برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (867)» 27-12-1404
تنبیه کنی ملت مظلوم؟
بیچاره کنی مردم مغموم؟
دست بردار تو ای نیزه به دست
تو که دائم بزنی اهل وطن از همه دست
خوار کردی همه ما را به عذابت
هر چه خواهی ز تمسخر، همه دادی ز خلافت
همه هست عیدی من، به جنایتِ خدایم
چه کنم که ناتوانم، بدهد همیشه بمبم
عید آمد و این مملکتم غرقه به خون است
نوروز نگر، فاتحهخوان همه گلهای گران است
عیب است به ما پیروی دین و خدایش
خاکستر و داغون شده این آدم و آن غیبت دونش
الخبر که این کشور، منهدم ز الله است
کی شود وطن آباد، درد ما ز این دین است
خبر آمد فرجی در راه است
➖دیو چو بیرون رود فرشته درآید، غیبت و مافیها که برود فرج و ظهور بیاید.
که ز انفاس خوشش، خیر و خوشی در راه است
➖بگذرد این روزگاره تلختر از زهر. زهری که این دین به این ملت مظلوم داده هرگز هیچ ملتی تجربهاش را نکرده است.
ای مسلمانان، چنین وضعی ز این دین آمده
هر جنایت را که بینی، ناشی از وحی آمده
آیین و شرایع به درک داده وطن را
ای لعنت حق بر همه ادیان که به نَقل آمده ما را
دم به دم آید شما را این قضای نکبتی
سازهها دارد به هر شرّی که آرَد خجلتی