برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
7245 1405-01-16
۱- هنرنماییهای دینی که چنین پایانی دارد.
(مرتبط با تدریس 7206)
۲- چون که در محاجه کم میآوردند در دینشان تردید میکنند.
(بازخوان از تدریسهای 4118 و 6219)
۳- به جرم شکل خاص موی سر، باید کشته شود!
۴- کاری که آدمخواران میکنند.
۵- با حیوان که چنین کنند با انسان چه میکنند؟
۶- پس ببین چی شده که صدای خلیفه هم درآمده!
۷- مگر نگفتید که کافر، مالک هیچ چیزی نیست؟
۸ نمایشگاه عزت زن در تابلوی دین.
۹- ازدواجهای فراوان، میراث جاهلیت.
🔴 درس اول:
هنرنماییهای دینی که چنین پایانی دارد.
– «لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ، وَ ارْتَدَّ مَنِ ارْتَدَّ مِنَ النَّاسِ، قَالَ قَوْمٌ: نُصَلِّی وَ لَا نُعْطِی الزَّکَاةَ، فَقَالَ النَّاسُ لِاَبِی بَکْرٍ: اقْبَلْ مِنْهُمْ، فَقَالَ: لَوْ مَنَعُونِی عَنَاقاً لَقَاتَلْتُهُمْ، فَبَعَثَ خَالِدَ بْنَ الْوَلِیدِ… وَ کَانَتْ بَنُو عَامِرٍ قَدْ قَتَلُوا عُمَّالَ رَسُولِ اللهِ وَ اَحْرَقُوهُمْ بِالنَّارِ، فَکَتَبَ اَبُو بَکْرٍ اِلَى خَالِدٍ اَنِ اقْتُلْ بَنِی عَامِرٍ وَ اَحْرِقْهُمْ بِالنَّارِ، فَفَعَلَ حَتَّى صَاحَتِ النِّسَاءُ، ثُمَّ مَضَى حَتَّى انْتَهَى اِلَى الْمَاءِ،….».
📚 مسند ابی یعلی جلد ١٣ صفحه ١۴۶ حدیث ٧١٩٠، مجمع الزوائد جلد ۶ صفحه ٢٢٠، اِتْحَافُ الْخِیَرَةِ الْمَهَرَه جلد ۴ صفحه ٢٣٣ حدیث ٣۴٧٢.
🔶 «هنگامی که رسول خدا از دنیا رفت و جریان ارتداد رخ داد، گروهی گفتند که ما نماز میخوانیم ولی زکات نمیدهیم». ابوبکر صدیق را به عنوان خلیفه پیامبر قبول نداشتند، پول هم نباشد حکومت شکل نمیگیرد، حکومت خرج دارد، سینهزن میخواهد، مدافع میخواهد، سینهسپر میخواهد. «مردم به ابوبکر گفتند: از آنان بپذیر». یعنی شهادتین را گفتهاند، نماز هم میخوانند، رهایشان کن. «گفت: اگر یک بزغاله را هم از من دریغ کنند با آنان جنگ خواهم کرد». فهمیدی حالا دعوا سر چیست؟ سر بزغاله است. همه اینها را کنار هم بچین بدان دین یعنی چه!
🔶 مگر روز اول پیامبر نگفت «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم حتَّی تَقُول لَا اِلَه الَّا الله»، بگو «لَا اِلَه الَّا الله» بس است رهایت میکنم؟ بعد «وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُول الله» کنارش گذاشت. بعد «الصَّلاةُ عَمودُ الدِّينِ» را، بعد زکات را کنارش گذاشت. «لَا اِلَه الَّا الله» بهانه دین است، «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُول الله» پرچم دین است. نماز، ستون دین است. زکات، بیتالمال دین است. زر، زور و تزویر، هر سه را خوشبختانه دین دارد، یعنی هیچ فرقی نمیکند با سیاست!
➖زر؛ زکات.
➖زور؛ جهاد.
➖تزویر؛ اینکه روز اول به مردم یک چیزی بگویی، بعد هر روز یک قانون وضع کنی.
چرا اول که مردم را میخواهد وارد دین کند اتمام حجت نمیکند؟ همه چیز را نمیگوید؟ چرا واقعیت را نمیگوید؟ چرا پردهپوشی میکند؟ پیغمبر که میداند دینش اصول دین و فروع دین دارد، مناسک و شرایع دارد، فقه و حدود دارد، چرا اینها را اول نمیگوید؟ آیا این تزویر نیست؟ این سیاست نیست؟
🔶 «قبیله بنی عامر (در نجد) کارگزاران رسول خدا (که مأمور گردآوری زکات بودند) را کشتند و آتش زدند. ابوبکر به خالد ابن ولید نوشت: بنی عامر را بکش و به آتش بسوزان، او چنین کرد تا آنجا که زنان فریاد کشیدند». فکر کنم اینقدر پالونشان سنگین بوده که همان موقع میگفتند وا الله، وا الها، وا محمدا، وا اسلاما! همینها دارند آنها را میسوزانند باز هم میگویند. مانند وجود متشرع و متدین در ایران، نمک روی زخم مردم است. «سپس ابوبکر به خالد فرمان داد که حرکت کند تا در حیره فرود آید». حیره از شهرهای مشهور ایران دوره ساسانی بوده و در کرانه غربی فرات و در جنوب شرقی نجف امروز. «و سپس به سوی شام برود». ایران را بکوباند له کند سوراخ سوراخ کند، همانطور که الان دارد میشود، بعد هم به کرانههای اروپا و شامات برود. «چون خالد در حیره فرود آمد به اهل فارس نامه نوشت، سپس گفت: من دوست دارم که از اینجا نروم تا آنان را به وحشت اندازم».
🔶 «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ»، پیامبر اکرم، پیامبر اعظم، خاتمالانبیاء، خاتمالنبیین، اشرف مخلوقات، فرمود: «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ» کمک شدم به وسیله وحشت! دین، وحشت است. این کسی که الان در این کشور خراب شده صدای دین را بلند میکند، این یقیناً دین برایش چنان منافعی درست کرده که تا پانزده نسل بعدش بخورند کار نکنند شاهنشاهی دارند میکنند. یعنی اینقدر باید ثروت زیاد باشد که جلوی عقل را بگیرد، اینقدر باید دنیا برای انسان آباد باشد که جلوی وجدان را بگیرد.
🔶 «پس بر آنان تاخت تا به منطقه سورا رسید و کشت و اسیر گرفت، سپس به منطقه عَیْن التَّمْر رسید». کربلای امروز، همه اینها زیرمجموعه ایران بودند. «تاخت و کشت و اسیر گرفت».
«لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ، وَ ارْتَدَّ مَنِ ارْتَدَّ مِنَ النَّاسِ، قَالَ قَوْمٌ: نُصَلِّی وَ لَا نُعْطِی الزَّکَاةَ، فَقَالَ النَّاسُ لِاَبِی بَکْرٍ: اقْبَلْ مِنْهُمْ، فَقَالَ: لَوْ مَنَعُونِی عَنَاقاً لَقَاتَلْتُهُمْ، فَبَعَثَ خَالِدَ ابْنَ الْوَلِیدِ… وَ کَانَتْ بَنُو عَامِرٍ قَدْ قَتَلُوا عُمَّالَ رَسُولِ اللهِ وَ اَحْرَقُوهُمْ بِالنَّارِ». اینهایی که فهمیدند دین به بازی گرفتن مردم است نمایندگان پیغمبر را در منطقه خودشان گرفتند و آتش زدند.
«فَکَتَبَ اَبُو بَکْرٍ اِلَى خَالِدٍ» ابوبکر به خالد که سردار سپاه اسلام است گفت: «اَنِ اقْتُلْ بَنِی عَامِرٍ وَ اَحْرِقْهُمْ بِالنَّارِ، فَفَعَلَ حَتَّى صَاحَتِ النِّسَاءُ، ثُمَّ مَضَى حَتَّى انْتَهَى اِلَى الْمَاءِ…».
▪«کَتَبَ خَالِدَ ابْنَ الْوَلِیدِ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ،…. فَاِنِّی اَحْمَدُ اِلَیْکُمُ اللهَ الَّذِی لَا اِلَهَ اِلَّا هُوَ،…. فَاِنِّی اَعْرِضُ عَلَیْکُمُ الْاِسْلَامَ، فَاِنْ اَقْرَرْتُمْ بِهِ فَلَکُمْ مَا لِاَهْلِ الْاِسْلَامِ، …. وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَاِنِّی اَعْرِضُ عَلَیْکُمُ الْجِزْیَةَ، فَاِنْ اَقْرَرْتُمْ بِالْجِزْیَةِ فَلَکُمْ…. وَ عَلَیْکُمْ مَا عَلَى اَهْلِ الْجِزْیَةِ، وَ اِنْ اَبَیْتُمْ، فَاِنَّ عِنْدِی رِجَالاً یُحِبُّونَ الْقِتَالَ».
📚 مصنف ابن ابی شیبه جلد ۶ صفحه ۵۴۷ حدیث ۳۲۷۲۸، مطالب العالیه از ابن حجر عسقلانی جلد ۱۸ صفحه ۲۶ حدیث ۴۳۶۶، إِتْحَافُ الْخِیَرَةِ الْمَهَرَه جلد ۵ صفحه ۲۶۱ حدیث ۴۶۳۶.
🔶 وقتی که خالد ابن ولید به دستور ابوبکر به منطقه حیره رسید این نامه را به ایرانیها نوشت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند به درستی که من شما را به خداوندی فرا میخوانم که هیچ معبودی جز او نیست اما بعد، من اسلام را به شما عرضه میکنم اگر آن را بپذیرید، همان حق و مسئولیتی را دارید که اهل اسلام دارند و اگر سر باز بزنید جزیه را به شما پیشنهاد میکنم و اگر جزیه را بپذیرید همان حق و تکلیف اهل جزیه را دارید و اگر نپذیرید نزد من مردمانی هستند که جنگ و کشتار را دوست دارند.
«کَتَبَ خَالِدَ ابْنَ الْوَلِیدِ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ». این اول کلامش را بگیر، بعد آخر کلامش را هم ببین: «رِجَالاً یُحِبُّونَ الْقِتَالَ». پس «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ،» یعنی چه؟ یعنی «یُحِبُّونَ الْقِتَالَ». یعنی «أَمَرَ بِالقِتَال». یعنی «اُقْتُلُوا اَلنَّاس جَمِيعاً».
🔶 «فَاِنِّی اَحْمَدُ اِلَیْکُمُ اللهَ الَّذِی لَا اِلَهَ اِلَّا هُوَ» من سپاس میکنم خدا را. برای چه؟ برای اینکه ما عربها را به شما ایرانیها مسلط کرد، «فَاِنِّی اَعْرِضُ عَلَیْکُمُ الْاِسْلَامَ» من به شما میگویم مسلمان بشوید. مسلمان بشوید یعنی چه؟ یعنی آدم بکش تحت عنوان جهاد. مال مردم را بخور تحت عنوان زکات. به مردم کلک بزن تحت عنوان تقیه، توریه. یعنی اینکه بگو دوستت دارم از پشت خنجر بزن. این ادبیات دین است.
«فَاِنْ اَقْرَرْتُمْ بِهِ فَلَکُمْ مَا لِاَهْلِ الْاِسْلَامِ» اگر اقرار کردید شما مسلمان هستید و با شما کاری نداریم. یک کلمه بگو، بگو «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، دیگر با تو کاری نداریم ولی بعداً میآییم سراغت میگوییم که «و اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ» را اضافه کن، اگر نکنی مرتد هستی اعدام! بعد میآییم سراغت میگوییم نماز هم اضافه کن، نخوانی مرتد هستی اعدام! بعد روزه، بعد زکات، بعد جهاد! بعد امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ یعنی اعتلای چنین فرهنگی، یعنی تحمیل کردن به ملت ایران یک چنین ادبیاتی. اگر اقرار کردید که هیچی، نخواستید، مالیات بدهید. بیتالمال خالی است؛ پول!
🔶 بی دین پول میدهد تحت عنوان جزیه، مسلمان پول میدهد تحت عنوان زکات، فرق نمیکند ما پول میخواهیم، خودی و بیخودی نداریم. «وَ اِنْ اَبَیْتُمْ فَاِنِّی اَعْرِضُ عَلَیْکُمُ الْجِزْیَةَ، فَاِنْ اَقْرَرْتُمْ بِالْجِزْیَةِ فَلَکُمْ»، اگر پول دادی آزاد، همه چیز با پول درست میشود، همه چیز! تو روزه بخور اما جایش کفاره بده!
«وَ عَلَیْکُمْ مَا عَلَى اَهْلِ الْجِزْیَةِ، وَ اِنْ اَبَیْتُمْ، فَاِنَّ عِنْدِی رِجَالاً یُحِبُّونَ الْقِتَالَ». دقیقاً کاری که قبل از اسلام عرب میکرد این یادت نرود، موشکهایی که روی سرت میآید روی آنها این را نوشته «فَاِنَّ عِنْدِی رِجَالاً یُحِبُّونَ الْقِتَالَ» ما آدمکش هستیم، فرق نمیکند خدای ما یکی است، دینهایمان فرق میکند، دینهایمان هم باهم یکی است! سوره بقره چه میگوید؟ «لا نُفَرِّقُ بَينَ اَحَدٍ مِن رُسُلِهِ ﴿۲۸۵ بقره﴾» فرقی ندارد پیرو محمد ابن عبدالله هستی، یا پیرو عیسی مسیح روحالله هستی، یا پیرو موسی کلیم الله هستی، مهم نیست یک خدا دارند، خدایی که آنها را به جان هم انداخته.
▪«قَالَ خَالِدٌ: اللَّهُمَّ اِنَّ لَکَ عَلَیَّ اِنْ مَنَحْتَنَا اَکْتَافَهُمْ … ثُمَّ اِنَّ اللهَ کَشَفَهُمْ لِلْمُسْلِمِینَ، وَ مَنَحَهُمْ اَکْتَافَهُمْ، … وَ قَدْ وَکَّلَ بِهِم رِجَالا یَضْرِبُونَ اَعْنَاقَهُمْ فِی النَّهْرِ، … فَفَعَلَ ذَلِکَ بِهِمْ یَوْماً وَ لَیْلَةً، وَ طَلَبُوهُمُ الْغَدَ وَ بَعْدَ الْغَدِ حَتَّى انْتَهَوْا اِلَى النَّهْرَیْنِ، وَ مِقْدَارِ ذَلِکَ مِنْ کُلِّ جَوَانِبِ اُلَیْسَ فَضَرَبَ اَعْنَاقَهُمْ وَ قالوا لَهُ… عَنِ الْمُغِیرَةِ، قَالَ: کَانَتْ عَلَى النَّهْرِ اَرْحَاءُ، فَطَحَنتْ بِالْمَاءِ وَ هُوَ اَحْمَرُ قُوتَ الْعَسْکَرِ، ثَمَانِیَةَ عَشْرَ اَلْفًا اَوْ یَزِیدُونَ ثَلاثَةَ اَیَّامٍ».
(مرتبط با تدریس 7206)
📕تاریخ طبری جلد ۳ صفحه ۳۵۶.
🔶 این درس را یکبار دیگر خواندهام ولی یک چیزهایی اضافه دارد آنها را بخوانم، درباره هنرنماییهای خالد ابن ولید ارتشبد لشکر اسلام است.
«خالد در یکی از جنگهای خود با ایرانیان وقتی با مقاومت آنها روبرو شد گفت: خدایا نذر میکنم اگر بر آنها دست یافتم آنقدر از آنها بکشم که رود خون روان شود». نذر دینی هم این است، یادت باشد! نذر میکند ایرانی بدبخت مظلوم که در خانهاش نشسته، نه به عربها حمله کرده نه کاری به آنها دارد، میآیند در خانهاش غارت میکنند و زنش را هم جلوی چشمش میکنند، مالش را هم برمیدارند. نذر!
«آنگاه خداوند آنها را مغلوب مسلمانها کرد». پدر ایرانیان را درآورد. کدام خدا؟ همین خدایی که الان خانههایتان را خراب میکند، سالهای مدیدی است که روزی شما را بسته، در کشورتان ناامنی ایجاد کرده، سرقت ایجاد کرده، طلاق ایجاد کرده، انواع و اقسام بیماریها ایجاد کرده.
🔶 «خالد گفت تا منادی وی میان مردم ندا دهد: اسیر بگیرید اسیر بگیرید و هیچ نکشید مگر آنکه مقاومت کند». این حرفش با حرف یک خط جلوترش خیلی معارض دارد، میگوید خدایا نذر میکنم اگر بر آنها دست یافتم آنقدر از آنها بکشم که رود خون جاری شود. آنوقت اینجا میگوید اگر مقاومت نکردند آنها را نکشید.
«سواران گروه گروه از ایرانیان را به اسارت گرفته و خالد کسانی را معین کرده بود که گردنشان را در منطقهای به نام نهر بزنند». باز هم معارض: این میگوید که مقاومت نکردند نکشید، حالا میگوید که آنهایی که مقاومت نکردند اسمشان اسیر است، دستور داد تا گردنشان را در منطقهای به نام نهر بزنند. دین یعنی چه؟ یعنی کلک!
🔶 «و یک روز و یک شب چنین کرد». ایرانیها را که میخواست بکشد، این همه هم جمعیت قاتل داشت، قصاب داشت، تازه یک شبانه روز طول کشید. ببین چقدر جمعیت ایرانی بدبخت بوده! اینها از آن وقتی که به کشور ما پا گذاشتند نحوست و شومیت آوردند که تا الان داریم پایش را میخوریم.
«به خالد گفتند اگر همه مردم زمین را بکشی خونشان به حدی نمیرسد که رود خون جاری شود». چون نذر کرده بود.
«پس آب بر آن روان کن تا قسم خویش را انجام داده باشی. به همین سبب جنگ مذکور را تاکنون رود خون نامیدند».
🔶 مغیره که او هم از سرداران سپاه اسلام است، موقعی که به خانه فاطمه زهرا حمله کردند به دست فاطمه زهرا تازیانه زد. چیز عجیبی گفته: «بر رود (یعنی آن منطقه) آسیابها بود». آسیابی که گندم را آرد میکنند. «و سه روز پیاپی با آب خونآلود، غذای سپاه را که هجده هزار نفر یا بیشتر بود آرد کردند»! دیدی؟ دیدی الان متشرع، متدین، فامیلت، همسایه و همکارت چه جنایتی میکند؟
🔶 به یاری حق شما که پیروز شدید بر دین باید همان کاری را بکنید که هزار و چهارصد و خردهای سال قبل آنها با هموطنان شما کردند. این خیلی حرف است: «سه روز»! چون این آسیاب آبی است یا بادی است، آب باید زیاد برود تا این گردونه را بچرخاند تا این گندمها له بشود، آرد بشود. ای ایرانی سه روز پیاپی با آب خونآلود هموطن تو غذای سپاه را که هجده هزار نفر یا بیشتر بود آرد کردند. آیا متشرع حرفی برای گفتن دارد؟ بله الان زور دارد زبانش دراز است، به زودی زود حق مطلق هستی زبانها را از دهانها درمیآورد، آن روز نزدیک است.
🔶 این را هم در بحث قبل خواندیم، ادامهاش است، که میگوید زمان عمر ابن الخطاب به فرماندهی سعد ابن ابی وقاص از حواریون نزدیک رسول الله جنگ قادسیه رخ داد، رستم در آن جنگ به نماینده اعراب مغیرة ابن شعبه که برای مذاکره آمده بود گفت: شما در سرزمینتان غذای کافی که سیرتان کند نمییابید؟ اصلاً همین حرف چقدر عرق خجالت دین را درمیآورد، هیچ وقت این سرشکستگی دین از ایران پاک نمیشود، مگر آن که خدای ادیان از ایران برود. رستم گفت: «غذا نداشتید به ایران حمله کردید»؟ 🔶 «قَالَ خَالِدٌ: اللَّهُمَّ اِنَّ لَکَ عَلَیَّ اِنْ مَنَحْتَنَا اَکْتَافَهُمْ»، میآید تا «ثُمَّ اِنَّ اللهَ کَشَفَهُمْ لِلْمُسْلِمِینَ، وَ مَنَحَهُمْ اَکْتَافَهُمْ»، بعد میآید «وَ قَدْ وَکَّلَ بِهِم رِجَالا یَضْرِبُونَ اَعْنَاقَهُمْ فِی النَّهْرِ». چقدر زشت است بشر همنوع خودش را گردن بزند برای خاطر اینکه مال این بیشتر است، مال این قشنگتر است، زن این خوشگلتر است، چقدر زشت است! بعد تو میخواهی این دین مردم را هدایت کند؟ بله؟ قرآن چقدر قشنگ میگوید، خیلی تکرار کرده، میگوید: خدای ما میگوید «یَهْدِی و یُضِّل» هدایت میکنم، گمراه میکنم. خونخواران دین را هدایت میکند که کجا بروید، کجا ثروت است، کجا غنیمت است، کجا زن خوشگل پیدا میشود؟
🔶 و گمراه میکند. بقیه را گمراه میکند، یعنی سررشته از دستشان درمیرود. ملت ایران هزار و چهارصد و خردهای سال است که اختیار هیچ چیز را ندارند، اختیار نفس کشیدن هم ندارند. بعد چقدر خندهدار است، پرچم پیغمبر چیست؟ «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا»، بگویید «لَا اِلَهَ اِلَّا الله» تا خوشبخت بشوید. عجب خوشبخت شدیم! عجب! عجب دین قشنگی داریم، ناز ناز خیلی خوب است، الهی که سرما نخورد، تب نکند، که کرده. «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً»، که جبرائیل در وقت نزول سوره نصر گفت: «اِذَا جَآءَ نَصرُ اللهِ وَالفَتحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ اَفْوَاجاً ﴿۲-۱ نصر﴾»، پیغمبر خوشحال شد، درِ گوشش گفت این خوشحالی خیلی طول نمیکشد، برای اینکه اسلام یک شروعی دارد و یک پایانی، پایانش «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» است!
الان یک رأیگیری واقعی کنی که در کشور نود میلیونی ایران چقدر وفادار به اسلام هست آبروی متشرع میرود، بعد مجبور است که روی اسلام مانور بدهد که بگوید نه اسلام زنده است و ما هم مدافع آن هستیم.
🔶 «فَفَعَلَ ذَلِکَ بِهِمْ یَوْماً وَ لَیْلَةً، وَ طَلَبُوهُمُ الْغَدَ وَ بَعْدَ الْغَدِ حَتَّى انْتَهَوْا اِلَى النَّهْرَیْنِ، وَ مِقْدَارِ ذَلِکَ مِنْ کُلِّ جَوَانِبِ اُلَیْسَ فَضَرَبَ اَعْنَاقَهُمْ وَ قالوا لَهُ»، میآید تا اینجا «عَنِ الْمُغِیرَةِ، قَالَ: کَانَتْ عَلَى النَّهْرِ اَرْحَاءُ، فَطَحَنتْ بِالْمَاءِ وَ هُوَ اَحْمَرُ قُوتَ َ الْعَسْکَرِ، ثَمَانِیَةَ عَشْرَ اَلْفاً اَوْ یَزِیدُونَ ثَلاثَةَ اَیَّامٍ».
این را یادت نرود که اینقدر خون هم میهن تو در جوی آبی که میرفت در این آسیاب آبی، زیاد بود که سه شبانه روز این چرخ میگشت و گندم آرد میکرد از خون آباء و اجداد شما، که هجده هزار گرسنهٔ پا برهنهٔ خونآشام قاتل بی وجدان را با آردش سیر کنند.
▪«فَانْفُذُوا عَلَى بَصَائِرِکُمْ وَ لْتَصْدُقْ نِیَّاتُکُمْ فِی جِهَادِ عَدُوِّکُم – فَوَ الَّذِی لَا اِلَهَ اِلَّا هُو اِنِّی لَعَلَی جَادَّةِ الْحَقِ – وَ اِنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّةِ الْبَاطِلِ».
📕بخشی از خطبه ۱۹۷ است.
🔶 آمدیم درب خانه امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب، حیدر کرار، علی مرتضی، تا الان از شاهکارهای نبیّ مکرم و خلفای معظمش داشتیم، خلیفه چهارمش علی است. خوب دقت کن، وقتی خواستی برای این متشرع احمق موشکافی کنی قشنگ بازش کن، بعد میگویی من طرفدار علی هستم، بیا گوش کن! آن رسول، آن خلفای گذشته، ایرانی بیچاره مظلوم بی دفاع بی پناه را برای خاطر حاصلخیز بودن ایران و دارا بودن زنهای خوشگل کشتند. حالا علی برعکس پیامبر و سه خلیفه گذشته در عمر کوتاه حکومتش سه تا جنگ داشت با اینهایی که به ایران حمله کرده بودند. خیلی عالی است، زنده باد علی که مسلمانها را کشت، مسلمانهایی که آمده بودند، ای ایرانی آباء و اجداد تو را کشتند.
🔶 این خطبه مربوط به سالهای آخر عمر امیر و در دوران سه جنگی است که با مسلمین داشته: «حرکت کنید و بشتابید با بصیرت خود و در جهاد با دشمنانتان باید صدق نیت داشته باشید». ببین میگوید دشمنانتان! اینجا خالد ابن ولید است، مغیره است، میگوید دشمنان! به لشکر اسلام میگوید دشمنان شما ایرانیها هستند بشتابید. اینجا مولا علی به مسلمانهایی که دورش بودند گفت: با دشمنانتان بجنگید. یعنی آنهایی که به ایران حمله کردند دشمنان علی بودند، بعد برای اینکه لوث کنند و پای علی را وسط بکشند میگویند نه علی هم در جنگ با ایران دست داشته! اگر دست داشته پس چرا شمشیر را روی مسلمانها، روی متدینین و متشرعین کشید؟
🔶 «حرکت کنید و بشتابید با بصیرت خود و در جنگ با دشمنان با صدق نیت، زیرا قسم به کسی که خدایی جز او نیست به درستی که من بر جاده حق هستم». همان حقی که ما یک زمان کوتاهی است که شناختیم و به شهرش وارد شدیم و از صمیم دل برایش هورا میکشیم. در این بیعتنامهها پرچم حق برافراشته است، به زودی این پرچم اگر کره زمین عمری داشته باشد بر فراز کره زمین به اهتزاز در خواهد آمد.
«و به درستی که آنها بر لغزشگاه باطل هستند».
جانم فدایت علی، در ویترین تاریخ اعلام کردی که مسلمان باطل است، اسلام باطل است، قرآن باطل است، وحی باطل است! ببین دارد با تمام قوا میگوید: «به درستی که آنها». آنها چه کسانی هستند؟ همسر پیغمبر، سرلشکران پیغمبر، خلیفهٔ با واسطهٔ پیغمبر یعنی معاویه، نماز شبخوانها، اصول دینیها، فروع دینیها، «به درستی که آنها بر لغزشگاه باطل هستند». علی مظلوم میخواهد بگوید من از دین خارج شدم، من به زور وارد دین شدم و برای دین آدم کشتم، چطوری باید بگوید؟ چطوری بگوید؟! بگو دیگر، چطوری باید بگوید؟ متشرع خاک بر سر، شیعه دروغگو، علی این است.
🔶 «فَانْفُذُوا عَلَى بَصَائِرِکُمْ وَ لْتَصْدُقْ نِیَّاتُکُمْ فِی جِهَادِ عَدُوِّکُم». جهاد این است، نه آن کسی که میآید به نام جهاد کشور ایران را شخم میزند، مدافعینش را میکشد، اموالش را میبرد، سرمایهگذاری میکند برای حمله به پایانههای اروپا، زنان قشنگش را میبرد تقسیم میکند، عربهای کثیف! یک نمونهاش در بحث دیروز بود که سر و ریشش پر از شپش است (7244)، این میخواهد خدا را به شما معرفی کند، تحمیل کند، این مظهر شیطان است، این کثافت است!
«فَوَ الَّذِی لَا اِلَهَ اِلَّا هُو اِنِّی لَعَلَی جَادَّةِ الْحَقِ» ای علی، امروز منتظر مخلص محقق با تو بیعت میکند، تو جاده حق را گشودی از شکم اسلام و رسماً اعلام کردی آنها باطل هستند، «وَ اِنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّةِ الْبَاطِلِ».
▪«…. فَمَنْ فَارَقَ اَلْحَقَّ هَلَکَ».
📕غررالحکم صفحه ۵۵۰ است.
🔶 امیرالمؤمنین میگوید: «لیکن رجوع تو باید به سوی حق باشد». حق کدام است؟ شمشیر علی بر روی مسلمین، بر روی اسلام، بر روی قرآن. در معرفی قرآن خودش در بین انصار و مهاجر در مسجد چه گفت؟ گفت: هر کس به این عمل کند به باطل رو نمیکند. بعد میآید لوثش میکند میگوید در این کتاب دندانهای شتر است، یعنی تو دندان شتر را ندانی چندتا است یا چطوری است به جهنم میروی (7195).
ای منتظر، مرجع شما محل رجوع شما حق است.
«فَمَنْ فَارَقَ اَلْحَقَّ هَلَکَ» هر کس از حق جدا شد نابود میشود. نابود یعنی چه؟ یعنی «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً». یعنی چه؟ اخیراً نخواندیم که رسول اکرم فرمود: روزی میرسد مردم الله الله نگویند (7236)؟
اگرچه در بلندگوها بگویند الله اکبر ولی دلها بریده!
آیا رسول خدا نگفت که روزی میرسد مردم خدا را لعنت میکنند؟ نه؟ رسول خدا نگفت روزی میرسد من و علی بیعت میکنیم با کسی که (یعنی حجت ابن الحسن العسکری) دین جدید میآورد و این دین را نابود میکند (6878)؟ نگفت؟!
————————————————
🟣 درس دوم:
چون که در محاجه کم میآوردند در دینشان تردید میکنند.
(بازخوان از تدریسهای 4118 و 6219)
– «نَهَى رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنْ يُسَافَرَ بِالقُرْآنِ اِلَى اَرْضِ العَدُوِّ».
📚 کتاب الموطأ از امام مالک یکی از ائمه چهارگانه اهل سنّت و جماعت، کتابهایی که از آن برداشت کردهاند: صحیح بخاری ۲۹۹۰، صحیح مسلم ۱۸۶۹، ابوداوود ۲۶۱۰، ابن ماجه ۲۸۷۹، احمد ابن حنبل ۵۱۴۸.
🔺رسول خدا فرمود: «به سرزمینهای دشمن میروید قرآن همراهتان نبرید». مگر قرآن حافظ مسلمان نیست؟ مگر قرآن رهگشای مسلمان نیست؟ مگر قرآن افشاگر توحید واقعی نیست؟ مگر در فروع دین نمیگوید امر به معروف نهی از منکر؟ آیا امر به معروفی میرسد به این که دین را اشاعه بدهد؟ اسلام را صادر کند؟
🔺میگوید نبرید. میدانی برای چه؟ برای اینکه آتو میدهد دست عقلا، بند بند آیات را برایش باز میکند، میگوید: ای کودن، ابله، دیوانه، این آیه این را میگوید، این آیه بعدش ردش میکند و تو مجبوری که هر چه جبرائیل موهوم میگوید، قبول کنی. او میگوید که پارسال خدا گفت شراب بخور نوش جانت، خیلی عالی است مقوی است، امسال میگوید بخوری شلاق میخوری.
«نَهَى رَسُولَ اللهِ اَنْ يُسَافَرَ بِالقُرْآنِ اِلَى اَرْضِ العَدُوِّ».
————————————————–
🟡 درس سوم:
به جرم شکل خاص موی سر، باید کشته شود!
– «… فَقَالَ اَبُو بَكْرٍ مَا اَنْتَ بِنَازِلٍ وَ مَا اَنَا بِرَاكِبٍ اِنِّي اَحْتَسِبُ خُطَايَ هَذِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ اِنَّك سَتَجِدُ قَوْماً زَعَمُوا اَنَّهُمْ حَبَسُوا اَنْفُسَهُمْ لِلهِ فَذَرْهُمْ وَ مَا زَعَمُوا اَنَّهُمْ حَبَسُوا اَنْفُسَهُمْ لَهُ وَ سَتَجِدُ قَوْماً فَحَصُوا عَنْ اَوْسَاطِ رُءُوسِهِمْ مِنْ الشَّعْرِ فَاضْرِبْ مَا فَحَصُوا عَنْهُ بِالسَّيْفِ….».
📚 کتاب الموطأ امام مالک امام اهل سنّت و جماعت، کتبی که برداشت کردند: بیهقی در کبری ۱۷۹۲۷.
☑ ابوبکر صدیق لشکریانی را به سمت شام فرستاد (کرانه اروپا) و خود به همراه یزید ابن ابوسفیان برادر معاویه که امیر یک چهارم لشکر بود راه میرفت. یزید به ابوبکر گفت: آیا شما سوار میشوید که من فرود آیم؟ ابوبکر گفت: نه تو پایین بیا و نه من سوار میشوم، ما گام نهادهای خویش را در راه خدا شمارش میکنیم. یعنی «قُربَةً اِلَی الله»، یعنی این! ببین چقدر قشنگ است، میگوید: نه من سوار میشوم نه تو، پیاده راه میرویم ثوابش بیشتر است، میخواهیم برویم دل و روده مردم را دربیاوریم. یاد قتله ابی عبدالله میافتم، غسل شهادت کردند (یعنی غسل بیعت با الله)، وضو گرفتند، نماز شب خواندند، مناجات کردند، نماز واجب خواندند «قُربَةً اِلَی الله»، سر حسینی که شعارش این است: «اِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلَاحِ فِی دِین جَدِّی» من مصلح هستم میخواهم این دین را اصلاح کنم. چطوری اصلاح کنم؟ طوری که پدرم اصلاح کرد. پدرم چطوری اصلاح کرد؟ با متدینین و متشرعین جنگید.
☑ «قُربَةً اِلَی الله» ده هزار نفر یا بیشتر به امام وقتشان، مصلح و منجی وقتشان و نوه پیغمبرشان حمله کردند، به صغیر و کبیرش هم رحم نکردند. ببین چقدر «قُربَةً اِلَی الله» مهم است! از بچه شش ماهه را کشتند تا پیرمرد، حسین هم به عنوان تبلور اخراج شدهٔ از اسلام به حکم قاضی القضات اسلام شریح قاضی باید یک طوری کشته بشود که تا حالا هیچ کس کشته نشده، سیصد و خردهای زخم شمشیر و تیر و نیزه برای او کم است، سرش را هم ببرید، کمش است، بعد چهل تا اسب هم بیاید از روی او رد بشود. آن موقع چرخ گوشت نبود، چهل تا اسب با سم آهنی مدام آمدند رفتند، آمدند رفتند تا نقش چرخ گوشت را برای بدن ابی عبداللهی که به جرم بیدار کردن مردم قیام کرده شکل بگیرد.
☑ «سپس به وی گفت تو به زودی قومی را خواهی یافت که گمان میرود خودشان را وقف خدا کردهاند، آنان را به حال خود واگذار». این یکی از دستشان دررفته. اینجا بحث است: «همچنین گروهی را خواهی دید که موی سرشان را از وسط تراشیدهاند آنان را بکش».
یک کشوری هست میگویند که حتماً باید در آن کشور موهای سرشان را مثل رهبرشان اصلاح کنند، یاد آن افتادیم.
«به مردمی میرسی که موی سرشان را از وسط تراشیدهاند آنان را بکش».
«فَقَالَ اَبُو بَكْرٍ مَا اَنْتَ بِنَازِلٍ وَ مَا اَنَا بِرَاكِبٍ اِنِّي اَحْتَسِبُ خُطَايَ هَذِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ اِنَّك سَتَجِدُ قَوْماً زَعَمُوا اَنَّهُمْ حَبَسُوا اَنْفُسَهُمْ لِلهِ فَذَرْهُمْ وَ مَا زَعَمُوا اَنَّهُمْ حَبَسُوا اَنْفُسَهُمْ لَهُ وَ سَتَجِدُ قَوْماً فَحَصُوا عَنْ اَوْسَاطِ رُءُوسِهِمْ مِنْ الشَّعْرِ فَاضْرِبْ مَا فَحَصُوا عَنْهُ بِالسَّيْفِ».
☑ جزء کارنامه دین مبین اسلام بنویسید که مردمی که موهای سرشان را از وسط میزدند، اینها باید کشته بشوند. حالا خوب است این قوانین الان اجرا نمیشود، مثلاً بگویند تو موهای سرت را اینطوری زدی، خروسکی زدی باید کشته بشوی.
——————————————–
🟢 درس چهارم:
کاری که آدمخواران میکنند.
– «اَنَّ رَجُلاَ مِنْ الْاَنْصَارِ مِنْ بَنِي حَارِثَةَ كَانَ يَرْعَى لِقْحَةً لَهُ بِاُحُدٍ فَاَصَابَهَا الْمَوْتُ فَذَكَّاهَا بِشَظَاظٍ فَسُئِلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ فَكُلُوهَا».
📚 کتاب الموطأ امام مالک، کتابی که برداشت کرده: ابوداوود ۲۸۲۳.
⚛ «مردی از انصار از قبیله بنی حارثه شتری شیرده را برای او در کوه احد میچراند، پس چون شتر در شرف هلاکت قرار گرفت آن را با چوبی خمیده سر برید. آیا با چوب میشود سر برید؟ بله؟ آن هم سر شتر که زمخت است؟ عجب! به رسول خدا فرمودند: این شخص این کار را کرده، فرمود ایرادی ندارد، نه گناه کرده نه گوشتش حرام است، گوشتش را هم بخورید. معارضات را ببین! امان از این چهارراه! پیغمبر به قصاب سفارش میکند که خوب چاقویت را تیزش کن که درد نکشد و زود خلاص بشود. بعد اینجا میگوید با چوب سرش را بریده! تو را به وجدانت ای متشرع، چوب هر چه هم تیز باشد سر میبرد؟ یعنی باید اینقدر بیاورد ببرد و آن شتر بدبخت مدام ناله کند تا خونش تمام بشود بمیرد، بعد گوشتش هم حلال است. عجب!
⚛ بعد تاریخ این را روی نوه این پیغمبر اجرا میکند؛ شمر آمد در قتلگاه در گودال، خنجر تیز را روی حلق ابی عبدالله گذاشت، دید نمیبرد، نوشتهاند چشم ابی عبدالله به چشم شمر بود، شعاع ولایت، او را گرفت و نتوانست، بعد ابی عبدالله نیمه جان را برگرداند. ببین این جنایتها را کسی کرده که علی مرتضی از اینها کشت! از پشت گردن سر حسین را برید. بعد زینالعابدین به در قصابی میرسد نگاه میکند گریه میکند، میگوید: ای قصاب چاقویت را قشنگ تیز کردی که این حیوان درد نکشد؟ میگوید بله. بعد زینالعابدین گریهاش افزون میشود. میگوید: چرا گریه میکنی؟ میگوید: من از درون خیمه با چشمهای خودم دیدم که این خنجر را میکشید نمیبرید، چون کند شده بود. از جلو بخواهد ببرد به استخوان میخورد، از عقب، گوشت است، بعد استخوان است.
از این گوشتی که به جنایتِ تمام، این حیوان جان داده بخورید، بخورید تا بتوانید وارد ایران بشوید، پنجاه هزار ایرانی که برای دفاع از سرزمینش، از ناموسش، از مالش و جانش در برابر شما ایستاده، بکشید.
⚛ آنجا هم که الان خواندیم: از خون ایرانی بی گناه سه روز آسیاب بچرخد گندم را آرد کند، لشکر اسلام بخورند جان بگیرند تا به سراغ یک کشور دیگر بروند. صدور اسلام، صدور مسیحیت، صدور یهودیت، ائتلافی است از جنایات این سه دین در نگارش تاریخ، هر سه دین مثل هم جنایت کردند. این است که میگویم ائتلاف سه تا دین شده، زیرمجموعهٔ خدای زمین که آرامش را از ایرانی بگیرد، نفَس را از ایرانی بگیرد.
«اَنَّ رَجُلاً مِنْ الْاَنْصَارِ مِنْ بَنِي حَارِثَةَ كَانَ يَرْعَى لِقْحَةً لَهُ بِاُحُدٍ فَاَصَابَهَا الْمَوْتُ فَذَكَّاهَا بِشَظَاظٍ فَسُئِلَ رَسُولُ اللهِ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ فَكُلُوهَا».
——————————————–
🟠 درس پنجم:
با حیوان که چنین کنند با انسان چه میکنند؟
– «اَنَّ جَارِيَةً لِكَعْبِ ابْنِ مَالِكٍ كَانَتْ تَرْعَى غَنَماً لَهَا بِسَلْعٍ فَاُصِيبَتْ شَاةٌ مِنْهَا فَاَدْرَكَتْهَا فَذَكَّتْهَا بِحَجَرٍ فَسُئِلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهَا فَكُلُوهَا».
📚 کتاب الموطأ از امام مالک، کتابی که برداشت کرده: صحیح بخاری ۵۵۰۵، ابن ماجه ۳۱۸۲، احمد حنبل در مسند ۱۵۳۳۸.
💠 «کنیز کعب ابن مالک گوسفندان وی را در کوه سلع میچراند، گوسفندی در این میان به حالت مرگ افتاد، پس چون چنین دید آن را با سنگی سر برید».
آنجا (در درس قبل) این آقای مسلمان با چوب سر میبُرد، اینجا با سنگ. آیا با سنگ میشود سر برید؟ میگوید تیزش کنی آره. آیا با چاقو فرق ندارد؟ اسم ذبحش را قتل صبر نمیشود گذاشت؟ میگویند حسین با قتل صبر از دنیا رفت، یعنی یک دفعه جانش را نگرفتند. تیر، نیزه، شمشیر، چوب، سنگ.
💠 یادت هست در گشودن ابواب روز عاشورا با سند خواندیم؟ عمر ابن سعد سرلشکر اسلام وقتی دید که ابی عبدالله در گودال قتلگاه بی جان شد افتاد، به لشکریان گفت هر چه دستتان است به حسین بزنید. نمیدانم کجا خواندم، الان خیلی یادم نیست ولی خواندم، سندش را دیدم، همه به جان ابی عبدالله افتادند، هر کسی شمشیر داشت میزد، نیزه داشت میزد، تیر داشت میزد، خنجر داشت میزد، اینها را نداشت سنگ پرت میکرد، حسین را رجم کردند، وای بر این اسلام! شما زناکار را رجم میکنید! دیدی چه دینی است؟ حالا فهمیدی علی چرا با طرفداران این دین جنگید؟ حالا فهمیدی چرا بقیة الله میآید الباقی این دین را جمع میکند و طرفدارانش را میکشد، مبلّغینش را میکشد؟ حالا فهمیدی؟! این خیلی اسفناک است: بعد نوشتهاند یک کوری با عصا آمد، عصا زنان آمد، چشمش نمیدید، با عصا به بدن ابی عبدالله میزد و میگفت من از سپاه الله جا نمانم (467)!
💠 خیلی بدبخت هستند. آن کسی که از امروز به بعد طرفدار این دین است خیلی بدبخت است! نه خوشبخت است، چرا؟ چون ثروت از این دین پیدا کرده، چه اشکال دارد! شکنجهگر را تو سیرش کن، دیگر برایش شکنجه عادی میشود. میرغضب را سیرش کن، برایش گردن زدن عادی میشود. یک مورچه بیاید زیر پا له کن، من یک آدم میکشم.
💠 «از پیغمبر پرسیدند این گوسفند بدبخت زبان بسته با سنگ سرش را بریدند، از نظر فقه اسلام مشکلی ندارد؟ فرمود نه، از آن بخورید».
هر چیزی که به نام نامی الله باشد برای شما حلال است. اگر زن مردم را بکنی، سنگسار میشوی ولی همین زن کنار شوهرش که دارد دست و پا میزند در خونش خوابیده، لباسش را دربیاور کارش را بکن، این ثواب است آن عِقاب است. عجب دین قشنگی است. به به! حیف که ما سی و پنج سال در این دین هیچ چیز گیرمان نیامد، فقط کتک خوردیم.
💠 یک چیزهایی میخواهم از خشونت این دین بگویم، باز هم مدام خط قرمز است نمیگویم! وقتی خالد ابن ولید هزار و چهارصد سال بعد حمله کرد به خانه یک کسی که مثل جدش حسین میگفت: «اِنَّمَا خَرَجْتُ فِي طَلَبِ الْاِصْلَاحِ» خانهاش را که غارت کردند، بعد یک نفر از آنهایی که غارت میکرد (اینهایی که میگویم، مال هزار و چهارصد سال قبل است، فکر نکنی مال الان است)، در زندان با آن آقایی که دیدار کرد از او حلالیت گرفت و گفت: ببخشید ما به خانهات رفتیم چیزی گیرمان نیامده بود جز شورت زنت، آن را برداشتیم بردیم، مال الان نیست ها نه! مال هزار و چهارصد و خردهای سال قبل است. اسلام چقدر قشنگ است، چقدر زیباست. بله!
«اَنَّ جَارِيَةً لِكَعْبِ ابْنِ مَالِكٍ كَانَتْ تَرْعَى غَنَماً لَهَا بِسَلْعٍ فَاُصِيبَتْ شَاةٌ مِنْهَا فَاَدْرَكَتْهَا فَذَكَّتْهَا بِحَجَرٍ فَسُئِلَ رَسُولُ اللهِ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهَا فَكُلُوهَا».
———————————————-
⚫ درس ششم:
پس ببین چی شده که صدای خلیفه هم درآمده!
– «کَان عُمرُ ابنُ الخَطَّابِ یَقُولُ عَجَباً لِلْعَمَّةِ تُورَثُ وَ لَا تَرِثُ».
📚 کتاب الموطأ از امام مالک، کتابی که برداشت کرده: بیهقی در سنن ۱۱۹۸۷، ابن ابی شیبه ۳۱۱۲۴.
♦شما در این کره زمین مستجابالدعوه هستید، شما بازماندگان ابی عبدالله هستید، بازماندگان امام صادق هستید، بازماندگان علی مرتضی هستید، افشاگران دین، جاده صاف کنهای مهدی موعود هستید، نابود کنندهٔ دین، دعا کنید که تا همین مقدار که ملت مظلوم ایران هزینه دادند دیگر بس بشود، دیگر این خدا بیرون برود، تا این خدا هست نحوستش پاگیر این ملت بیچاره است.
الان اینقدر عریضه به من میدهند، میگویند موشک بر سر ما بخورد پولهایمان ته کشیده، به خاطر وضعیت جنگی کارها تعطیل است چه بخوریم؟ تف بر این دین، تف بر این خدای دین!
♦متشرع وقتی گفت: «هر آن کس که دندان دهد نان دهد»، اگر زورت رسید گردنش را بشکن. راه ما راه استدلال است، راه خشونت نیست ولی کلهٔ آدم میجوشد که در این شرایط باز کسی دم از این دین میزند.
در عریضهاش نوشته رفتیم یک جایی را در شمال اجاره کردیم. گوش کن ای خدای ملعون! مرد خانه نوشته، میگوید مقداری که پول بردیم تمام شد، زنم برای اینکه سفرهمان بی نان نماند میرود خودفروشی میکند. این زن ایرانی است دیگر، بله؟ این ناموس رسول الله است دیگر، نه؟ ناموس اسلام است، نه؟ خیلی وضع خراب است، خیلی وضع خراب است! بعد نزدیکان من میگویند چرا خودت را معالجه نکردی؟ چشم خراب، استخوان خراب، قلب خراب. یعنی من اگر یک ذرّه وجدان داشته باشم نباید این کارها را میکردم. وقتی که نصف بیشتر مملکت زیر خط صفر است، زیر خط فقر است، به چشمم، به استخوانم، به قلبم بپردازم؟
♦عمر ابن خطاب میگفت: «شگفتا، تعجب میکنم از این فقه، برای عمه از او ارث میبرند (فرزندان برادرش) ولی او از آنها ارث نمیبرد». ببین چقدر این فقه چرند است که عمرالفاروق با همه بی سوادیاش میفهمد اینجا عدالت رفته به مستراح.
«کَان عُمرُ ابنُ الخَطَّابِ یَقُولُ عَجَباً لِلْعَمَّةِ تُورَثُ وَ لَا تَرِثُ».
———————————————
⚪ درس هفتم:
مگر نگفتید که کافر، مالک هیچ چیزی نیست؟
– «اَنَّ رَسُولَ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: لَا يَرِثُ الْمُسْلِمُ الْكَافِرَ».
📚 کتاب موطأ امام مالک، کتابهایی که برداشت کردند: صحیح بخاری ۶۷۶۴، کتاب صحیح مسلم ۱۶۱۴، کتاب ابوداود ۲۹۰۹، کتاب ترمذی ۲۱۰۷، کتاب ابن ماجه ۲۷۲۹، کتاب دارمی ۲۹۹۸، کتاب احمد ابن حنبل ۲۱۷۵۹، کتاب ابن حبان ۶۰۳۳، بیهقی در سنن ۱۲۰۰۳.
◾رسول خدا فرمود: «مسلمان از کافر ارث نمیبرد». بچه، مسلمان است بابایش کافر است، مامانش کافر است، پدربزرگش کافر است، عمویش کافر است، ارث نمیبرد. چرا؟ چون مال کافر نجس است. مگر نمیگویید که کافر مالک اموال خودش نیست؟ پس چرا فامیل از کسی که مرده و فامیل نزدیک اوست ارث نمیبرد، او کافر است؟
◾باز هم سر چهارراه رفتیم. میدانی چرا این حرف را زده؟ برای اینکه میگوید مال کافر به بچهاش نمیرسد، مستقیم میرود زیر سایهٔ ولیّ مسلمین، میرود در بیتالمال. ببین به هر کلکی شده باید بیتالمال پر بشود، شکم مردم خالی بشود، بیتالمال پر بشود.
«اَنَّ رَسُولَ الله قَالَ: لَا يَرِثُ الْمُسْلِمُ الْكَافِرَ».
——————————————–
🔵 درس هشتم:
نمایشگاه عزت زن در تابلوی دین.
– «اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلّم جَاءَتْهُ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللهِ اِنِّي قَدْ وَهَبْتُ نَفْسِي لَك فَقَامَتْ قِيَاماً طَوِيلاً فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللهِ زَوِّجْنِيهَا اِنْ لَمْ تَكُنْ لَك بِهَا حَاجَةٌ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ هَلْ عِنْدَك مِنْ شَيْءٍ تُصْدِقُهَا اِيَّاهُ فَقَالَ مَا عِنْدِي اِلَّا اِزَارِي …».
📚 کتاب الموطأ امام مالک، کتابهایی که برداشت کردند: صحیح بخاری ۲۳۱۱، صحیح مسلم ۱۴۲۵، ابوداوود ۲۱۱۱، ترمذی ۱۱۱۴، نسائی ۱۸۸۹، احمد ابن حنبل ۲۲۲۹۲، دارمی ۲۲۰۱.
یادت باشد فراموش نکنی پیغمبر بی گناه است، ائمه دلسوز جامعه هستند. مشکل پیغمبر چیست؟ سر چهارراه ایستاده که
➖یک راه آن، شیطان است.
➖یک راه آن، جن است.
➖یک راه آن، دحیة ابن خلیفه کلبی است.
➖یک راه آن هم مشاوره با مسلمانان است. ❇ «زنی خدمت رسول معظم اسلام آمد، گفت: ای رسول خدا من خودم را به شما هدیه کردم». ببین زن چقدر بدبخت است! حالا میگویی که عیب ندارد یک زن رعیت آمده پیش اعلی حضرت، خودش را به او میبخشد که برود در کاخ در حرمسرا حالش را ببرد. خیلی خب، پس برویم جلو! «مدت زیادی ایستاد»، یعنی رسول الله آدم حسابش نکرد. چرا؟ حتماً خوشگل نبوده، قرار نیست که بدگلها زیر سایهٔ پیغمبر بروند. عه! قرآن میگوید «الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ﴿۳۲ اعراف﴾»، «لطّیّبین ﴿٢۶ نور﴾» هر چه چیز خوب است مال آدمهای خوب است. بهتر از پیغمبر کیست؟
❇ «مدت زیادی ایستاد»، تو خودت را جای آن زن بدبخت تصور کن. «تا اینکه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا اگر شما این را نمیخواهی بده به من». حالا ببین این زن بیچاره چقدر سنگ روی یخ شده، رهبر اسلام را میخواهد، یک رعیت اسلام آمده میگوید او را به من بده. چرا؟ چون برورو ندارد. رسول خدا فرمود: «مال داری مهریه کنی»؟ خوب توجه کن، عزت زن در اسلام را ببین!
گفت: «غیر از این شلوار که در پایم است هیچ چیز ندارم». یعنی باز گدای سر چهارراه کت دارد، این میگوید فقط شلوار خالی. پیغمبر فرمود: «اگر شلوارت را به وی دهی خودت بی شلوار میمانی»؟ گفت: «بله، ندارم». همین شلوار است، میخواهی این را هم بدهم مهریه این خانم؟ خانمی که ارزش او اینقدر است؛ یک شلوار است.
❇ گفتم: «یا رسول الله هیچ چیزی ندارم. پیغمبر فرمود: چیزی طلب کن حتی اگر انگشتری از آهن باشد». ببین زن را گذاشته این طرف ترازو، آن کفه ترازو این است شلوار، بعد انگشتر آهنی.
باز گفت: «ندارم». آخر کسی که فقط یک شلوار دارد یا رسول الله انگشتر آهنی او برای چیست؟ در جوب میخوابد، حالا میخواهد سوار این زن بشود و روی این زن بخوابد. ای بیچاره زن! پیغمبر دید این هیچ چیزی ندارد، گفت: «قرآن بلد هستی؟ گفت: همه آن را نه، بعضی از سورهها را بلد هستم و اسم آن سورهها را شمرد. پیغمبر فرمود: عیب ندارد، وی را به ازدواج تو درآوردم مشروط به آنکه آنچه از قرآن بلد هستی به او یاد بدهی». بله! شما چه میگویید؟ میگویید: نه چک زد و نه چونه عروس را آورد تو خونه. یعنی عزت و شرف زن را در مسلخ سر برید.
حالا یک چیزهای عجیبتر برای شما در راه دارم، به شرط اینکه تو ناله کنی که بین من و تو ارتباط قطع نشود. ❇ «اَنَّ رَسُولَ اللهِ جَاءَتْهُ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللهِ اِنِّي قَدْ وَهَبْتُ نَفْسِي لَك فَقَامَتْ قِيَاماً طَوِيلاً»، آنقدر ایستاد تا زیر پایش علف سبز شد، به جرم اینکه قیافه ندارد، حسب و نسب ندارد. «فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللهِ زَوِّجْنِيهَا اِنْ لَمْ تَكُنْ لَك بِهَا حَاجَةٌ» تو نمیخواهی؟ من میخواهم. من دنبال پشهٔ ماده هم میروم، چه برسد حالا یک زنی اینجا آمده آبرویش ریخت تمام شد، حالا من این زن را جمع کنم بروم. «فَقَالَ رَسُولُ اللهِ هَلْ عِنْدَك مِنْ شَيْءٍ تُصْدِقُهَا اِيَّاهُ فَقَالَ مَا عِنْدِي اِلَّا اِزَارِي… الی آخر».
———————————————–
🟤 درس نهم:
ازدواجهای فراوان، میراث جاهلیت.
– «اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ ثَقِيفٍ اَسْلَمَ وَ عِنْدَهُ عَشْرُ نِسْوَةٍ حِينَ اَسْلَمَ الثَّقَفِيُّ: اَمْسِكْ مِنْهُنَّ اَرْبَعاً وَ فَارِقْ سَائِرَهُنَّ».
📕کتاب الموطأ از امام مالک.
این هم یک پردهٔ دیگر از دین برداشته میشود.
🔷 «شنیدم که رسول خدا به مردی از قبیلهٔ ثقیف که اسلام آورده بود و در حین اسلام آوردنش ده زن داشت فرمود: چهار زن را پیش خود نگه دار و بقیه را طلاق بده». زن زیاد داشتن ارث جاهلیت است، این بابا مسلمان شده دهتا زن دارد. ببین چقدر زن در فرهنگ غیبت ذلیل است، مرد دهتا زن دارد ولی زن اگر بخواهد دوتا شوهر داشته باشد رجمش میکنند، آنقدر از پشت سر سنگ میزنند تا مخچهٔ او بترکد. اگر این کار را نکنند یک کار دیگر هم میکنند، یادت هست؟ اینها دسته گلهای دین است، مرور کنیم خوب است. گفت: او را در اتاق بگذار و درب را به روی او ببند، سلول انفرادی! آنها که نرفتند نمیدانند، بنده چند ماه بودم، نیاز به شکنجه ندارد، در یک جای چند متری درب بسته، در و دیوار و سقف و سطح حمله میکند آدم را میخورد، یک روز دو روز هم که نیست.
➖این زن به خاطر اینکه شهوتی که خدا داده؛ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾».
➖تحریکی که شیطان کرده؛ «بِمَا اَغْوَیْتَنِی…. لَاُغْوِیَنَّهُمْ {٣٩ حجر}»، شیطان گولش زده.
➖انسانی که «خُلِقَ الْاِنْسَانُ ضَعِيفاً ﴿٢٨ نساء﴾» است.
این مثلث را یادت باشد.
🔷 او را در اتاق میگذارند و در را قفل میکنند تا وقتی زنده است، یک ذرّه غذا میدهند و در را میبندند. آیا با جزامی اینطوری رفتار میشود؟ بله؟ بعد دینی که میآید میگوید زنا روزی است، بله؟ در همین مستندات دین است (7012 و 7021). ای مرگ بر این چهارراهی که این آقا وسط آن ایستاده بود، پدر جامعه را درآورد.
خب این زن را گردن بزن راحت بشود. ما آنجا که بودیم میگفتیم کاش اعدام میشدیم، یک لحظه!
بعد در آن حدیث ننوشته بود که برای مستراح، در را باز کن به مستراح برود، انگار باید همان جا هم میشاشید به خودش. زن است دیگر، زن! زن ابزار زندگی است، زن کیست!
🔷 خب، دهتا زن دارد، منادی اسلام نُهتا زن دارد. از چه کسی یاد گرفته؟ این ارث زنداری از جاهلیت است. جاهلیت بد است ولی زنش خوب است. چرا در جاهلیت، مردها دهتا زن دارند؟ چون شغلشان کشتن است، به اطراف حمله میکند، مدافعین را میکشد، زنهای خوشگلش را هم میآورد. مقایسه میکند این زن با آن زن، این یک نوع قشنگی دارد، او هم یک نوع، این یک نوع نمک دارد، او هم یک نوع، پس یکی کم است، از هر نمکدانی یک دانه. زن شد اسباببازی! زن مالک نیست، آدم نیست. ای بابا تو چه میگویی، مگر امروز ایرانی آدم است؟ خدای ایران اینطوری برایش رقم زده که داریم میبینیم، در شهر بایستد زیر موشک است، بیرون شهر هم برود، یک نمونهاش را برای شما گفتم که پولها تمام میشود…! یک عریضه دیگر هم دیدم خیلی جالب بود، یاد حرف رسول الله افتادم که گفت: یک روزی میرسد مردها از عقب نان میخورند و زنها از جلو (1773). در آن عریضه هم پسر نوشته بود که من و مادرم باهم زندگی میکنیم پولهایمان تمام شده، من میروم میدهم. چشم دین روشن! آقای متشرع کلاهت را بیاور جلوتر، افتخار کن، این پرچم را بالاتر ببر!
🔷 «چهارتا زن را نگهدار، بقیهاش را طلاق بده»! انتخاب به خود زن است که میخواهد بایستد یا جدا بشود؟ نه. انتخاب با شهوت است، نگاه کن ببین از کدامها سیر هستی، او را ردش کن. پیغمبر گاهی وقتها از زنهایش سیر میشد، این سند خود دین است، از دست دو تا خانوم بزرگوار معتبر (یعنی دختر ابوبکر صدیق و دختر عمرالفاروق) خسته شد، اذیتش کردند، از دستشان فرار کرد رفت در مسجد یک ماه بیتوته کرد، به خانه کسی نرفت (6361). بعد که پدران بزرگوارشان فهمیدند آمدند دخترانشان را توبیخ کردند. عمرالفاروق چقدر حرف قشنگی زد، آی زنده باد تاریخ، تاریخ نمیمیرد! به دخترش حفصه گفت پیغمبر را اذیت میکنی؟ پیغمبر چند بار میخواست تو را طلاق بدهد به خاطر من طلاق نداد (7197). من چه کسی هستم؟ آن کسی که پیغمبر از او میترسد. کجا ترسید؟ گفت: یا رسول الله چرا زنهایت بی حجاب هستند؟ گفت: چشم. آیه حجاب آورد (4078 و 7199). عمر جان تو ناراحت نشو، تو خیال توطئه و کودتا نکن، باشد، تو هر چه میگویی، من میگویم!
🔷 در تاریخ داریم دیگر، در درسها داریم که چند تا پیشنهاد به پیغمبر کرد و پیغمبر سریع برایش آیه آورد. یک چیز قشنگتر، یادت هست؟ من اینها را تکرار میکنم برای اینکه یادت نرود، چون امروز روز وداع با دینی است که هزار و چهارصد و خردهای سال است پدر درآورده. عایشه ام المومنین بود گفت: هر وقت عمر حرفی میزد، پیغمبر فوراً برایش آیه نازل میکرد (4041). چقدر اعتبار است! چقدر ناز است! بعد میخواهی پیغمبر از دست دختر این حضرات فرار نکند به مسجد نرود؟
آیا پیغمبر جرأت دارد اینها را طلاق بدهد؟
من نمیدانم پیغمبر چطوری جرأت کرد که به عایشه گفت! یادت هست، من دو سه بار حدیثش را برای شما خواندم متفاوت؟ گفت: ای عایشه چه میشود تو بمیری غسلت بدهم کفنت کنم، دفنت کنم؟ که او هم فوراً گذاشت در کاسه پیغمبر، گفت: عه من را بکشی بروی سراغ یکی دیگر؟ بله (7199)؟ دین این است!
🔷 آنجا این خانم جان عایشه چه گفت؟ همه اینها تاریخ هستند، باید به اینها احترام کرد، اینها بند بند تاریخ هستند. به آن کسی که آمد خودش را به پیغمبر عرضه کرد و گفت یا رسول الله من را بگیر، عایشه به او گفت خاک بر سرت، چقدر تو بی ادب هستی، چقدر گستاخ هستی، میآیی خودت را به پیغمبر میبخشی؟ به آن یکی چه گفت؟ آن که دختر پادشاه بود و پیغمبر او را گرفت، گفت: بدبخت این آقا پدرت را شوهر و برادرت را کشته، آمدی زنش میشوی؟
خیلی جالب است، اینها را باید با طلا نوشت!
«انَّ رَسُولَ اللهِ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ ثَقِيفٍ اَسْلَمَ وَ عِنْدَهُ عَشْرُ نِسْوَةٍ حِينَ اَسْلَمَ الثَّقَفِيُّ: اَمْسِكْ مِنْهُنَّ اَرْبَعاً وَ فَارِقْ سَائِرَهُنَّ».