-12-26
۱- آنچه را که اکنون در کشور میبینید، معنای این آیه است.
(مرتبط با تدریس 6736)
۲- پس مقاماتِ «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ» چه شد؟
(مرتبط با تدریس 6659)
۳- پادشاه در آخرت است، در دنیا چی؟
۴- دیکتاتوری تو باعث دشمنی بندگانت شده!
(بازخوان از تدریسهای 6498، 6512 و 7030)
۵- اگر دست دارد پس بخشش هم دارد.
(بازخوان از تدریس 6510)
۶- برای پر کردن بهشت، خِلقت جدید میآورد.
۷- خدا شلوارش را بالا میزند.
۸- حیوان و نبات نمیمیرد.
۹- خدای زمین با مردم حرف میزند.
(مرتبط با تدریسهای 1858، 3049، 4385، 6120، 6404، 6510 و 6602 و 7142)
۱۰- تو را آفریده که عذابت کند.
۱۱- با عناوین مختلف به تو میگوید جبر مطلق است.
۱۲- حرفهای زیادی و اضافی که جایگاهی ندارد!
🔴 درس اول:
آنچه را که اکنون در کشور میبینید، معنای این آیه است.
(مرتبط با تدریس 6736)
– «عَنْ جَابِرِ ابْنِ عَبْدِ اللهِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ: {قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلَى اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ} [الاَنعام: ۶۵]، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «اَعُوذُ بِوَجْهِكَ»، فَقَالَ: {اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِكُمْ} [الاَنعام: ۶۵]، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «اَعُوذُ بِوَجْهِكَ»، قَالَ: {اَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً} [الانعام: ۶۵]، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: هَذَا اَيْسَرُ».
📗 کتاب صحیح بخاری [۷۴۰۶].
🔶 جابر ابن عبدالله انصاری: وقتی که این آیه نازل شد «قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلَى اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ ﴿۶۵ انعام}» بگو خدا میتواند عذابی از بالای سرتان بر شما بفرستد و شما را دچار بلاهای آسمانی کند. رسول خدا گفت به ذات تو پناه میبرم.
متنش «اَعُوذُ بِوَجْهِكَ» است، این بیخودی معنا کرده «ذات». «اَعُوذُ بِوَجْهِكَ» خدایی که ترسیم شده یعنی «پناه به صورت تو میبرم»، یا «پناه به آبروی تو میبرم». میگوید فلانی صاحب وجهه است.
آن حضرت گفت (ادامه آیه است): «اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِكُمْ» یا از زیر پایتان عذاب میفرستم و شما را دچار بلاهای زمینی میکنم. ایضاً پیامبر فرمود: «به ذات تو پناه میبرم». مدام تکه تکه آیه میآمد، مدام میگفت به ذات تو پناه میبرم.
قسمت آخر آیه چیست؟ «اَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» یا اینکه کار را بر شما به هم آمیزد، دسته دسته و پراکنده شوید و ترس یکدیگر را به شما بچشانم. پیامبر فرمود این آسانتر است (جنگ داخلی را میگوید). پیغمبر میگوید این آسانتر از آن دوتا است.
🔶 «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ: {قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلَى اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ}» میتواند از آسمان عذاب بفرستد، «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ ﴿۲۲ ذاریات﴾»، نگفتم رزق بد و خوب هست؟ «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲ ذاریات﴾»، «رزق» و «وعده»، وعده، این است؛ «{قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلَى اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ} [الاَنعام: ۶۵]». ایرانِ امروز آیینهٔ تمامنمای خدای زمین است.
چقدر جالب است، قبل از اینکه پردهها کنار برود و خدای دین مفتضح بشود ما شروع کردیم. اینها چند وقت است که شروع کردند یعنی ثبت با سند.
➖«سند» آنچه که گفتیم بر اساس این آیات.
➖«ثبت» هم همین است، الان موشک این طرف خورد، یک ثبت. الان آنطرف خورد، یک ثبت. امروز این را خورد، یک ثبت. فردا این را خورد، یک ثبت.
🔶 ثبت لحظه به لحظه بی آبرویی و بی کفایتی خدای زمین! ببین رسماً مسئولیتش را قبول کرده. اینکه میگویم خدا میزند نه دشمن، نگو چرا؟ بیا این سند! خیر که ندارد. «بَقِیُّتُ اللهِ خَیْرٌ لَکُمْ ﴿۸۶ هود﴾» ادامهٔ الله خیر است. ادامهاش ظهور است؟ ظهور دینی. ادامهاش هم که کشتار است، ادامهاش برای منتظر مخلص محقق، خیر است. خیرش در چیست؟ میآید این دینی که یک عمری سوار ما بوده را نابود میکند، «یَأْت بِدِينٍ جَدِیدٍ». این قرآنی که به قول جبرائیل که به پیغمبر گفت اصل فتنه است. قرآنی که پیامش کشتار است؛ «اُقْتُلُوا» و «قَاتِلُوا»، پیامش دست و پا بریدن است، پیامش سحر و جادو است. همه اینها آیاتش را برای شما گفتم. پیامش اختلافانگیزی است. پیامش سرکار گذاشتن انبیاء است، به لحاظ آنکه گفت پیغمبر میفرستیم و یک قلدر جلویش میایستد که رسالتش را خنثی کند. از بالا عذاب میفرستم.
🔶 ای الله دیدیم که وعدههایت اثر کرده وعده خوب که نداری. «وَاللهُ یَحْفَظونَهُ» که نداری. «وَاللهُ هُوَ الْغَنِيُّ ﴿۱۵ فاطر﴾» که نداری. «أَ مَّن یُجیبُ ﴿۶۲ نمل﴾» که نداری. «وَ اِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیبٌ ﴿۱۸۶ بقره﴾» که نداری. رحمان نیستی، رحیم نیستی، لطیف نیستی، ودود نیستی، شفیق نیستی، کریم نیستی، بلکه اینها هستی: استحقاق دنیایی که قرآن و وحی و پیامبر معرفی میکند «الدُّنْیَا مَلْعُونَةٌ»، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. دنیای ملعون، «الدُّنْیَا مَلْعُونَةٌ» یعنی خدای ملعون. چرا؟ چون گفت به روزگار به زمان به عصر به دهر فحش نده «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ، فاِنَّ الله هُوَ الدَّهْرَ». ببین قشنگ مسئولیتش را به عهده گرفته، نمیتواند از زیرش دربرود. امروز در ایران آخرین نفسهای ادیان و مذاهب است.
🔶 بعد ادامهاش چه بود؟ «اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِكُمْ ﴿الاَنعام: ۶۵﴾» عذاب از زیر. دوقبضهاش کرده، از بالا مشخص شد. از پایین چیست؟ در ایران زمین این همه موشک و بمب خورده، به زودی شاهد حرکت گسلهای زیرزمینی خواهید بود، کوههایی که زیر زمین است و ما روی آن هستیم حرکت میکنند، زلزله هفت ریشتر هشت ریشتر، رانش زمین. آنجا آبها را از شما دریغ کرد، گفتند چاهها که خالی شده زمین تکان خورده وای به حال این که موشک چه کرده! برای همین است که باید زود برویم.
این الله به این زودی از این کشور نمیرود، تا پوست ایرانی را نکند تا کشور را نابود نکند نمیرود. هزار و چهارصد سال پیش آمده، به وسیله حضرت عمرالفاروق خلیفه دوم رسول الله رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، به سرداری سردار معظم اسلام خالد ابن ولید رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، تشریف نحسش را به این کشور آورده است. چقدر نحس بودند، ببین تا الان نحوستش ادامه داشت! ببین، رستم در آن برگه تاریخی چه گفت؟ گفت: شما نجس هستید، خونتان نجس است. آن نحوست که هزار و چهارصد سال قبل آمد تا الان ادامه دارد، تا الان ایرانی بدبخت و بیچاره بوده! همین؟ نه، مثلث است. دیگر چه؟ بابا ملت گناه دارند، گناه چه دارند؟
🔶 «اَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً ﴿الانعام: ۶۵﴾» یا اینکه شما را گروه گروه میکنیم که به جان هم بیفتید؛ جنگ داخلی! تازه پیغمبر میگوید «هَذَا اَيْسَرُ» یعنی جنگ داخلی از آن دوتا عذاب بهتر است، برای اینکه تو دشمنت را میبینی با او مقابله میکنی ولی موشک و بمب را که نمیبینی دربروی، یک دفعه میبینی خانه لرزید. میدانی چند نفر، چند صد نفر، چند هزار نفر در این چند وقت به من عریضه دادند؟ تمام لکه ننگ است بر دامن دین! از خانهاش فرار کرده تا کشته نشود، میرود یک جایی خانه فامیل، یک روز دو روز ده روز، از همدیگر خسته میشوند، میکَند میآید سر جایش. در دهات یک جا را اجاره کرده، دیگر پول تمام میشود و برمیگردد. طبقه فقیر را میگویم، و آنهایی که در مرز فقر هستند، این عریضهها مال آنها است. بیرون از شهر است، همسایه زنگ میزند بیا ببین آقاخدا چه آشی برای تو پخته، میآید میبیند زندگیاش نابود شد. شخصی که چهل سال کار کرده زحمت کشیده یک خانه توانسته درست کند، یک اثاث خانه توانست درست کند، رفته هوا. برای همین است بعضیها در عریضههایشان میگویند ما جا داریم اما نمیرویم. چرا؟ برای اینکه میگوید همه زندگی ما یک خانه است و یک اثاث، وقتی بیاییم ببینیم این از بین رفته، این چه زندگی است؟
🔶 چقدر روانی شدند. پنیک (Panic attack) میگویند، نمیدانم چه میگویند! چقدر با صدا غش میکنند، چقدر حامله سقط کرده. همه اینها عریضههایش میآیند، تازه اینها صدایش را شنیدند، خودشان از بین نرفتند. چقدر اعصابها خراب میشود و به جان هم میافتند. میدانی در این دو هفته گذشته چقدر درگیری خانوادگی داشتیم؟ عریضه دارند. اصلش دو چیز است: یکی بحث روانی جنگ است اعصابها ته کشیده و یکی هم فقر است.
طرف در عریضهاش میگوید من روزمزد هستم، دو هفته است سرکار نرفتم، تو بگو من چه بخورم، به این زن و بچهام چه بدهم؟ ای نااهل که در آن کتابت میگویی «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ ﴿۳۲ نور﴾» برو ازدواج کن من پشتت هستم. ای نامرد، دروغگو! اینها را به دین فایده ندارد بگویی، باید یقه طرفدار دین را گرفت. الان زورت نمیرسد؟ به زودی میرسد. برای چه ما را به دنیا آوردی؟ «اِنِّي جٰاعِلٌ فِي اَلْاَرْضِ خَلِيفَةً ﴿۳۰ بقره﴾» میخواهم تو را خلیفه کنم. خلیفه یعنی چه؟ یعنی جانشین خدا. جانشین خدا یعنی چه؟ یعنی «عَبدي اَطِعنِي حَتّى اَجعَلَكَ مِثْلِي» بیا زیر پرچم من تا من تو را مثل خودم بکنم، واحد اسم اعظم به تو دادم. به انبیاء نداد، به ائمه نداد وای به حال ما!
➖اگر رسول الله اسم اعظم داشت او را به خانه توطئه نمیبردند، به او سم نمیدادند و مانع وصیتنامه نویسی او نمیشدند.
➖اگر امیرالمؤمنین اسم اعظم داشت در صفین آبرویش نمیرفت، سنگ روی یخ نمیشد، افتضاح عقبنشینی از جبهه در اثر توطئه قرآن پیش نمیآمد.
➖اگر امام حسن مجتبی اسم اعظم داشت صلح را تحمیلاًکرده، دیگر پول تمام میشود و برمیگردد. طبقه فقیر را میگویم، و آنهایی که در مرز فقر هستند، این عریضهها مال آنها است. بیرون از شهر است، همسایه زنگ میزند بیا ببین آقاخدا چه آشی برای تو پخته، میآید میبیند زندگیاش نابود شد. شخصی که چهل سال کار کرده زحمت کشیده یک خانه توانسته درست کند، یک اثاث خانه توانست درست کند، رفته هوا. برای همین است بعضیها در عریضههایشان میگویند ما جا داریم اما نمیرویم. چرا؟ برای اینکه میگوید همه زندگی ما یک خانه است و یک اثاث، وقتی بیاییم ببینیم این از بین رفته، این چه زندگی است؟
🔶 چقدر روانی شدند. پنیک (Panic attack) میگویند، نمیدانم چه میگویند! چقدر با صدا غش میکنند، چقدر حامله سقط کرده. همه اینها عریضههایش میآیند، تازه اینها صدایش را شنیدند، خودشان از بین نرفتند. چقدر اعصابها خراب میشود و به جان هم میافتند. میدانی در این دو هفته گذشته چقدر درگیری خانوادگی داشتیم؟ عریضه دارند. اصلش دو چیز است: یکی بحث روانی جنگ است اعصابها ته کشیده و یکی هم فقر است.
طرف در عریضهاش میگوید من روزمزد هستم، دو هفته است سرکار نرفتم، تو بگو من چه بخورم، به این زن و بچهام چه بدهم؟ ای نااهل که در آن کتابت میگویی «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ ﴿۳۲ نور﴾» برو ازدواج کن من پشتت هستم. ای نامرد، دروغگو! اینها را به دین فایده ندارد بگویی، باید یقه طرفدار دین را گرفت. الان زورت نمیرسد؟ به زودی میرسد. برای چه ما را به دنیا آوردی؟ «اِنِّي جٰاعِلٌ فِي اَلْاَرْضِ خَلِيفَةً ﴿۳۰ بقره﴾» میخواهم تو را خلیفه کنم. خلیفه یعنی چه؟ یعنی جانشین خدا. جانشین خدا یعنی چه؟ یعنی «عَبدي اَطِعنِي حَتّى اَجعَلَكَ مِثْلِي» بیا زیر پرچم من تا من تو را مثل خودم بکنم، واحد اسم اعظم به تو دادم. به انبیاء نداد، به ائمه نداد وای به حال ما!
➖اگر رسول الله اسم اعظم داشت او را به خانه توطئه نمیبردند، به او سم نمیدادند و مانع وصیتنامه نویسی او نمیشدند.
➖اگر امیرالمؤمنین اسم اعظم داشت در صفین آبرویش نمیرفت، سنگ روی یخ نمیشد، افتضاح عقبنشینی از جبهه در اثر توطئه قرآن پیش نمیآمد.
➖اگر امام حسن مجتبی اسم اعظم داشت صلح را تحمیلاً نمیپذیرفت، شیعیان به او خیانت نمیکردند، سران لشکر به او خیانت نمیکردند.
➖اگر ابی عبدالله اسم اعظم داشت این فاجعه اتفاق نمیافتاد.
🔶 حالا آن کسی که خرجش را از محراب و منبر درمیآورد یک عمری برای طرفداران ماستمالی کرده، میگوید نه اینها خودشان خواستند. آیا پیغمبر خودش خواست؟ بله؟ همه زحماتش در آن لحظهٔ وصیتنامه نویسی بود، آن پوچ، کل زحمات پوچ!
مگر خدا در غدیر نگفت «اَلْیوْمَ اَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ ﴿۳ مائده﴾» دین کامل شد؟ سند تکامل دین را پیغمبر میخواست بنویسد که مشکل ایجاد نشود. میآیند میگویند امام حسین برای شفاعت شیعیان کشته شد. این حرفها چیست که میزنی؟ این حرفها مال هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل است، مردم عقل دارند. الان یک نفر میخواهد بیاید اسلام را انتخاب کند، اول میرود سر خدای اسلام، بعد میرود روی اسماء و صفات، بعد میرود روی کلمات قرآن و وعدههایی که داده، او سرش نمیشود که امام حسین به میل خودش کاندید شد که شیعیانش به جهنم نروند.
🔶 آیا حسین شیعه دارد؟ بله؟ اصلاً ببین حرفهایی که اصحاب محراب و منبر زدند چقدر بوی چپاول و غارت میدهد. عقل را زیر پایشان گذاشتهاند و روی آن نشستهاند. ابی عبدالله با آن سختی خودش و اهل بیتش و عزیزانش کشته شدند که شیعه شفاعت بشود.
➖مگر حسین شیعه دارد؟
➖مگر علی شیعه دارد؟
➖مگر پیغمبر شیعه دارد؟
این تاریخ است که پیغمبر شیعیانش ده بیست تا بودند، «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی اِلَّا فلانی، فلانی…».
➖آیا امیرالمؤمنین شیعه داشت؟ اگر شیعه داشت که روی منبر کوفه نمیگفت خدایا علی را ببر، اینها به درد علی نمیخورند، من هم به درد اینها نمیخورم. آیا خطاب به چه کسی بود؟ سنّیها، حکومتیها، مسیحی، یهودی و زرتشتی؟ نه، پای منبر، شیعیان نشسته بودند، شیعیان کوفه. همان که امام صادق میگوید کوفه از مدینه و مکه بالاتر است، بعد بلافاصله میگوید در کوفه بیست و پنج تا شیعه داریم.
➖امام حسین برای شیعیان آمده؟ بله؟ شیعه داریم؟ مگر در آن حدیث نگفت که ابی عبدالله پرچمش را در بهشت میزند؛ «اَیْنَ الحُسینِیون» هفتاد و دو نفری که در کربلا ریزریز شدند آنها شیعه هستند.
➖آیا فاطمه شیعه دارد؟ اگر شیعه داشت که دماغ حاکم را خرد میکردند. به خانهای حمله کرده که پیغمبر هر روز صبح جلویش میایستاد و سلام میکرد؛ «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا اَهْلَ بَيْتِ اَلنُّبُوَّةِ». این را نوشتهاند، یا شیعه نوشته یا سنّی یا هر دو: پیغمبر از جنگ برمیگشت، اول به درب خانه فاطمه میآمد و به فاطمه سر میزد. شیعه که نبودند.
➖امام زمان هم شیعه ندارد.
🔶 در آن درس قبل امام حسن عسکری چه گفت؟ گفت: خدایا من از شیعیانش باشم (7232). جرأت داری بگویی در ایران مثل امام حسن عسکری وجود دارد؟ جرأت داری؟! شیعه میگوید آنها معصوم هستند، آنها بی نظیر هستند، بی همتا هستند. حالا تو آقای محراب و منبر میتوانی بگویی ما شیعه هستیم، شیعه خالص هستیم؟ بعد بنده خدا امام مهدی آنجا کنار کوه نشسته و معطل سیصد و سیزده نفر است!
من چقدر حاشیه میروم، مدام میخواهم سند زیاد بخوانم، از این طرف هم مصادیق و تماثیل و شواهد را اگر کنار اینها نیاورم خوب جا نمیافتد، اگرچه در هر تدریسی هم تکرار کنم.
——————————————-
🟣 درس دوم:
پس مقاماتِ «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ» چه شد؟
(مرتبط با تدریس 6659)
– «عَنْ اَنَسٍ رَضِی اللهُ عَنْهُ اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: يَجْمَعُ اللهُ المُؤْمِنِينَ يَوْمَ القِيَامَةِ كَذَلِكَ، فَيَقُولُونَ: لَوِ اسْتَشْفَعْنَا اِلَى رَبِّنَا حَتَّى يُرِيحَنَا مِنْ مَكَانِنَا هَذَا …».
📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴۱۰]، کتاب صحیح مسلم [۱۹۳].
این درس هم بازخوان است ولی میارزد، آن درسهایی که شمشیرهایش خیلی تیز است و ریشه دین را میزند آنها میارزد.
☑ انس ابن مالک: رسول خدا فرمود خداوند روز قیامت این گونه مردم را جمع میکند، مردم میگویند کاش کسی را نزد خداوند شفیع قرار میدادیم.
محشر است (به قول دین)، همه از خاک برخاستند، تیراژ، میلیارد در میلیارد ضربدر میلیارد بعلاوه میلیارد نفوس است از آدم تا خاتم. محشر، داغ و سوزان است (این چیزی است که دین گفته، من نمیدانم) از شدت ترس مردم عرق میکنند بعد در محشر دریای عرق ایجاد میشود.
گفتند: برویم پیش خدا یک شفیع پیدا کنیم تا به ما رحم کند (هنوز به جهنم نرفتند) تا ما را از این محل نجات دهد. پس نزد آدم آمدند و گفتند این بابای ماست. گفتند ای آدم شما مردم را نمیبینی؟ کوری؟ امروز ما به خدای آدم میگوییم کور هستی!
☑ گفتند: خداوند شما را با دست خودش آفرید. این یک عظمتی است، آدم بر همه انبیاء از نظر مقام مسلط است چون همه را چرخه خلقت آفریده یا از روح خودش یا از نور خودش، ولی این (انسان) را خودش با دست خودش ساخته. بچهها گِلبازی میکنند، گِلها را جمع کرد، مانند آدم برفی که تو درست میکنی. خداوند شما را با دست خودش آفرید، فرشتگان را به سجده شما واداشت و نام هر چیز را به شما یاد داد. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْاَسْمٰاءَ كُلَّهٰا ﴿۳۱ بقره﴾». میگوید این «اسماء»، اسم اعظم است. بعد آدم در این کره زمین به چه ذلتی رسید، مثلاً اسم اعظم دارد. ببین هر جا دست میزنی رسوایی دین است!
گفتند: نزد خدا بیا برای ما شفاعت کن تا ما را از این محل نجات دهد. آدم میگوید: من در چنین جایگاهی نیستم. اینها را که گفت، آیا با اهمیت است؟ برای تو مهم است، برای خدا میگوید به تخمم!
☑ «او خطایی را که مرتکب شده برای آنها بحث میکند»، که من پیش خدا آبرو ندارم، به من گفت همه بهشت در اختیار تو، فقط این یک درخت را نرو، من هم همین یک درخت را رفتم، حساس شدم کنجکاو شدم ببینم این درخت چیست که درخت ممنوعه است.
«بلکه نزد نوح بروید که نخستین پیامبری است که خداوند وی را به سوی اهل زمین مبعوث داشت». یا رسول الله پس تو در محشر کجایی؟ بله؟ من ساقی کوثر هستم، من قسیم الجّنة و النّار هستم، من باید از انبیاء و امتهایشان شفاعت کنم، پس چه شد؟ پیش آدم میروند؟ میگوید پیش نوح برو. چرا نگفتی پیش خاتم الانبیاء، خاتم المرسلین، نبیّ مکرم، پیامبر اعظم، پیامبر اکرم برو؟ چرا نگفتی؟!
☑ حقیقت از لای دستهایشان درمیرود، نوشتهٔ کتاب اهل سنّت است که خودشان را مادر دین میدانند. یعنی چه؟ یعنی امالمؤمنین عایشه را که امالمؤمنین است مادر خودشان میدانند، امالمؤمنین هم که پنجاه درصد وحی در خانهاش زیر لحافش آمد و پنجاه درصدش هم که به قول اینها پیغمبر گفت بعد از من دینتان را از این یاد بگیرید. پس اهل سنّت و جماعت مادر این دین هستند. بعد سوا هم کردند، الان این کتاب سوا کرده احادیثی که دیگر مو لای درزش نمیرود از کتابهای معتبر اهل سنّت. صحاح، کتابهایی است که اسمش رویش است، یعنی این کتاب همه چیزش صحیح است، از آن کتاب آورده، تازه آن کتابها از بین آن همه حدیث خالص کردند جدا کردند سوا کردند سرند کردند الک کردند.
☑ در آن سند یادت هست که آمار حدیث را گفت صد هزارتا؟ پس دیگر مو لای درزش نمیرود، پس دیگر اهل سنّت و جماعت برادران عزیز نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، نمیتوانند توجیه کنند. پس معلوم شد پیامبر خاتم مقامی ندارد و در محشر هم کسی آدم حسابش نمیکند. یعنی نوح بالاتر از پیغمبر خاتم است، آیا غیر از این است؟ آن وقت نوح کیست؟ این دین میگوید، به عقل جور درنمیآید، میگوید نهصد و پنجاه سال پیغمبر بوده، در این نهصد و پنجاه سال دویست نفر طرفدار جمع کرده، دویست نفر را بیاور در این نهصد و پنجاه سال ببین عُرضهاش چقدر بوده، توانش چقدر بوده! آیا الان کسی پیرو نوح هست؟ نه. پیرو موسی، عیسی و ابراهیم هست.
«عَنْ اَنَسٍ اَنَّ النَّبِيَّ قَالَ: يَجْمَعُ اللهُ المُؤْمِنِينَ يَوْمَ القِيَامَةِ كَذَلِكَ، فَيَقُولُونَ: لَوِ اسْتَشْفَعْنَا اِلَى رَبِّنَا حَتَّى يُرِيحَنَا مِنْ مَكَانِنَا هَذَا … الی آخر».
—————————————–
🟡 درس سوم:
پادشاه در آخرت است، در دنیا چه؟
– «اِنَّ اللهَ يَقْبِضُ يَوْمَ القِيَامَةِ الاَرْضَ، وَ تَكُونُ السَّمَوَاتُ بِيَمِينِهِ، ثُمَّ يَقُولُ: اَنَا المَلِكُ».
📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴۱۲]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۸۸].
💠 عبدالله ابن عمر: «پیامبر فرمود در روز قیامت خداوند زمین را میگیرد». با چه چیزی کره زمین را میگیرد؟ با اتم. یک عده را انتخاب کرده به عنوان ابرقدرت، یک عده هم قدرت، همسایه ابرقدرت)، به اینها گفته اتم (بمب هستهای) بسازید، بعد با یک مکری کلکی فتنهای اینها را به جان هم میاندازد. تو حساب کن موشک و بمبی که باعث حرکت گسلهای زیرزمینی میشود، زلزله ایجاد میشود، رانش زمین ایجاد میشود، دیگر بمب هستهای چه کار میکند! تو حساب کن هر بمب هستهای معادل ده هزار تا موشک!
💠 «آسمانها را در دست راستش قرار میدهد». چه دین خوبی است، قشنگ برای خدا دست درست کرده، دست چپ، دست راست. دست چپ زمین، دست راست آسمانها. اصلاً به همدیگر نمیخورد، ببین چقدر مخ خر خورده است کسی که به اینها ایمان دارد، در حالی که میگوید زمین. زمین یک کره زمین است، بله؟ در قرآن است، در بعضی جاها میگوید: «وَ مِنَ اَلْاَرْضِ مِثْلَهُنَّ ﴿۱۲ طلاق﴾» یعنی زمین هم هفت طبقه دارد مانند هفت طبقه آسمان. حالا اینجا میگوید زمین. کره زمین یک دستش است، بعد هفت طبقه آسمان به بلندی فاصله هر کدام پانصد سال نوری در یک دستش است. این خدا اصلاً بلد نیست، باید موازی نگه دارد.
💠 «میفرماید منم پادشاه»! پادشاهیات به درد عمهات خورد با این امتحانی که در ایران پس دادی! میگوید: «من پادشاه هستم در روز قیامت». در دنیا چه؟ در دنیا پادشاه بودی؟ بله، اگر بگوییم صاحب سوء القضاء است، بله پادشاه بود، پادشاه بدیها که همه زشتیها میرود در زیرمجموعهاش حتی شیطان، تمام بدیها. پادشاه حُسن القضاء که نبوده، حُسن القضاء که وجود ندارد. این پادشاه زمین به نزدیکان خودش، به سفرای خودش، به مبلّغین خودش رحم نکرده، وای به حال آحاد مردم!
💠 یزید، عبیدالله ابن زیاد، شمر، عمر سعد یک شعار دادند، گفتند حسین را خدا کشت. خب؟ ای شیعهای که محراب و منبر در گوشات پنبه کرده، چشمهایت را بسته، خوب توجه کن، بحث خود دینتان است. در تأیید این چه؟ در تولد امام حسین جبرائیل به پیغمبر چه گفت؟ پیغمبر خوشحال شد که نوهدار شده، جبرائیل گفت خوشحال نباش، این امت تو او را به قتل میرسانند. خوب توجه کن! نمیگوید اهالی کوفه، امت تو یعنی تمام مسلمین. پیغمبر گریه کرد التماس کرد و گفت نمیشود خدا از خر شیطان بیاید پایین، این قضا و قدر بد را قلم بزند؟
بعد جای دیگر چه بود، یادت هست؟ اینها را نباید یادت برود، من مدام تکرار میکنم که از یادت نرود. جای دیگر چه گفت؟ گفت: زمانی که لوح و قلم و کرسی آفریده شد رقم زده شد که حسین ابن علی نابود شود. پس حسین را چه کسی کشت؟ «يَا حُسين اُخْرُج اِلَی اَلْعِرَاقِ فَاِنَّ الله قَدْ شَاءَ اَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً» پیغمبر در مکه یا در مدینه به ابی عبدالله گفت حسین باید این راه را بروی، خدا میخواهد تو را کشته ببیند! باز هم میگویی یزید حسین را کشت؟ بله؟
💠 به محض ورودش به کربلا، آیا نگفت اگر تو دست از سر من برداری کسی با من کاری ندارد، آیا به خدا نگفت؟! ثمرهاش چیست؟ ثمرهاش این است که سر بریده ابی عبدالله به کاخ ابن زیاد میآید، ابن زیاد میگوید خدا را شکر که شما را کشت. حرف درست را زد. یزید وقتی سر بریده وارد شد، گفت خدا را شکر که شما را کشت. راست گفت. الان ای متشرع شیعه تو به چه کسی میگویی «اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ وَ الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ…»؟ در زیارت عاشورا به چه کسی میگویی؟ «واِلْعَنْ مُعَاویة و يَزِيدَ خَامِساً»، در زیارت عاشورا پنج نفر را لعنت میکنی؛ اول ابوبکر صدیق رَضِی اللهُ عَنْهُ خلیفه اول رسولالله، دوم عمر الفاروق خلیفه دوم رسول الله رَضِی اللهُ عَنْهُ، سوم عثمان ابن عفان کاتب وحی خلیفه سوم پیغمبر رَضِی اللهُ عَنْهُ، چهارمی آن هم معاویه خال المؤمنین کاتب وحی، برادرزن پیغمبر، نماینده رسمی سه خلیفه گذشته در شامات. «وَ خَامِساً» خامس هم یزید است. تمام اینها برگزیدگان خدا بودند. مگر علی نگفت «مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الأَمِیرُ وَ اَنَا المأمُور»؟ علی با آن عظمتش که میگویی اسم اعظم دارد، میگوید من مأمور خدا هستم، من کارمند خدا هستم، من حقوقبگیر خدا هستم، من مواجببگیر خدا هستم.
💠 حیف که فرصت زود تمام میشود، دوست دارم ده تا بیست تا برای شما بخوانم، چون پایان عمر دین است باید مستندات هر چه زودتر انتقال پیداکند در جام جهاننمای ایران. گرچه الان صوت ما، صدای ما، ندای ما و نوای ما شنوندهای ندارد ولی به زودی جهانی خواهد شد.
علت اینکه ملت ایران خدای خودشان را از مرزهایشان بیرون کردند چیست؟ بعد برمیگردند به کتاب دایرةالمعارف ظهور!
«اِنَّ اللهَ يَقْبِضُ يَوْمَ القِيَامَةِ الاَرْضَ، وَ تَكُونُ السَّمَوَاتُ بِيَمِينِهِ، ثُمَّ يَقُولُ: اَنَا المَلِكُ».
———————————————
🟢 درس چهارم:
دیکتاتوری تو باعث دشمنی بندگانت شده!
(بازخوان از تدریسهای 6498، 6512 و 7030)
– «…. بِيَدي الْأَمْرُ اُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهَار».
📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴٣٠]، کتاب صحیح مسلم [۲۲۴۶].
بحث مشابهش را داشتیم، شاید این هم بازخوان باشد.
◾ابوهریره: «رسول خدا فرمود خدا میگوید بنی آدم مرا اذیت میکند، به زمانه دشنام میدهد». ببین چقدر قشنگ، باید توسری خور باشی و صدایت هم درنیاید، اعدامت میکند! عه! تو چه کاره هستی که حرف میزنی؟ خدا بالا سر گفته! چقدر قشنگ میگوید. میگوید: الله به پیغمبرش شکایت میکند میگوید مردم ما را اذیت میکنند. چه کار میکنند؟ به زمانه فحش میدهند. خب به تو چه! خودت گفتی «اَلدُّنْيَا اَلْمَلْعُونَةَ وَ اَلْمَلْعُونُ مَا فِيهَا» خب باید فحش بدهد. «در حالی که من زمانه هستم». خودش را لو داد. یعنی طی هزار و چهارصد سال هر چه جنایت و فاجعه در ایرانزمین رخ داده مسبب آن، بانی و فرماندهاش الله بوده.
فحش ندهی! ببین چه میگوید؟ «کارها در دست من است». امپراتوری جبارانه بلامنازعهٔ خدای ادیان.
◾«و من شب و روز را به گردش درمیآورم». یعنی آی متشرع متدین، موشک و بمب روی سرت میریزند باید بگویی الهی شکر! به روزگار چیزی نگویی، به بخت و اقبالت چیزی نگویی که من سیاه بخت بودم، نه نه، به خدا اهانت میشود. آیا پول نداری؟ خدا میخواهد. آرامش نداری؟ خدا میخواهد. سلامتی نداری؟ خدا میخواهد. دیگر رسماً دارد این را میگوید، خاک بر سرت ای طرفدار دین. به این صراحت، این حدیث بعلاوه هزاران حدیث، آیه و روایت که جمع کردیم، رسماً خدای تو، خدای نااهل تو، و تو که نامرد و بی وجدان هستی هنوز دم از این الله میزنی، رسماً گفته! چه گفته؟ «بِيَدي الْأَمْرُ». امر یعنی چه؟ یعنی تقدیرات، به دست من است.
«اُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهَار، شب و روز را میچرخانم و آنچه در آن است».
ای حق مطلق، ای «رَبُّنَا الْحَقِّ»، ای «اِنشَاءَ الْحَقِّ»، ای «مَاشَاءَ الْحَقِّ»، هر چه زودتر عذاب اکبرت را بر طرفداران دین در ایران نازل کن که این ملت، قربانیان چنین تفکراتی هستند.
———————————————
🟠 درس پنجم:
اگر دست دارد پس بخشش هم دارد.
(بازخوان از تدریس 6510)
– «عَنْ اَبی هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ اِنَّ يَمِينَ اللهِ مَلْأَى لَا يَغِيضُهَا نَفَقَةٌ سَحَّاءُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ أَ رَأَيْتُمْ مَا اَنْفَقَ مُنْذُ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الاَرْضَ…».
📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴۱۹]، کتاب صحیح مسلم [۹۹۳].
🔷 ابوهریره: «پیغمبر فرمود دست راست خدا پر است». خوب دقت کن! الله شناسی است، در این دم آخر که به سلامتی، الله میخواهد از این کشور ایران خارج بشود. «دست راست خدا پر است». چه چیزی در آن هست؟
«و بخشش ریزان شب و روز چیزی از آن نمیکاهد، آیا ندیدهاید از آنگاه که آسمانها و زمین را آفریده چه اندازه بخشش نموده»؟ به به، یادت باشد اسپند دود کن برای این دین!
«اما چیزی از آنچه در دست راستش است کم نمیشود، عرش خدا بر روی آب است، در دست دیگرش فیض احسان است، بالا میبرد پایین میآورد». دست راستش خیلی بزرگ است دیگر، چون خدایی که دین معرفی میکند باید یک چیزی غیر از تصور بشر باشد، دیو و غول چیست! وقتی که جبرائیلش میگوید پایش روی طبقه پایین زمین است و سرش در عرش است، در طبقه هفتم آسمان، خب خالقش دیگر کیست! یک چیز عجیب و غریب! تصور کن اینقدر هیکلش بزرگ است که از طبقه هفتم آسمان که خانهاش است دستش را دراز میکند به کره زمین، میگوید به فقیر پول بده، به فقیر پول نمیدهی بلکه به من میدهی، این دست من دراز است بگذار در دستم، بعد هم دستت را ببوس به خاطر اینکه دست تو به دست من خورده است.
«دستش پر است»، این سند است. ثبت چه میگوید؟ ثبت لحظه به لحظه از زمانی که بشر آفریده شد، آیا از آن موقع تا الان بشر راحت بوده زیر سایه خدا؟ راحتی بوده؟ امام جعفر صادق (درود بر او) چه گفت؟ گفت دنبال رحمت نگرد نیست. برای امام جعفر صادق که اسم اعظم دارد نیست، برای من و تو هست؟ چرا راحتی نیست؟ چون حاکمیت «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» هست. یعنی باید بد کنی. در نتیجه، بد چیست؟ دزدی، آدمکشی، شکنجه کردن، طلاق، اعتیاد، خرید و فروش مواد مخدر، انواع و اقسام بیماریها، فقر مطلق، نمیشود شمرد. قرآن چه میگوید؟ میگوید که نعمتهای خدا را نمیتوانی بشماری؛ «وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لَا تُحْصُوهَا ﴿۱۸ نحل﴾». حالا بیا ببینم تو ای مخاطب من، شاگرد من، شنونده من، منتظر مخلص و محقق من، تو بگو از روز اول که خودت را شناختی تا الان نعمت چه بوده که به تو داده؟ میگوید نعمتهای خدا را نمیتوانی بشماری. راست میگوید! نعمت در فرهنگ قرآن که میگوید «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾ مشت میزنم در دماغت در دهانت، دندانهایت را خرد میکنم، یعنی دارم نوازشت میکنم. طبق این قانون بله، خدا خیلی نعمت داده است.
«عَنْ اَبی هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ قَالَ اِنَّ يَمِينَ اللهِ مَلْأَى لَا يَغِيضُهَا نَفَقَةٌ سَحَّاءُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ أَ رَأَيْتُمْ مَا اَنْفَقَ مُنْذُ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الاَرْضَ… الی آخر».
—————————————————-
درس ششم:
برای پر کردن بهشت، خِلقت جدید میآورد.
– «عَنْ اَنَسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ لَا يَزَالُ يُلْقَى فِي النّارِ وَ تَقُولُ: هَلْ مِنْ مَزِيدٍ حَتَّى يَضَعَ فِيهَا….».
کتاب صحیح بخاری [۷۳۸۴]، کتاب صحیح مسلم [۲۸۴۸].
از اختراعات جدید دین است، یادش رفته با بقیه اسنادش خیلی مغایرت دارد.
انس ابن مالک: رسول الله فرمود پیوسته در آتش انداخته میشوند و آتش میگوید آیا میشود سهمیه غذای مرا بیشتر کنی؟ اما وقتی که پروردگار جهانیان قدمش را میگذارد، روی هم جمع و منقبض میشود.
ببین، دیدگاه دین را نگاه کن! برای اینکه به جهنم برکت بدهد پای مبارک ملوکانهاش را بر جهنم میگذارد، روی هم جمع و منقبض شود، یعنی اینکه سیر میشود. جهنم میگوید بشریت را درون من ریختی گرسنهام هست باز هم بده، پایش را میگذارد، جهنم منقبض میشود، سیر میشود. سپس جهنم میگوید بس است بس است، به عزت و کرم تو سوگند اما بهشت همواره افزون میشود، طوری که خداوند خلق دیگری را برای آن میآفریند. دقت کن اینجا: «خداوند خلق دیگری را برای آن میآفریند و آنان را در قسمت اضافی بهشت سکونت میدهد». همان قدر که برایت مسخره است، برایت مسخره بیاید آن کسی که به آن میگفته عقل، اطراف پیغمبر! یعنی یک ذرّه اگر فهم داشت به پیغمبر میگفت این حرف یعنی چه؟ خلقت مال دنیا است، در بهشت میخواهد خلق کند؟ عه! بعد در قسمت اضافی بهشت جا میدهد. یعنی چه؟ یعنی در بهشت، آدمها کم هستند. این هم یک دلیل است؛ آدمهای خوب کم هستند. جمعیت کم است خلق میکند و به مساحت و محیط بهشت هم اضافه میکند. پیغمبر چه گفت؟ گفت: اهالی بهشت چه کسانی هستند؟ «البَلْهاءُ» و «الْمَجَانِينَ»، ابلهان، کم عقلان، دیوانهها. پس آنجا یک خَلق دیگر اضافه میکند، از همینها اضافه میکند، شاید همه حیواناتی که در کره زمین بودند همه آنها را میآورد در محشر، میآورد در بهشت قیافه انسانی به آنها میدهد، بعد هم بهشت را اضافه میکند. از کجا اضافه میکند؟ از کجا مِلک میآورد به بهشت اضافه میکند؟ این نشان میدهد که دروغ بزرگ دین که میگوید الآن بهشت و جهنم آفریده شده، همین است. الان خدا نمیداند بهشت جایش تنگ میشود، باید اضافه کند؟ الان نمیداند که نفرات بهشتیها کم است باید اضافه کند؟
«عَنْ اَنَسٍ عَنِ النَّبِيِّ قَالَ لَا يَزَالُ يُلْقَى فِي النّارِ وَ تَقُولُ: هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» آیه قرآن است، متن این است میگوید که «هَلِ اِمْتَلَأْتِ ﴿۳۰ ق﴾»، مامور جهنم میگوید، یا خود الله میگوید سیر شدی؟ «وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» میشود یک ذرّه اضافه کنی؟ گرسنه هستم! اصلاً انگار دارند با بچه حرف میزنند، انگار نه انگار مخاطب و شنونده عاقل است، برای همین است که میگوید بهشتیها دیوانه هستند. خدا در بهشت تیمارستان درست کرده، بعد افتخار هم میکند.
«حَتَّى يَضَعَ فِيهَا…. الی آخر».
چقدر روی صندلی تکان میخورم، چقدر آب میخورم.
ای متشرع، خدای واقعی از تو نگذرد، تو ما را بدبخت کردی، تو ما را بیچاره کردی. «اِلَهَ الْحَقِّ» بزند همه شما را نابود کند؛ دینتان را، طرفدارانش را، فداییهایش را.
—————————————————-
درس هفتم:
خدا شلوارش را بالا میزند.
– «عَنْ اَبِي سَعِيدٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ يَكْشِفُ رَبُّنَا عَنْ سَاقِهِ فَيَسْجُدُ لَهُ كُلُّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ…».
کتاب صحیح بخاری [۴۹۱۹]، کتاب صحیح مسلم [۱۸۳].
ابوسعید خدری: «پیغمبر فرمود پروردگار ما ساقش را برهنه میکند». ساق پا کجاست؟ دامنش را یا شلوارش را بالا میزند ساق پایش نمایان میشود. ببین چه به خورد ما دادند! «و هر زن و مرد مومنی برایش سجده میکند». اینقدر این ساق قشنگ است یا ترسناک است که همه به زمین میافتند، شاید هم از بزرگیاش دیگر! قرار شد خدای جبرائیل به آن بزرگی از آن بزرگتر باشد. «اما کسی که در دنیا به قصد ریا و شهرت سجده کرده باشد نمیتواند سجده کند». چه حکمتی است که ساق پایش را نشان میدهد و همه سجده میکنند؟ در این ساق پا چیست؟ در این ساق پا نوشته (این را از خودم میگویم:) «الخَریّةُ جُوهُرةٌ کُنْهُهَا الحِمَارِیّة»! این را در حوزه میگفتند، میخواستند بگویند یارو دوقبضه خر است این را میگفتند، حدیث نیست، ساختهاند.
«الخَریّةُ جُوهُرةٌ کُنْهُهَا الحِمَارِیّة»! یعنی چه؟ یعنی خر تو خر.
«عَنْ اَبِي سَعِيدٍ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ يَقُولُ يَكْشِفُ رَبُّنَا عَنْ سَاقِهِ فَيَسْجُدُ لَهُ كُلُّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ… الی آخر».
—————————————————
درس هشتم:
حیوان و نبات نمیمیرد.
– «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ كَانَ يَقُولُ: اَعُوذُ بِعِزَّتِكَ الَّذِي لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ الجِنُّ وَ الاِنْسُ يَمُوتُونَ».
کتاب صحیح بخاری [۷۳۸۳]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۱۷].
نبات یعنی چه؟ نباتات یعنی روییدنیهای زمین.
عبدالله ابن عباس: پیغمبر مناجات کرد، «اَعُوذُ بِعِزَّتِكَ الَّذِي لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ الجِنُّ وَ الاِنْسُ يَمُوتُونَ» به عزت تو پناه میبرم چرا که تو آن فریادرسی هستی که جز تو فریادرسی نیست، آن که نمیمیرد تویی اما جن و انس میمیرند.
آن جاهایی که پیغمبر در قرآن یا مناجات یا مباحثش نام الله را نیاورده، آنجا تششعات خدای واقعی بوده برایش، منتهای مراتب کم بوده، شما در قرآن بشمارید ببینید الله بیشتر است یا رحمان، رحیم، لطیف، رب! «رَبَّکُم، رَبَّنَا» فکر کنم اینها بیشتر باشد، معلوم نیست. سوژه چیست؟ میگوید تو میمانی، «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ﴿۵۷ عنکبوت﴾»، «وَ يَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْاِكْرَامِ ﴿٢٧ الرحمن﴾»، این آیه هم اشاره به حق است، همه نابود میشوند، باقی میماند، «وَ يَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْاِكْرَامِ ﴿٢٧ الرحمن﴾». خب میگوید همه از بین میروند فقط خدا میماند. چه کسانی از بین میروند؟ جن و انس. آیا مخلوق دیگری در کره زمین نیست، فقط جن و انس است؟ حیوان نیست؟ نباتات نیست؟ آیا اینها نمیمیرند؟ از دستشان درمیرود، میخواهند یک چیزی بسازند به خورد مردم بدهند، یادشان میرود دیروز چه گفتند، هفته قبل چه گفتند، ماه قبل چه گفتند، سال قبل چه گفتند، پیغمبر هم کامپیوتر که نداشت تا سریع بزند مثلاً در این بیست و سه سال به جهنم چند بار گفتم، بهشت چند بار گفتم، «اَعُوذُ» چند بار گفتم، اگر داشت اینطوری نمیشد. یعنی جبرائیل خاک بر سر به اندازه یک کامپیوتر برای پیغمبر ارزش ندارد. پس یادتان باشد در صور اول اسرافیل (یعنی همین جنگهای هستهای) جن و انس میمیرند اما حیوان و نبات نمیمیرد. جن که وجود ندارد، سیاهیهای موجود در فضا، یک انسان میماند. قبلاً تکنیک نظامی دنیا این کار را کرده بود، میگفتند یک نوع بمبهایی دارند که اهالی میمیرند اما ساختمانها خراب نمیشوند. حالا شاید منظور دین همان است، سازههای نظامی که در شهرها میزنند، همه چیز میماند انسانها میروند. تازه اگر هم آن باشد باید حیوان هم بمیرد.
«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ اَنَّ النَّبِيَّ كَانَ يَقُولُ اَعُوذُ بِعِزَّتِكَ الَّذِي … الی آخر».
————————————————
درس نهم:
خدای زمین با مردم حرف میزند.
(مرتبط با تدریسهای 1858، 3049، 4385، 6120، 6404، 6510 و 6602 و 7142)
– «عَنْ عَدِيِّ ابْنِ حَاتِمٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: مَا مِنْكُمْ مِنْ اَحَدٍ اِلَّا سَيُكَلِّمُهُ رَبُّهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، وَ لَا حِجَابٌ يَحْجُبُهُ».
کتاب صحیح بخاری [۷۴۴۳]، کتاب صحیح مسلم [۱۰۱۶].
عَدی ابن حاتم گفت: «رسول خدا فرمود: کسی از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با وی سخن میگوید، در حالی که میان خداوند و او بازگو کنندهای نیست». اینجا پیغمبر ریشه خودش را زده، میگوید: «همه مردم با خدا حرف میزنند»، یا رسول الله پس بیست و سه سال چه کار کردی؟ خدا وقتی با مردم حرف میزند، پس تو چه کاره هستی؟ انبیاء چه کاره هستند؟ کتابهای آسمانی چه کاره هستند؟
«کسی از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با وی حرف میزند»، اینجا هم نمیگوید چقدر، مقدارش را نگفته، قاعدتاً همیشه حرف میزند. خدا چگونه با بشر حرف میزند؟ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ﴿۸ شمس﴾». چطور حرف میزند؟ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١﴾، خَلَقَ الْاِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ ﴿٣﴾ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿۴﴾ علق». رسول الله با این کلامش همه انبیاء را (به قول دین، یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر) همه را؛ کلامِ قول نیست کلامِ حال است، کلامِ قال نیست، زبانِ قال نیست، زبان حال است، یعنی اینکه من میگویم و برداشتم است، در بطن و متن این حدیث خوابیده. یعنی ای مردم خدا با شما حرف میزند. چطوری حرف میزند؟ با اقتدارش، با سوءالقضایش، با جبر مطلقش، حرف میزند این راه را برو آن راه را نرو، این کار را بکن آن کار را نکن، این حرف را بزن آن حرف را نزن. خب ببین از دست پیغمبر درمیرود، در بین هزار تا حدیث یکی درمیآید. آن یکی برای چیست؟ برای اینکه «أَ فَلَا تَعْقِلُون ﴿۸۰ مومنون﴾»، «أَ فَلَا تَشْعُرُونَ»، «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ﴿٢٤ محمد﴾».
«عَنْ عَدِيِّ ابْنِ حَاتِمٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ مَا مِنْكُمْ مِنْ اَحَدٍ اِلَّا سَيُكَلِّمُهُ رَبُّهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، وَ لَا حِجَابٌ يَحْجُبُهُ».
————————————————–
درس دهم:
تو را آفریده که عذابت کند.
– «يَقُولُ اللهُ: يَا آدَمُ، فَيَقُولُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ، فَيُنَادَى بِصَوْتٍ اِنَّ اللهَ يَأْمُرُكَ اَنْ تُخْرِجَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ بَعْثاً اِلَى النَّارِ».
کتاب صحیح بخاری [۷۴۸۳]، کتاب صحیح مسلم [۲۲۲].
ابوسعید خدری: «پیغمبر فرمود: خداوند میفرماید ای آدم». منظور نه انسانها بلکه آدم ابوالبشر، آدم اولیه. «آدم عرض میکند در امر و اطاعت تو هستم، سپس بلند صدا میشنود که میگوید خداوند تو را امر میفرماید از نسل خود جمعی را برای جهنم رفتن جدا کن».
«يَقُولُ اللهُ: يَا آدَمُ، فَيَقُولُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ، فَيُنَادَى بِصَوْتٍ اِنَّ اللهَ يَأْمُرُكَ اَنْ تُخْرِجَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ بَعْثاً اِلَى النَّارِ»، به عنوان پدر انسانها یک عده را جمع کن بریز در جهنم. الان حدیثش را خواندم که جهنم گرسنهاش است. آقاخدا میزان کجاست؟ پل صراط کجاست؟ محاکم کجاست؟ شفاعت کجاست؟ آدم تقسیم میکند با دست خودش یک عده را به جهنم میفرستد و یک عده را هم به بهشت میفرستد. ای نمازخوان جایگاه تو کجاست؟ روزهبگیر (که آخرین رمضان را به یاری حق سپری میکنی) جایگاه تو کجاست؟ «الصَّلاةُ عَمودُ الدِّينِ» چه شد؟ شهادتین چه شد؟ نمیگوید ای آدم آنهایی که طبق این استاندارد هستند، آنها را به جهنم بفرست، نه، هر کس را که دوست داشتی! یعنی اصول دین کشک، فروع دین باد هوا، ملاک، آدم ابوالبشر است، از این خوشش میآید برو بهشت، از این بدش میآید برو جهنم. حالا جالب است، عقل چه میگوید؟ یک چنین جمعیتی که در محشر جمع شده چطوری آدم ابولبشر میخواهد یکی یکی سوا کند؟
نمیدانم این تعدادی که میگویم، بس است یا نه، میلیارد ضربدر میلیارد بعلاوه میلیارد، این تعداد میشود، نمیدانم! ببین معادلات دین چقدر بچگانه است. چقدر طول میکشد؟
—————————————————
درس یازدهم:
با عناوین مختلف به تو میگوید جبر مطلق است.
– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ: اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: احْتَجَّ آدَمُ وَ مُوسَى، فَقَالَ مُوسَى: اَنْتَ آدَمُ الَّذِي اَخْرَجْتَ ذُرِّيَّتَكَ مِنَ الجَنَّةِ، قَالَ آدَمُ: اَنْتَ مُوسَى الَّذِي….».
کتاب صحیح بخاری [۷۵۱۵]، کتاب صحیح مسلم [۲۶۵۲].
یحتمل که بازخوان باشد، البته یک ذرّه با آن درس قبل فرق میکند.
ابوهریره: پیغمبر فرمود آدم و موسی نزد پروردگارشان با هم به مجادله پرداختند، موسی گفت تو آدمی هستی که نوادگان خود را از بهشت بیرون راندی.
قشنگ است! موسی ابن عمران حرف خوبی زده، یقه آدم را گرفته میگوید تو در بهشت از درخت ممنوعه خوردی و تو را بیرون انداختند. حالا همه مردم تا این ساعت که قیامت است به خاطر نافرمانی تو عذاب میشوند.
تو آدمی هستی که نوادگان خود را از بهشت بیرون راندی. آدم گفت تو موسایی هستی که خداوند تو را به پیام و کلام خود برگزید. چون موسی طبق انشائات دینی یک پله از پیغمبران بالاتر است، چون کلیم الله است، یعنی مستقیماً خدا با او حرف میزند به جبرائیل نیاز ندارد، ولی خاتم الانبیاء، خاتم المرسلین، خاتم النبیین، اشرف مخلوق، اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ، نیاز دارد که بین خودش و خدای خودش یک واسطه باشد به نام جبرائیل.
«سپس مرا ملامت میکنی؟» حالا بقیهاش قشنگ است: «ملامت میکنی بر آنچه که پیش از آنکه آفریده شوم برایم مقدر شده. بدین وسیله آدم بر موسی پیروز شد». آدم بر موسی پیروز شد، ولی بچههایش که اسم آدم را یدک میکشند هیچ وقت بر این اعتقادات مزخرف پیروز نمیشوند. چرا؟ چون آدم نیستند، حیواناتی به قیافه آدم. قرآن هم که میگوید، زنده باد قرآن: «اُولَئِكَ كَالْاَنْعَامِ ﴿۱۷۹ اعراف﴾» اینها حیوان هستند، «بَلْ هُمْ اَضَلُّ» بلکه از حیوان پایینتر هستند. شما به چه دلیل میگویی اینها حیوان هستند؟ به دلیل خود قرآن. چه میگوید؟ دین چه میگوید؟ میگوید: «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ الْعَقْلُ». میگوید که «کُلَّ مَا حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْع» همه عقل را برده پرچم کرده، پرچم دست دین است. خب که چه؟ برو جلو؛ مخاطبین پیغمبر چه کسانی بودند؟ ابلهان و مجانین. قشنگ شد، نه؟ باید بروی تا سر نخ را پیدا کنی. آدم فهمید جبر مطلق یعنی چه، ولی یک متشرع متدین که آبشخورش، سرچشمه تفکراتش محراب و منبر است هنوز نفهمیده، باز هم دم از اختیار میزند. دیدی اینها بچههای آدم ابوالبشر نیستند، اینها همانهایی هستند که قرآن گفت، پیغمبر گفت یک عدهای از مردم مسخ شدند به صورت حیوان. حالا آنها مسخ شدند به صورت حیوان، یک عده هم مسخ شدند به صورت انسان، همانهایی که مسخ شدند حیوان شدند، همانها برگشتند قیافه انسانی پیدا کردند. آنها چه کسانی هستند؟ طرفداران دین. آیا دلایل کافی است یا نه؟
«عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ: اَنَّ النَّبِيَّ قَالَ: احْتَجَّ آدَمُ وَ مُوسَى، فَقَالَ مُوسَى: اَنْتَ آدَمُ الَّذِي اَخْرَجْتَ ذُرِّيَّتَكَ مِنَ الجَنَّةِ، قَالَ آدَمُ: اَنْتَ مُوسَى الَّذِي… الی آخر».
—————————————————-
درس دوازدهم:
حرفهای زیادی و اضافی که جایگاهی ندارد!
– «عَنْ ابْنِ مَسْعُود رَضِی اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اِنَّ آخِرَ اَهْلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ، وَ آخِرَ اَهْلِ النَّارِ خُرُوجاً مِنَ النَّارِ….».
کتاب صحیح بخاری [۷۵۱۱]، کتاب صحیح مسلم [۱۸۶].
عبدالله ابن مسعود: «رسول الله فرمود: آخرین شخص از اهل بهشت که وارد آن میشود آخرین نفر از اهل آتش که از آن بیرون میآید مردی است که افتان و خیزان بیرون میآید و سپس پروردگارش به وی میفرماید وارد بهشت شو! عرض میکند ای مالک، بهشت پر است». ببین چقدر قشنگ است، ادبیات، اصلاً نمیشود کودکانه گفت، قبوری، گوری باید گفت، به درد مردهها میخورد که نه احساس دارند، نه اعصاب دارند، نه عقل دارند. هیچی!
دقت کن! آخرین شخصی که میخواهد به بهشت برود، کیست؟ آخرین شخصی که از جهنم خارج میشود. پس معلوم شد که جهنم «فَیْهَا خَالِدُون» ندارد، این یکی از دلایلی است که این آیه را نقض میکند؛ «اُولٰئِكَ اَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ ﴿۲۷ یونس، ٢۵٧ بقره﴾» جهنمی برای همیشه تا خدا خدایی میکند در جهنم است، این حدیث ردش میکند. خب جهنم خالی شد همه به بهشت رفتند، یک نفر مانده است، خدا با آن یک نفر حرف میزند؛ وارد بهشت بشو، عرض میکند ای مالک، بهشت پر است و جا برای من نیست. الان برای شما چه خواندم؟ ببین در عرض یک جلسه درس، دین چقدر معارض دارد. الان چه گفت خواندیم؟ گفت: بهشت اینقدر جایش خالی است که خدا یک خلقت جدید میکند که بروند بهشت را پر کنند، نگفت؟ نگفت بهشت که تنگ است، بزرگش میکند؟ خب چه موقع، چه موقع میخواهی آن را اجرایی کنی؟ همه که رفتند، این آخرین نفر جهنمی بوده. «پس خداوند سه بار به وی فرمود، و بنده هم عرض میکند بهشت پر است، آنگاه خداوند میفرماید به اندازه دنیا و ده برابر آن برای تو باشد». «بهشت پر است من را راه نمیدهند»، خب عیب ندارد. خب که چه؟ «به اندازه دنیا و ده برابر آن برای تو باشد». یعنی یک بهشت جدید ساخته به اندازه دنیا و ده برابر، برای این باشد. این طبق چه معادلاتی است؟ یعنی چه؟ چرا برای این تبعیض قائل شده است؟ چرا باید برای این یک خلقت جدید بهشت کند؟ جواب چیست؟ جواب میدانی چیست؟ با من بخوان: «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ اَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ﴿۱۷۹ اعراف﴾». این دقیقاً آدرس متشرع است، اگر در فامیلت، در همسایهات، در رفیقت، در همکارت متشرع و متدین داری این دفعه او را میبینی قشنگ براندازش کن، حرف نزنی، جدال نکنی، فقط براندازش کن ببین پیدا میکنی از یک پوستهٔ آدمی که روی او کشیدهاند، این همان حیوان است، گوشش نمیشنود، تو دوازده هزار سند را به او بگو، دوازده هزار سند کم نیست از شیعه و سنّی، از قرآن، از حدیث و روایت. یک کلمه میگوید. کلمهاش چیست؟ اینها را قبول ندارم! دوازده هزار سند، اصلاً بگو صد و بیست هزار سند. چه چیزی را قبول داری؟ آنچه را که به ما رسیده، آنچه را که پدران و مادران به آن معتقد بوده. آن چیست؟ ساندویچ از محراب و منبر، بگیر بخور. زنده باد قرآن مثل همین حرف را میزند، میگوید پیغمبر به مشرکین میگوید ایمان بیاورید، میگویند نه، مگر ما خودمان دین نداریم؟ ببین قشنگ دقیقاً همان است؛ ما دین داریم، دین آباء و اجدادمان. تحقیق چقدر جالب است!
ذات اقدس کبریایی را شکر کن که تو را حیوان نیافرید، فقیر هستی، فقیر به خاطر تولیت سوءالقضا است، نتیجه دشمنی الله با شما است، ولی عقل داری، چشم داری، گوش داری و میفهمی، به زودی با این اعضا و جوارح سالم و صحیحت یک زندگی زیبا را دریافت خواهید کرد.
«عَنْ ابْنِ مَسْعُود قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ اِنَّ آخِرَ اَهْلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ، وَ آخِرَ اَهْلِ النَّارِ خُرُوجاً مِنَ النَّارِ… الی آخر».