برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (830)» 30-10-1404
چه گویم ز این خالق دین و مذهب
که از پا درآورده مردم به زنجیر آن هب
من خسته و بشکسته و دلگیر شدم
چون حیاتم به هدر رفته و مغبون چنین دین شدهام
حرفهای زیادی زده این دین
مفت است به هر وعده که دادست به هر کین
گویند مرا از چه دلیل است، که با دین به ستیزی؟
الله چه کردست تو را قائم ظنّی؟
معبود به آباء و به اجداد شده از در رحمت
کوبیده شیاطین و همه جن ز ره لطف و سخاوت
الحال شده ختم به این رب زمینی
از بس که بکشته است ز این خلق غمینی
سالها بود که مسجودِ من و هم پدرانم
محراب، شهود است و به منبر، همه جانم
پیری بگرفت سن و سالم
امراض، تعدد شده حالم
➖این نالهٔ همه مستضعفین، منتظرین، محرومین، مغرمین، مسجونین، مجروحین و مقتولین است:
سوءالقضا آتش زده به خانهام، خالق کجایی؟
➖ تو که میگویی من مددکار مردم هستم، خلقشان کردم که نازشان کنم!
شد دین و ایمانم فنا، حاکم کجایی؟
➖ این نوشتار انبوه جمعیتی است که زیر لوای «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» قرار دارند، اینها اینجا گرد نیامدند مگر برای خُلف وعدههای خدا!
غیبت شده دوزخ، چرا یاری نیامد؟
عمرم نگر گورم شده، منجی نیامد