برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
متفرقه 28-12-1404
پرسش و پاسخهایی پیرامون ابعاد مختلف تدریسهای اخیر (7229 و 7232) در بحث «اله الحق».
پرسش:
شما در روز بیست و یکم راجع به «اله الحق» فرمودید، در آنجا میفرماید که «ان شاءالحق و ماشاءالحق». و بعد در روز بیست چهارم میفرمایید که تازه امروز در را برای ما باز کردند که برویم ببینیم در این خانه چه خبر است! آیا وارد مرحله جدیدی شدیم؟
لطف میفرمایید بگویید که این چه مرحلهای است و این در که میفرمایید، چه دری است؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
مرحله انتهایی انتظار است در پس صدها آزمون سخت که یک منتظر در طول سالیان متمادی داده، حالا به مرحلهای رسیده که در باز شده. در برای اجابت است، درِ اجابت در اسم اعظم باز میشود، اسم اعظم در فرج خصوصی است، فرج خصوصی در آن مثلث «ثروت، سلامت و امنیت» است.
پرسش:
در این مرحله وظیفهٔ منتظرین چیست؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
تشدید انتظار. «تشدید انتظار» میرسد به یک مثلث. حالا تشدید انتظار یعنی شغل انتظار، منتظر اشتغالش به انتظار است، یعنی همه چیز تحت شعاع این است، حتی نفس کشیدنش تحت شعاع انتظارش است. میگوید: من در غیبت نفس میکشم نفسم ارزش ندارد، نفس من «الدُّنْیا مَلْعُونَةٌ» است، «وَ مَلْعُونٌ ما فیها» است، «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا اِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ﴿۳۲ انعام﴾» است، تسلط ظالم است، نمادش در همین موشک و بمب است.
♦این مرحله که در آن وارد میشویم برای آن چهارصد نفر است از چهار هزار نفر، که اینها موفق شدند از آزمونها رو سفید بیرون بیایند. منتظر در این زمان حساس وقتی که تشدید انتظار میکند، انتظار شغل او میشود یعنی اینکه باید در درونش به این مثلث ثبات و نماد بدهد:
➖تدریس و توسل است که سوخت یک منتظر است برای رسیدن به وعدهگاه.
➖اعتقاد و اعتماد به معلم است که در هر چیزی سر سوزنی به معلم شک داشته باشد، این جزء این چهارصد نفر نیست، یعنی خود این معیاری که میگویم، منتظر محقق مخلص نفْسش قاضی میشود که آیا اینطور هست یا نه؟
♦تعهد به درس و توسل هست؟ تعهد به گوش دادن است بدون وقفه، یعنی هر روز تدریس و توسل را؛ حالا اگر شد مستقیم، اگر نشد با فاصله.
و اعتماد به معلم، معلمی که در زیر موشک باران ایستاد تا این آزمونهای پایانی هم برای آن چهارصد نفر به پایان برسد.
➖و ضلع سوم آن هم این است که جابجا شد «الله» با «هُو»،که محل اشاره است، و «هُو» که رسید به دروازه فرج، دیگر احتیاج به «هُو» نیست که اشاره کند، چون رسیدی آن میشود حق.
پرسش:
در توضیح کمک گرفتن از «اله الحق» که میفرماید فرشته از فرشته کمک میگیرد، یعنی منتظرین را تشبیه به فرشته کردی، آیا منتظر از قوای فوقانی نیرو میگیرد؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
در فرج خصوصی بله! این که فرشته، نه اینکه این بدن از بین برود، نه! منظور از فرشته این است که طی الارض پیدا میکند، فرشته پرواز میکند این هم پرواز میکند، فرشته طی الارض دارد این هم طی الارض پیدا میکند، فرشته میتواند به جاهایی غیر قابل دسترس دست پیدا کند، این هم میتواند.
پرسش:
این اذکاری که در این چند روز مرحمت فرمودید، آیا خواص ظاهری باطنی و مادی و معنوی دارند؟ آیا به دلایل خاصی اینها را فرمودید؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
اذکار کلاً چه آیات، چه ذکر و دعا هر جا که اسم الله در آن نیست، وصل به اله الحق است، و آنجایی که اسمش هست ولی قابلیت ندارد خدای زمین، یعنی در چنتهاش نیست، یعنی اینکه حوزهٔ فرمان الله سوءالقضا است و حوزه مدیریت اله الحق اسماءالحسنی است.
پرسش:
آیا مداومت به اینها در حال حاضر به صلاح هست، یعنی ادامه بدهیم؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
بله، مثلاً آن که ورد زبان ماست که همیشه میگوییم «ماشاءالله، انشاءالله»؛ «ماشاءالحق، انشاءالحق». «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا َبِالْحَقِّ اَلْمُبِينِ»، امثال اینها که میگوییم دعای مهمی است، الله را بردارید و جای آن «الحَقّ» بگذارید.
پرسش:
آیا صلاح میدانید که از بعضی از خواصش ما را مطلع کنید؟
پاسخ کاشف توحید بدون مرز:
الله که مشترک است بین بتپرستها و یهود و اسلام، این طبق تفسیری که کتابهای انبیاء داشتند، حوزهٔ اجرایی آنها جنگ بود، قتل و غارت بود، نابود کردن بود، ضایع کردن بود، فاجعه آفرینی بود. بعد وقتی که به پایان عصر رسیدیم؛ البته یادتان نرود پایانِ عصر غیبت برای منتظر مخلص محقق است و الا غیبت هنوز ادامه دارد، تا ظهور نشود غیبت ادامه دارد، بعد «غیبت برای منتظر مخلص به پایان رسیده» یعنی بلافاصله باید فرج خصوصی به او بدهند، در فرج خصوصی هم میتواند مثلث ثروت و سلامت و امنیت را بگیرد و هم میتواند به شهر نور برود.