با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


تدریس 7196 تاریخ 404.10.28

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.

7196                1404-10-28

درس اول

آیا این هم از معجزات نبوی است؟

  • «عَنْ اَنَسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ كَانَ يَطُوفُ عَلَى نِسَائِهِ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ، وَ لَهُ تِسْعُ نِسْوَةٍ».

کتاب صحیح بخاری [۵۰۶۸]، کتاب صحیح مسلم [۳۰۹].

 «عَنْ اَنَسٍ: اَنَّ النَّبِيَّ كَانَ يَطُوفُ عَلَى نِسَائِهِ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ، وَ لَهُ تِسْعُ نِسْوَةٍ» از انس ابن مالک، محدث بنام اهل سنّت و جماعت و خدمتگزار پیامبر گفت: «رسول خدا در یک شب و در حالی که نُه همسر داشت با آنان مقاربت کرد». اصلاً این گفتن دارد؟ حالا کار پیغمبر درست است یا نه، تو که محرم اسرارش هستی باید بیایی منتقل کنی به تاریخ تا به نسلهای آینده برسد؟ معلوم نیست اینها دشمن پیغمبر هستند یا دوستش هستند. این کار جز نفرت نسبت به وحی پیش مردم عاقل چیز دیگری نخواهد داشت.

——————————————–

درس دوم:

باز هم تازیانه بر سر زنان.

  • «عَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ رَأَى امْرَاَةً، فَأَتَى امْرَاَتَهُ زَيْنَبَ، رَضِيَ اللهُ عَنْهَا وَ هِيَ تَمْعَسُ مَنِيئَةً لَهَا، فَقَضَى حَاجَتَهُ، ثُمَّ خَرَجَ اِلَى اَصْحَابِهِ، فَقَالَ: اِنَّ الْمَرْأَةَ تُقْبِلُ فِي صُورَةِ شَيْطَانٍ، وَ تُدْبِرُ فِي صُورَةِ شَيْطَانٍ، فَاِذَا اَبْصَرَ اَحَدُكُمُ امْرَاَةً فَلْيَأْتِ اَهْلَهُ، فَاِنَّ ذَلِكَ يَرُدُّ مَا فِي نَفْسِهِ».

کتاب صحیح مسلم [۱۴۰۳].

جابر ابن عبدالله انصاری محدّث موثق مؤید متعهد می‌گوید: «رسول خدا زنی را دید، سپس نزد همسرش ام‌المومنین زینب بنت جحش رفت، که داشت پوستی را دباغی می‌کرد آمد آن حضرت نیازش را برطرف ساخت (یعنی او را کرد)، سپس به نزد اصحاب خود بیرون رفت و فرمود زن در شکل شیطان است». آقای جبرائیل موهوم نیمی از اهالی کره خاک زن هستند، چرا زن‌ها را می‌کوبی؟ وقتی نیاز جنسی داری زن برابر نماز است، وقتی کارت تمام شد زن شیطان است. آن‌وقت جالب است، در این احادیث اهل سنّت هست که همین پیامبر بالای منبر می‌گوید: ای مردم صبح زن‌هایتان را می‌زنید و شب می‌روید با او حال می‌کنید، این کار خلاف انسانیت است! مسلمان پای درس چه کسی اسلام را آموخته است؟ جبرائیل امین.

«زن در شکل شیطان رو می‌آورد و در شکل شیطان پشت می‌کند». یعنی می‌آید تو را فریب می‌دهد کارت را انجام می‌دهی، حالت را می‌بری و بعد پشت به تو می‌کند، هم رویش شیطان است و هم پشتش! حالا شاید هم دو مجرا باشد که زن‌ها دارند. «پس اگر یکی از شما نگاهش به زنی افتاد نزد همسرش برود چرا که این کار، آنچه که در درونش هست باز می‌دارد»، یعنی همه زنها مثل هم هستند! زن شده آلت پلاستیکی که می‌فروشند، آیا غیر از این است؟ آن آلت پلاستیکی را که پلاستیک فشرده است، جلو و عقب دارد، سینه دارد، داغ هم هست، زن با آن یکی شده، این فرهنگ دین است، آن را می‌خواهی که مرد کارش را بکند، زن هم همینطور آلت دست مرد است.

«عَنْ جَابِرٍ اَنَّ رَسُولَ اللهِ رَأَى امْرَاَةً، فَأَتَى امْرَاَتَهُ زَيْنَبَ» پیغمبری که هضم در خدای زمین است چطور اینقدر آتشش تند است که پیش رفیق‌هایش نشسته در کوچه در خیابان زن دارد رد می‌شود و پیغمبر تحریک می‌شود، حتما باید برود ارضاء کند.

«فَأَتَى امْرَاَتَهُ زَيْنَبَ وَ هِيَ تَمْعَسُ مَنِيئَةً لَهَا، فَقَضَى حَاجَتَهُ، ثُمَّ خَرَجَ اِلَى اَصْحَابِهِ، فَقَالَ: اِنَّ الْمَرْأَةَ تُقْبِلُ فِي صُورَةِ شَيْطَانٍ، وَ تُدْبِرُ فِي صُورَةِ شَيْطَانٍ». هم جلویش شیطان است و هم عقبش. تو آن وقت حالش را می‌بری، نُه تا هم داری، بعد شیطان است! اگر زن متشرع و متدین یک ذرّه عقل داشته باشد هیچ وقت دنبال این دین نمی‌رود، ولی عقل که ندارد. بنده خدا قرآن مدام داد می‌زند «أَ فَلَا تَعْقِلُون {۸۰ مومنون﴾» بی عقل چشمت را باز کن، دنبال کدام دین هستی؟ «لَا تَشْعُرُونَ {۵۵ زمر، ١۵۴ بقره، ٢ حجرات}» بی‌شعور. نمی‌فهمد! اینقدر جهنم را بالا بردند که از جهنم می‌ترسد. بحث دیروز یادت هست که کسی زمین کسی را تصاحب کند، به او می‌گویند هفت طبقه زمین را بشکاف، به طبقه هفتم که رسیدی بیل و کلنگ روی گردنت، تازه‌ به جهنم هم می‌روی.

«فَاِذَا اَبْصَرَ اَحَدُكُمُ امْرَاَةً فَلْيَأْتِ اَهْلَهُ، فَاِنَّ ذَلِكَ يَرُدُّ مَا فِي نَفْسِهِ». این هم مستند است برای آنهایی که می‌روند زن پلاستیکی می‌گیرند، چون الان آخر این حدیث چه‌ گفت؟ می‌گوید هر چه که این زن که در خیابان دیدی شهوت تو گل کرد، هر چه او دارد زن تو هم دارد، این را دیدی تحریک شدی برو با زنت انجام بده! آن کسی هم که پول ندارد ازدواج کند در مملکتی که اقتصادش داغون است او هم می‌رود یک زن پلاستیکی می‌گیرد، هر چه در زن‌هایی هست که بدنشان گوشتی است مهریه آنها بالاست، نمی‌تواند خانه اجاره کند، کار ندارد فقط شهوت دارد از آن زن‌های پلاستیکی می‌گیرد استفاده می‌کند.

خیلی خب!

در این مبعث از رسول خدا تشکر می‌کنم. مبعث نبوی دیروز بود و امروز سرودهایش را می‌خوانم.

یا رسول الله اگر تو نبودی ما چه خاکی بر سرمان می‌کردیم؟ اگر جبرائیل نبود تو چه کار می‌کردی؟ اگر خدای زمین نبود جبرائیل چه کار می‌کرد؟ همه بیکار!

——————————————–

درس سوم:

آیه، صریحاً آن را تأیید می‌کند! 

  • «عَنْ ابْنِ عَبّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قال: مَا رَأيْتُ شَيئاً اَشبَهَ باللَّمَمِ مِمَّا قَالَ اَبِو هُرَيْرةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَنِ النَّبي صلَّى الله عليه و سلم: اِنَّ اللهَ كَتَبَ عَلَى ابْنِ آدَمَ حَظَّهُ مِنَ الزِّنا، اَدرَكَ ذَلك لَا مَحالَةَ، فَزِنَا العَيْنَيْنِ النَّظَرُ، وَ زِنَا اللِّسَانِ المَنْطِقُ، والنَّفسُ تَمنَّى وتَشْتَهي، وَالفَرْجُ يُصَدِّقُ ذَلك و يُكذِّبُهُ».

کتاب سنن ابوداود [۲۱۵۲].

عبدالله ابن عباس محدث مؤید متعهد مفید موثق (اینها را که می‌گویم یعنی اینها مورد رضایت چهارده معصوم هستند و ایضاً مورد استناد اهل سنّت و جماعت) گفت: «چیزی را ندیدم که شبیه‌تر به لَمَم باشد…». این بحث خیلی حساس است، خوب مواظب باش. «از آنچه ابوهریره به نقل از رسول خدا گفت: خداوند  بر انسان سهمی از زنا مقدّر فرموده است»، این را گفته‌ام، ولی بحث قرآنی آن مانده، این الان تکمیلش می‌کند، ببین وقتی می‌گویم خدای دین، موهوم است، الکی و خودساخته است، یکی از دلایلش این است! گفت: «خداوند بر انسان سهمی از زنا را مقدّر فرموده است». مقدّر یعنی چه؟ یعنی باید بکنی. ببین چه دین خرافی داریم! از این طرف مقدر شده و از آن طرف می‌گوید رجمش کن، سنگسارش کن! خیلی احمق هستند آنهایی که این ادله را ببینند باز طرفدار باشند ولی اکثریت قاطع ندیدند، تو هم برایشان بگویی، می‌گوید: دروغ می‌گویی. سند دارد، دروغ می‌گویی. کتابش معتبر است، دروغ می‌گویی. از پیغمبر است، دروغ می‌گویی. می‌دانی چرا؟ چون از طریق محراب و منبر هزار و خرده‌ای سال است که او را شستشوی مغزی دادند، اینها را یا رد می‌کنند یا توجیه می‌کنند. البته رد نکردند، زنده باد اهل سنّت و جماعت که پاکش نکردند.

«که حتما مرتکب آن خواهد شد. زنای چشم، نگاه کردن. زنای زبان، گفتن. زنای نفس، کردن است خواستن و آرزو کردن است. و شرمگاه». «شرمگاه» جلو و عقب را می‌گویند، جلو و عقب زن و مرد. شرمگاه برای این می‌گویند، یعنی آدم شرمش می‌آید نگاهش کند.

متن را بخوانم یک دست انداز آخرش هست:

«عَنْ ابْنِ عَبّاسٍ قال: مَا رَأيْتُ شَيئاً اَشبَهَ باللَّمَمِ». لَمَم چیست؟ آیه را بخوانم،

سوره نجم آیه ۳۲ است: «اَلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبٰائِرَ اَلْاِثْمِ وَ اَلْفَوٰاحِشَ اِلَّا اَللَّمَمَ … ﴿۳۲ نجم﴾» آن کسانی که از گناهان بزرگ و بدی‌ها اجتناب می‌کنند جز از گناه کوچک و صغیره. لَمَم: گناهان صغیره‌ای است که چه بسا کسی جز آن که خدا خودش وی را حفظ می‌کند نتواند خود را از آن دور بدارد. یعنی آنجا گفت وقتی مقدّر است دیگر این گناه را نکرده. «اَللَّمَمَ»، لَمَم یعنی جهنم ندارد، توبیخ ندارد، خط و نشان ندارد، شلاق ندارد، سنگباران ندارد. این دلیل خیلی عالی است، آیه‌اش را نداشتم، قبلاً آن را تدریس کردیم.

لَمَم: «گناهان صغیره‌ای است که چه بسا کسی جز آن که خدا خودش وی را حفظ فرماید، نتواند خود را از آن دور بدارد، (یعنی جبر مطلق) و ان‌شاءالله مورد عفو و بخشش خداوند قرار می‌گیرند».

اینها اسلحه است به تو‌ می‌دهم، اسلحه از اسلحه خانهٔ دین که بزنی، اول خودت را، پاکسازی کنی از وابستگی و تعهد به دین آبا و اجدادی با استناد با مدرک، بعد به متشرع شلیک کنی، گوش نمی‌دهد با او بحث نکن رهایش کن، مهم این است که ما سند داریم، سند دینی داریم، همین بس است! وقتی که اینطور مسائل مطرح می‌شود بگو‌ ای امام مهدی فدایت بشوم، عزیزم، عشقم، دوستت دارم، زودتر بیا دین لجن را نابود کن، «یَأتِ بِدِینٍ جَدیدٍ»! ای امام دوازدهم ما داریم برایت جاده را هموار می‌کنیم، ما قبولت داریم، ما به تو اعتقاد داریم، ما جاده صاف کن تو هستیم، تو قرار است بیایی دین را بزنی به دیوار، قرآن را پرت کنی در پرتگاه زبالهٔ زمان! این هم از این، خیلی جالب بود! «اِلَّا اَللَّمَمَ … ﴿۳۲ نجم﴾»، گناه نکن مگر آنچه که؛ لمَم چیست؟ بعد می‌گوید مقدّر، یعنی در اختیار تو‌ نیست. شهوت را او داده، زن و مرد می‌روند جفت‌گیری می‌کنند، تقدیر است. با چه رویی متشرع و مدافع دین اینها را می‌بیند و می‌خواهد ماستمالیش کند، آیا جایی برای ماستمالی مانده؟ برای توجیه جایی مانده؟ رسول الله محکم کاری کرده، درود بر تو، و با این مبعثی که دیروز بود، که ما را آگاه کردی، همانطوری که زندان مرا آگاه کرد، طی یازده سال بدون وکیل، بدون درمان، بدون مرخصی، که اگر نبود من هم الان ثناخوان این دین بودم، دعاگوی این دین بودم! عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد داستان من است.

——————————————–

درس چهارم:

نبود تخلیه در زن و مرد باعث درگیری‌های مختلف می‌شود.

  • «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلّم اِذَا خَطَبَ اِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، اِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الاَرْضِ وَ فَسَادٌ عَرِيضٌ».

کتاب جامع ترمذی [۱۰۸۴].

«عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ اِذَا خَطَبَ اِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ، اِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الاَرْضِ وَ فَسَادٌ عَرِيضٌ»، از ابوهریره داستان نویس. آقا چرا به محدث معروف اهل سنّت اهانت می‌کنی؟ چند تا درس قبلش در همین کتاب گفت قصه‌گو‌ بوده، یادت هست؟ ببین چطوری خودشان را رسوا می‌کنند!

یارو گفت داشتم می‌رفتم دیدم ابوهریره نشسته و یک جمعی هم دورش بودند، دیدم دارد قصه می‌گوید. اسم قصه آمده، در حدیث که گذشت و خواندیم، حدیث‌ساز هم داشتیم که ائمه فرمودند دروغگوترین محدث ابوهریره است.

ابوهریره گفت: «رسول خدا فرمود اگر کسی از شما خواستگاری کرد که از دیانت و اخلاقش راضی بودید به او زن بدهید»، اینجا را توجه کن؛ «اگر چنین نکنید فتنه‌ای در زمین و فسادی پهناور خواهد بود». پیامبر بلندگوی دین است دیگر! دین چه‌ می‌گوید؟ الان دین پیامش را داد، می‌گوید اگر زن نگیری و شوهر نکنی فتنه در زمین می‌شود. خوب توجه کن! «فساد پهناور خواهد شد» این عمومیت دارد شخص نیست، یک شخص که نمی‌تواند زمین را پر از فتنه کند، فساد ایجاد کند، پس شخص نیست. حالا کیست؟ آن که به مردم در قرآن امر می‌کند، پیشنهاد نمی‌کند، امر می‌کند: «وَ اَنْكِحُوا» مثل «وَ اَقِمِ الصَّلاةَ ﴿١۴ طه، ١۴ هود، ۴۵ عنکبوت﴾»، نماز واجب است ازدواج واجب است، «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا ﴿۳۲ نور﴾»، اینجا را دقت کن «اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ». خب حالا فتنه‌گر کیست؟ چک کشیده داده دستت که ازدواج کن من خرجش را می‌دهم. دیگر حنای دین برای اکثریت قاطع ملت ایران رنگ ندارد، اکثریت قاطع ملت ایران از دین بریده‌اند. بعد آن آقا که مبلّغ اهل سنّت است آمده می‌گوید سی میلیون سنّی در ایران هست. هر چه شاخ است درآمد، یعنی می‌خواهد بگوید سی میلیون شیعه سنّی شده‌اند! آیا عقل قبول می‌کند؟ هیچ وقت شیعه از دین برگردد سنّی نمی‌شود، قطعاً این را بدانید، بی‌ دین می‌شود! سی میلیون سنّی، عجب! اینها برای آینده خواب دیدند! آینده، دوری از خداست، نه گرایش شیعه به سنّی، نه گرایش شیعه به مسیحیت، به یهودیت، به زرتشتیت. ابدا! چنان سیلی دین به ملت ایران زده که از هر چه دین و مذهب و آیین الهی است دور شد. آن وقت می‌گوید سی میلیون سنّی در ایران هست!

خب، پس تقصیر خداست. «خدا فتنه در زمین می‌کند گسترده»، دیگر دستاویز شما چیست که آدم ازدواج نکند خدا باعثش است؟ آیه خیلی است، منتها من چون چند تا را مدام استناد می‌کنم حفظ کردم وگرنه هوش و حواس هم دیگر ندارم. «يا اَيُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ ﴿۱۵ فاطر﴾» همه شما فقیر هستید، بر اساس جبر مطق نانتان دست من است. این فقر هم عمومی است، یعنی هم سلامتی شامل می‌شود، هم امنیت؛ «ثروت سلامت امنیت». خب ما همه فقیر هستیم، غصه نخوری من پولدار هستم؛ «وَ اللهُ هُوَ الْغَنِيُّ ﴿۱۵ فاطر﴾». ازدواج کن من می‌دهم، برو جلو! آن موقعی که مردم اعتقاد به دین داشتند رفتند جلو، زندگی‌شان پاشید. در اثر چه؟ در اثر فقر. اکثریت قاطع اینهایی که خودشان را جلو می‌اندازند و خودکشی می‌کنند، می‌دانی مشکلشان چیست؟ فقر است، وگرنه عاشق کسی نیستند، مردم به هیچی و پوچی رسیدند، اینطور نیست که طرفدار کسی باشند نه نه! فقر، فقر، فقر! پیغمبر خودش گفت فقر و قبر مثل هم هستند، فقر بدتر است. مردمی که می‌دانند دارند به وسیله فقر زنده به گور می‌شوند، دیگر از جانشان سیر هستند، چه می‌گویی! فتنه‌گر، خداست. باز هم سند؟ شما می‌دانید، من مدام تکرار می‌کنم برای آنهایی که همین الان آمدند دارند گوش می‌دهند. «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲ ذاریات﴾» روزی شما در آسمان است، هر چه به شما وعده دادم در آسمان است‌. خدا چه وعده داده؟ «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ ﴿۷۰ اسراء﴾» به دنیا آمدی در دامن مهر و محبت من قرار داری. خب کجاست؟ «وَ فِی السَّمَاءِ» در آسمان است. اینقدر هم بالاست که سفینه‌های فضایی هم به آن نمی‌رسند، انسان به کره ماه رفته، اما به آنجا نمی‌تواند برود. دیگر چه؟ «لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ فِي اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴ تین﴾» تو به اینجا آمدی به بهترین وجهی من تو را خلق می‌کنم.

روزگار رسوایی خدای ادیان و مذاهب است، می‌گوید در بهترین قالب تو را آفریدم، «بهترین قالب» مراجعین بسیار زیاد مردم به پزشکان پلاستیک و زیبایی! اگر قشنگ باشد مرض دارد برود اینقدر پول بدهد دماغش را عمل کند، بویایی‌اش را از دست بدهد، نفس نتواند بکشد، کج و کوله بشود؟ پزشک تعهدی ندارد، در کل ایران پزشک متعهد یک درصد است، اینها با وجدان هستند، برای اینها پول ملاک نیست. بعضی از آنها هم شاگردان حوزه انتظار هستند. پولش را می‌گیرد دیگر، اولش می‌گوید دماغت قشنگ می‌شود، بعد که خراب شد به او می‌گوید عیب ندارد دوباره عمل می‌کنم، یک پول دیگر بده. تو غلط کردی، باشد، تو دوباره باید بدهی.

پس در این درس  یاد گرفتیم که فتنه‌گر، خداست. مفسد فی‌الارض، خداست. آمار ایدز از خداست، زگیل تناسلی، تبخال تناسلی از خداست. سرطان دهانه رحم از خداست. این هم اسنادش بزن در دهان متشرع و بگو اینها را از دکان بابایم نیاوردم بلکه از کتاب‌های معتبر شیعه و سنّی آوردم.

——————————————–

درس پنجم :

عروس مو ریخته برای شب زفاف!

  • «عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللهُ عَنهَا، قَالَتْ: تَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ لِسِتِّ سِنِينَ، وَ بَنَى بِي وَ اَنَا بِنْتُ تِسْعِ سِنِينَ، قَالَتْ: فَقَدِمْنَا الْمَدِينَةَ، فَوُعِكْتُ شَهْراً، فَوَفَى شَعْرِي جُمَيْمَةً».

کتاب صحیح بخاری [۳۸۹۴]، کتاب صحیح مسلم [١۴٢٢].

«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: تَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللهِ لِسِتِّ سِنِينَ، وَ بَنَى بِي وَ اَنَا بِنْتُ تِسْعِ سِنِينَ، قَالَتْ: فَقَدِمْنَا الْمَدِينَةَ، فَوُعِكْتُ شَهْراً، فَوَفَى شَعْرِي جُمَيْمَةً». روات اهل سنت، از آن جاهایی که از دستشان دررفته یکی از آنها اینجاست. ام‌ّالمومنین عایشه روایت کرد و گفت: من شش ساله بودم که رسول خدا مرا به عقد خود درآورد و وقتی که نُه ساله بودم مرا به خانه بخت برد. امّ‌المومنین ادامه داد، گفت: سپس به مدینه آمدیم یک ماه تب گرفتم (توجه کن) و به علت آن موهای سرم ریخت. نمی‌گوید یک ذرّه از آن ریخت، چون کلی می‌گوید، ما می‌گوییم همه آنها ریخت. ام‌ّالمومنینِ کچل! بعد این دل پیغمبر را برده و شده رئیس حرمسرا! همه اینها در اسناد و مدارک همین کتاب‌ها است. وقتی هم بقیه خانم‌ها به پیغمبر اعتراض می‌کنند یادآور می‌شوند تو عدالت به کار ببر، قرآن دارد می‌گوید اگر چهارتا زن گرفتی عدالت پیشه کن! از نظر دین چهارتا زن مجاز است ولی عدالت! بعدش آیه بعد می‌گوید که نمی‌توانید عدالت برقرار کنید. خیلی بامزه است!  «اعْدِلُوا هُوَ اَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ﴿۸ مائده﴾»، بعدش می‌گوید نمی‌توانید! خب آقای جبرائیل تو که می‌دانی مردم نمی‌توانند بین چهارتا زن عدالت برقرار کنند چرا قانون ازدواج چهارتا زن را وضع کردی؟ پیغمبرش نتوانست، آن هشت‌تا زن اعتراض کردند، گفتند ما هم زن هستیم هر چه او دارد ما هم داریم؛ پایین بالا، جلو عقب، برای چه او را اینقدر حلوا حلوایش می‌کنی روی سرت؟ گفت دخالت نکنید. فاطمه زهرا که پیغمبر اینقدر دوستش دارد، زن‌های پیغمبر او را نماینده‌ کردند که پیش پدرش آمد، پیغمبر‌ گفت برو دخالت نکن. بعد همه آنها (کل آن هشت‌تا) آمدند درب خانه پیغمبر تظاهرات کردند، پیغمبر گفت دست بردارید و درباره عایشه با من بحث نکنید، عایشه مقامش زیاد است، بعد مقام عایشه را می‌گوید. همه اینها متن است، متن همین کتاب‌ها است.

اصلاً خود پیغمبر هم اینها را قبول ندارد، اینها را مسخره می‌کند، یا شهوت است یا ترس از پدرشان است، می‌خواهد تعریف کند می‌گوید مانند آبگوشت است بین غذاهای دیگر، این تعریف است! نمی‌گوید مانند عسل است، نمی‌گوید مانند خرماست، آبگوشت! خب یادداشت بفرمایید دین آبگوشتی! سند؟ خوانده شد. ام‌ّالمومنین عایشه برگزیدهٔ نُه زن پیغمبر، آبگوشتی! آقای طرفدار دین، تو هم آبگوشتی هستی، تو هم اگر برایت نان و آب نداشت طرف این دین نمی‌رفتی. سند دارم، پیغمبر چه گفت؟ گفت خدایا سایه نان را از سر ما کم نکن، با نان ما تو را می‌پرستیم. سند؟ در این کتاب‌ها، موجود در ویترین تاریخ یعنی دایرةالمعارف ظهور.

 دین، نانی! یک سند دیگر گفتم، برایت بگویم؟ همه را گفتم، تو گوش دادی، من یادآور می‌شوم. همین چند روز قبل گفتم که پیغمبر نماز جمعه می‌خواند، در مسجد جمعیت پر، صدای کاروان می‌آید، آی بیایید از سوریه آمدم، هر چه می‌خواهید در این کاروان هست، همه رفتند، در نماز همه رفتند، گفت دوازده نفر ماندند! ای زنده باد این تاریخ که افشاگر خوبی است! بعد از نماز پیغمبر چه گفت؟ گفت اگر ما آبگوشت می‌دادیم کسی نمی‌رفت. درود بر دین آبگوشتی! دین آبگوشتی نمی‌تواند منطق داشته باشد، نمی‌تواند برهان داشته باشد، منطقش روز اول نمایان شد؛ «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» شما را می‌کشم اگر زیر این پرچم نیایید! حالا آمدید فهمیدید وحی‌ای چیزی نیست حق نداری برگردی، اکر برگردی مرتد هستی، اعدام! خیلی قشنگ است، یک پرانتز باز کرده برای بشر بدبختِ بیچارهٔ دربه در درمانده، که اینقدر عقلش کم است که باید طرفدار این دین بشود. به زور می‌آیی، به زور هم حق نداری بروی، آمدنت با قتل و رفتنت با قتل! بین این پرانتز هم در فروع دین هم قتل! زنای محصنه، قتل. الان آنطرف خواندیم که می‌گوید مقدّر شده است. معارضات دین را ببین! زنده باد این دین، زنده باد دین ابلهان! ابله هم یادت هست؟ آن هم سند داشتیم که گفت: اکثریت قاطع بهشتیان، ابله هستند. ابله یعنی بی مخ، بی عقل! عیب ندارد به خانم‌ها می‌گویم، اگر این دین می‌گوید که اکثریت قاطع اهل جهنم زن‌ها هستند، عوضش این به آن در، اکثریت قاطع اهل بهشت هم طرفدارهای خل و چل این دین هستند، این به آن در!

 بقیه‌اش دیگر داستانی است که بردند برای شب زفاف و رسول الله زحمتش را کشید. چقدر این جد ما زحمت کشیده، فدایش بشوم، چقدر آدم خوبی بوده، نازنین بود. ما چقدر خوشبختیم که از نسل او هستیم، به به زنده باد! آفرین بهتر از این نمی‌شد.

——————————————–

درس ششم :

شیر دادن کبیره، کلاهی برای آمیزش‌های شرعی!

  • «عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا، قَالَتْ: جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَيْلٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ، اِنِّي أَرَى فِي وَجْهِ اَبِي حُذَيْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ وَ هُوَ حَلِيفُهُ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «اَرْضِعِيهِ»، قَالَتْ: وَ كَيْفَ اُرْضِعُهُ؟ وَ هُوَ رَجُلٌ كَبِيرٌ، فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ وَ قَالَ: «قَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ رَجُلٌ كَبِيرٌ».

کتاب صحیح مسلم [۱۴۵۳].

باز هم مچش را گرفتیم!

ام‌ّالمومنین عایشه، خدا سایه عایشه را از سر اسلام کم نکند. این ام‌المومنین عایشه حتی بر شیعیان حق دارد حالا برایت می‌گویم؛

۱- اولاً جبرائیل زیر لحاف این مادرجان وحی نازل می‌کرده.

۲- پیامبر وقت شهادت اعلام کرد من نصف دین را به شما دادم نصف دیگرش را از عایشه بگیرید. ای زنده باد به این پیغمبر، به به! شما دیروز بیخود جشن نگرفتید، مبعث خیلی مهم است آقا، مبعث یعنی اینها! پیغمبر با این عظمت می‌گوید «نصف دین را من آوردم، نصف دیگرش را از عایشه بگیر». چرا؟ جبرائیل با عایشه می‌آید وحی می‌دهد؟ نه. ولی بگویم؟ دحیة ابن خلیفه کلبی که زنده است بابا، خدا سایهٔ دحیة ابن خلیفه کلبی را از سر اسلام کم نکرد! هر جایش را دست می‌زنی خراب است. موقعی که غذا می‌خوری قبلش بگو ای خدای واقعی سپاس که چشم و گوش ما را به این خدای الکی دست‌ساز باز کردی، از نان شب برای ما این احادیث و روایات لازم تر بود.

ام‌ّالمومنین عایشه فرمودند: «سَهله بنت سُهیل نزد نبی خدا آمد و عرض نمود ای رسول خدا من در سیمای شوهرم ابوحذیفه از ورود سالم ناراحتی می‌بینم». سالم کیست؟ «وَ هُوَ حَلِيفُهُ»، یا غلامش بوده برده‌اش بوده یا رفیقش بوده، اینجا نوشته «بردهٔ آزاد شدهٔ او»، وقتی که سالم می‌آمد خانه، جای دیگری نداشت با ما زندگی می‌کرد، دقت کن برده‌اش را آزاد کرده، خانه زندگی ندارد باهم زندگی می‌کنند ولی شوهرش می‌ترسد که بَرده حساب زنش را برسد. حالا اینجا بامزه است! پیامبر فرمود چیز مهمی نیست. ای زنده باد اسلام، همه چیزش آسان است، هم آسان است و هم سخت است، اگر به این مسائل فکر کنی مرتد هستی و کشته می‌شوی، ولی الان ببین چقدر آسانش کرده است.

خوب توجه کن! پیغمبر فرمود: مسئله آسان است ریش و قیچی دست من است. خب بفرمایید! «او را شیر بده». خیلی قشنگ است! عرض نمودم چگونه او را شیر بدهم در حالی که او مرد بزرگسال است؟ شیر مال بچه است. محرمیت به وسیله رضاع، یعنی قنداقه را که شیر می‌خورد بدهیم به یک نفر که به او شیر بدهد آن هم کامل چند روز، به حدی که (اینها اسناد همین دین است) با آن شیر استخوان بگیرد این محرم می‌شود، این اگر دختر است به پدر همین صاحب شیر محرم می‌شود، به برادرهای صاحب شیر محرم می‌شود، به دایی، عمو، هرچه که مربوط به این زن است. «شیر بده»! نبی خدا لبخند زد و فرمود: می‌دانم او بزرگسال است، حالت را ببر. چه کسی؟!

حالا یک سوال: این ممه او را می‌خورد تحریک نمی‌شود؟ خانه هم خالی است، بلند نمی‌شود؟ یا رسول الله مبعث توست، زنده باد اسلام! کارش را نمی‌کند؟ آیا روی زنا سرپوش نمی‌گذاری؟ می‌فرماید می‌گذارم که می‌گذارم، من که گفتم زنا مقدّر است. به به چه کوچه باغ‌هایی باز می‌شود، پس چرا بدبخت‌ها را می‌گیری رجمش می‌کنی، سنگسارش می‌کنی؟ ریش و قیچی دست خودشان است، این را باید بکشد، این را نه. برای این راه فرار می‌گذارد.

 حالا یک چیزی به نظرم رسید، شاید هم بعداً بیاید، ولی قبلاً خوانده بودم. ام‌المومنین عایشه بعد از رسول الله فرمود: هر کس با من کار دارد (خب مردم مراجعه می‌کردند دیگر، ام‌المومنین مادرشان بود، بعد هم پیغمبر گفته نصف دین دست این است باید هر روز به خانه‌اش بیایند)، هر کس می‌خواهد به خانه من بیاید اول برود شیر خواهرم را که بچه کوچک دارد بخورد و با من محرم بشود، بعد به خانه بیاید. وای، وای، چه شد! تلافی آن را درآورد. یا رسول الله تو هشت تا دیگر هم داری غیر از من؟ حالا من تلافی می‌کنم. خودت گفتی آدم بزرگ شیر بخورد محرم می‌شود. این آمده از خواهر او شیر بخورد، هم ترتیب خواهر را می‌دهد و هم ترتیب خودش را می‌دهد. زنده باد اسلام، به به به! خیلی عالی است. رفتی قبرستان به امواتت بگو خاک بر سرتان بدبخت و بیچاره که خواب آمدید، خواب زندگی کردید و خواب مردید. «وَالْعَصْرِ اِنَّ الاِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۱-۲ عصر﴾» به چه کسی می‌گوید قرآن؟ به اینها می‌گوید. ببین اینها زرّادخانه‌ای است که امام صادق می‌گوید: ما اسراری از این دین داریم پنهان کردیم، کسانی را راه می‌دهیم که از این سه تا مرز و مانع سنگین رد بشود: «مشمئز، خشن، صعبُ مستصعب». تو چقدر آقایی منتظر موفق مؤید محقق که این سه تا مانع را رد کردی! متشرعین را می‌دانی باید به چه چشمی نگاه کنی؟ قرآن؛ «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا ﴿۱۷۹ اعراف﴾» قلب دارند نمی‌فهمند، «وَ لَهُمْ اَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا» چشم دارند نمی‌بینند، «وَ لَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا» گوش دارند نمی‌شنوند. آخ جان چه گفتی! بعدش خوب است: «اُولَئِكَ كَالْاَنْعَامِ» اینها حیوان هستند. نگاه به کثرتشان نکن، امام مهدی جان می‌آید همه آنها را می‌کشد، شمشیر را بین مسلمان‌ها می‌گذارد، امیرالمومنین عزیزم این کار را کرد، مسلمان‌ها را کشت، با مسلمان‌ها، با متدینین، با متشرعین سه تا جنگ کرد، به جنگ با رُم، ایران، آفریقا، تُرک نرفت، نه! آی دلم خنک می‌شود اینها را می‌بینم! بعد تو به من می‌گویی چرا عصبانی می‌شوی، سکته می‌کنی. چند روز قبل حالم بد بود داشتم می‌مردم. می‌گویند چرا عصبانی می‌شوی؟ دست خودم که نیست، همانطور که تو یک متشرع را می‌بینی خونت جوش می‌آید و می‌بینی با این همه اسناد باز هم دارد به دین کولی می‌دهد، من هم همینطور هستم، فولاد که نیستیم، گوشت و پوست و استخوان هستیم. چه بهتر که در این درس‌ها من شما را تنها بگذارم و بروم، افتخار من است، همان طوری که امیرالمومنین پدر بزرگوار گفت. گفتند چراموهایت را رنگ نمی‌کنی، سنّت پیغمبر می‌گوید موهایتان را رنگ کنید؟ گفت معطلم تا نقاش ازل به دست شمشیر ابن ملجم بیاید رنگش کند؛ رنگ قرمز.

«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: جَاءَتْ سَهْلَةُ بِنْتُ سُهَيْلٍ اِلَى النَّبِيِّ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ، اِنِّي أَرَى فِي وَجْهِ اَبِي حُذَيْفَةَ مِنْ دُخُولِ سَالِمٍ وَ هُوَ حَلِيفُهُ، فَقَالَ النَّبِيُّ «اَرْضِعِيهِ»، قَالَتْ: وَ كَيْفَ اُرْضِعُهُ؟ وَ هُوَ رَجُلٌ كَبِيرٌ، فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللهِ وَ قَالَ: «قَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ رَجُلٌ كَبِيرٌ»، می‌دانم، به من نمی‌خواهد بگویی، کارت را بکن، حالت را ببر!

این آباء و اجداد من هم بندگان خدا فریب خدا را خوردند، من اینها را هیچ مقصر نمی‌دانم، نه رسول الله را، نه ائمة الهداة المهدیین را و نه قرآن را! مقصر فرکانس‌های بیهوده و مزخرفی بوده که بر اینها وارد شده، در عدم تطابق گیر هم کردند، ناسخ، منسوخ، هم در قرآن، هم در حدیث و هم در روایت! ولی رسول الله و امام صادق ما را از این قضیه راحت کرد، چه گفت؟ گفت: چه کار به ناسخ و منسوخش داری، برایت سنگین است حواله بده به ما، حق نداری انکار کنی! به به چقدر این اسنادی که در زرّادخانه اسناد و مدارک تاریخ یعنی دایرةالمعارف ظهور جمع کردیم پر بار است.

——————————————–

درس هفتم :

پس علم غیب کجا رفته؟

– «قَالَتْ عَائِشَةُ رَضِیَ اللهُ عَنهَا: دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ عِنْدِي رَجُلٌ قَاعِدٌ، فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ رَأَيْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ، قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، اِنَّهُ اَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ، قَالَتْ: فَقَالَ: «انْظُرْنَ اِخْوَتَكُنَّ مِنَ الرَّضَاعَةِ، فَاِنَّمَا الرَّضَاعَةُ مِنَ الْمَجَاعَةِ».

کتاب صحیح بخاری [۲۶۴۷]، کتاب صحیح مسلم [۱۴۵۵].

ایضاً از مادر جان امّ‌المومنین عایشه است. گفت: «رسول خدا به نزد من در حالی که مردی نزدم بود وارد شد». یا ابا الفضل، پیغمبر مچ گرفت! «بر آن حضرت سخت آمد و خشم را از سیمای ایشان مشاهده کردم». حالا معلوم نیست پیغمبر در کار وارد شده یا نه بعد از کار یا قبل از کار. ام‌ّالمومنین عایشه گفت «عرض کردم یا رسول الله ناراحت نشوی، این مرد برادر شیری من است». داستان شیری که الان بحثش شد. فرمود: «ببینید چه کسانی برادران شیری شما هستند»، یعنی تکلیف من معلوم بشود، نمی‌شود هر روز یک نفر بیاید برادر شیری! عجب دنیایی است، زنده باد اسلام!

«زیرا شیر دادنی که از گرسنگی باشد ملاک است»، یعنی همان بچه، بچه خوراکش شیر است، آبش شیر است، نانش هم شیر است، اگر آنطوری انجام شده، اگر نه به فتوای بعد پیغمبر باشد، در احادیث  ناسخ و منسوخ را ببین، آنجا پیغمبر راه را به او یاد می‌دهد که شیرش بده، حالش بده، اینجا محکم کاری کرده است. جالب است! یا رسول الله یک نفر به خانه آمد تو دیدی ناراحت می‌شوی بعد می‌خواهی مردم ناراحت نشوند؟ تعصب برای تو خوب است اما برای بقیه راه باز است؟!

«قَالَتْ عَائِشَةُ دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللهِ وَ عِنْدِي رَجُلٌ قَاعِدٌ، فَاشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ رَأَيْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ» پیغمبر عصبانی شد. ببین معنا می‌کنند، درونش آب کردند، اینجا می‌گوید پیغمبر عصبانی شد غضب کرد. آنجا می‌گوید چه؟ آب کرده درونش، می‌گوید خشم در سیمای پیغمبر مشاهده شد. غضب خیلی شدیدتر است، خشم آغاز ناراحتی است، غضب هنگام حمله است. حتماً پیغمبر می‌خواسته همان جا گردنش را بشکند. «قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، اِنَّهُ اَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ، قَالَتْ: فَقَالَ: «انْظُرْنَ اِخْوَتَكُنَّ مِنَ الرَّضَاعَةِ، فَاِنَّمَا الرَّضَاعَةُ مِنَ الْمَجَاعَةِ».

——————————————–

درس هشتم :

شهادت دروغگو را می‌پذیرد.

– «عَنْ عُقْبَةَ ابْنِ الحَارِثِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قالَ: تَزَوَّجْتُ امْرَاَةً، فَجَاءَتْنَا امْرَاَةٌ سَوْدَاءُ، فَقَالَتْ: اَرْضَعْتُكُمَا، فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، فَقُلْتُ: تَزَوَّجْتُ فُلَانَةَ بِنْتَ فُلَانٍ، فَجَاءَتْنَا امْرَاَةٌ سَوْدَاءُ، فَقَالَتْ لِي: اِنِّي قَدْ اَرْضَعْتُكُمَا وَ هِيَ كَاذِبَةٌ، فَاَعْرَضَ فَأَتَيْتُهُ مِنْ قِبَلِ وَجْهِهِ، قُلْتُ: اِنَّهَا كَاذِبَةٌ، قَالَ: كَيْفَ بِهَا وَ قَدْ زَعَمَتْ اَنَّهَا قَدْ اَرْضَعَتْكُمَا، دَعْهَا عَنْكَ».

کتاب صحیح بخاری [۵۱۰۴].

این هم عدم تطابق، ناسخ و منسوخ، یک بام و دو هوا!

«عَنْ عُقْبَةَ ابْنِ الحَارِثِ قالَ: تَزَوَّجْتُ امْرَاَةً، فَجَاءَتْنَا امْرَاَةٌ سَوْدَاءُ، فَقَالَتْ: اَرْضَعْتُكُمَا، فَأَتَيْتُ النَّبِيَّ فَقُلْتُ: تَزَوَّجْتُ فُلَانَةَ بِنْتَ فُلَانٍ، فَجَاءَتْنَا امْرَاَةٌ سَوْدَاءُ، فَقَالَتْ لِي: اِنِّي قَدْ اَرْضَعْتُكُمَا وَ هِيَ كَاذِبَةٌ، فَاَعْرَضَ فَأَتَيْتُهُ مِنْ قِبَلِ وَجْهِهِ، قُلْتُ: اِنَّهَا كَاذِبَةٌ، قَالَ: كَيْفَ بِهَا وَ قَدْ زَعَمَتْ اَنَّهَا قَدْ اَرْضَعَتْكُمَا، دَعْهَا عَنْكَ». عُقبة ابن حارث (کنار اسمش «رَضِيَ اللهُ عَنْهُ» یعنی از حواریون نزدیک پیغمبر است) گفت: «با زنی ازدواج کردم که زن سیاه پوستی نزد ما آمد و گفت من شما دو نفر را شیر دادم (یعنی به هم حرام هستید) پس من نزد رسول خدا آمدم و عرض نمودم من با فلانی دختر فلانی ازدواج کردم و اکنون زنی سیاه پوست نزد ما آمده و به من می‌گوید من شما دو نفر را شیر دادم»، یعنی شما خواهر و برادر هستید. اینجا دقت کن؛ «در حالی که او دروغگو است». آیه چه می‌گوید؟ می‌گوید: زمانی که یک نفر به شما حرفی زد «فَتَبَيَّنُوا ﴿۶ حجرات﴾» طلب سند کنید. حالا، «در حالی که او دروغگو است نبیّ خدا به من پشت کرد بدش آمد». عجب! بعد در عدالت دروغگو نباید باشد و الا نمی‌تواند پیش‌نماز باشد، نمی‌تواند قاضی باشد، نمی‌تواند شاهد باشد، همه اینها در فقه است. «پیغمبر به من پشت کرد، من به جلوی آن حضرت رفتم دورش زدم و عرض نمودم او دروغگو است». حالا فتوای پیغمبر را ببین! فرمود: «چگونه با همسرت خواهی بود حال آنکه زن می‌گوید شما را شیر داده؟ همسرت را از خود رها کن و او را طلاق بده»! آره، بله! پس شهادت دروغگو هم مقبول است، باعث فروپاشی خانواده می‌شود.

——————————————–

درس نهم:

غیرت در انجام معاصی که به انتخاب نبوده ولی در تولیّت امور نیست.

– «عَنْ اَبی هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنَّهُ قَالَ: اِنَّ اللهَ يَغَارُ وَ غَيْرَةُ اللهِ اَنْ يَأْتِيَ المُؤْمِنُ مَا حَرَّمَ اللهُ».

کتاب صحیح بخاری [۵۲۲۳]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۶۱].

«عَنْ اَبی هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ اَنَّهُ قَالَ: اِنَّ اللهَ يَغَارُ وَ غَيْرَةُ اللهِ اَنْ يَأْتِيَ المُؤْمِنُ مَا حَرَّمَ اللهُ». باز هم در خدمت جناب قصه‌گو ابوهریره هستیم. از رسول خدا روایت هست که فرمود: «خداوند به غیرت می‌آید و غیرت خداوند وقتی به جوش می‌آید که شخص مومن مرتکب چیزهایی شود که خداوند حرام کرده». آخ غیرتت را بروم الله، این غیرت تو من را کشته! مجموعه قوانینی که ناسخ و منسوخ دارد، معارض دارد، در رو دارد، که از زنا مهمتر هست؟ خدا را عصبانی می‌کند، خدا غیرت دارد روی قانونی که وضع کرده است. حالا دقت کن می‌خواهیم الله را محاکمه کنیم! آقای الله شخص گناه می‌کند به امر تو، علناً هم گفتی «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» من فرمان دادم. خیلی خب این کنار! گناه کرده، تو ناراحت می‌شوی، غیرت و تعصب داری و می‌گویی قانونی که من وضع کردم! چه بگویم؟ به آن نشاشونش، می‌خواستم نگویم، ولی دیگر باید یک طوری عصبانیتم را تخلیه کنم. حالا آقا خدا تو برای بشر تعهدات و مسئولیت و تعصبات دیگر نداری؟ نه؟ مردم را فقیر کردی و گفتی پول‌های شما دست من است، آیا این غیرت نمی‌خواهد؟ یک ملتی را خلاف میلشان به دنیا بیاوری بدبختشان کنی، بیچاره‌شان کنی، نابودشان کنی، مالشان را برداری، آرامششان را بگیری، حیاتشان را سلب کنی، تو برای اینها غیرت نداری؟ فقط غیرتت برای حلال و حرامی است که خودت دررو باز کردی که ما گناه بکنیم، گناهی که خیال همه گناهکاران را راحت کردی، آیه قرآن است: «يٰا عِبٰادِيَ اَلَّذِينَ اَسْرَفُوا عَلی‌ٰ اَنْفُسِهِمْ (۵۳ زمر)» ای گناهکاران «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» اصلاً ناراحت نشوید، «اِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً». اصلاً اینجا اسم توبه نیامده که متشرع آن را ماستمالی کند که بگوید گفته توبه کن، می‌پذیرم. اینجا کجا اسم توبه آمده؟ «يٰا عِبٰادِيَ اَلَّذِينَ اَسْرَفُوا عَلی‌ٰ اَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً … ﴿۵۳ زمر﴾ » همه گناهان را می‌بخشد؛ صغیره و کبیره، حق النّاس و حق الله. آن وقت برای این تعصب داری، برای این قانونی که خودت روی آن شاشیدی؟ بعد برای ملت بدبختی که نمی‌خواستند بیایند در این جهنمی که اسمش دنیاست، به زور آنها را آوردی، خودت مجاری معیشتی آنها را بستی؛ «يا اَيُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ ﴿۱۵ فاطر﴾». ببین این خدای ادیان اصلاً در رو ندارد، هر طور بخواهد دربرود با اسناد خود دین یقه‌اش را بگیر. آنها را فقیر کردی، مالشان را بردی، آنها را می‌کشی، قرآن! خوشبختانه این خدا به وسیله این قرآن محکوم است، همه مسئولیت‌ها دستش است، هر جنایتی اتفاق می‌افتد مال این الله است. رسماً می‌گوید این آدم نمی‌کشد من می‌کشم؛ «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰكِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ ﴿۱۷ انفال﴾»، می‌زند. معصوم چه گفت «لَا تَضْرِبْنِی» نزن، «خُلِقَ الْاِنْسَانُ ضَعِيفاً ﴿٢٨ نساء﴾» زدن ندارد، ما ضعیف هستیم. شکنجه می‌کند، اسمش معذّب است. معصوم چه می‌گوید؟ «لَا تُعَذِّبْنِی» این را می‌دانی چه کسی می‌گوید؟ این را زین‌العابدین در مناجات می‌گوید، «لَا تَفْتِنِّی» ما را به بازی نگیر! «لَا تَمْکُرْنِی»، اسباب بازی که نیستیم، انسان هستیم. این همه ما را (یعنی چهارده معصوم را) بالا بردی، بعد ببین بلندگوی چهارده معصوم چه می‌گوید؛ «لَا تَضْرِبْنی»، «لَا تَمْکُرْنِی»، «لَا تَفْتِنِّی»، «لَا تَدَعْنِی»! یعنی از آن قول‌هایی که به بشریت دادی من را دور نکن. بزرگترین قولش چیست؟ «ادْعُونِي اَسْتَجِبْ لَكُمْ ﴿۶۰ غافر﴾» صدا می‌زنی؟ می‌گویم چشم! «وَ اِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ  اِذَا دَعَانِ (۱۸۶ بقره)» ای پیغمبر به مردم بگو که نگویند خدا دیدنی نیست، شنیدنی نیست، پس ما به چه کسی پناه ببریم؟ به خودم پناه ببرید! بی کس هستیم؟ من کس شما هستم. فقیر هستیم، من به شما می‌دهم. ای دروغگو، ای دروغگو! هم پیغمبر بنده خدا را مچل کرد، هم ائمه را سر کار گذاشت، بعد هم طی هزار و چهار صد و چهل و چهار سال میلیاردها انسان مسلمان را سر کار گذاشت.

من به چشم وداع، درس و توسل را نگاه می‌کنم، یعنی آنقدر جابجایی عصر جدی شده که می‌گویم شاید این آخرین بحث و توسل باشد برای شما، شما هم همین نگاه را داشته باش تا این مباحث و توسلات، خوب در استخوان‌هایت فرو برود، شما بگو شاید درس دیگر در فرج خصوصی باشیم، در شهر نور باشیم، از غیبت نحس خارج شده باشیم.

——————————————–

درس دهم:

برای خودش مهم نبود ولی برای امیر جنجالی است.

– «عَنِ المِسْوَرِ ابْنِ مَخْرَمَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ وَ هُوَ عَلَى المِنْبَرِ: اِنَّ بَنِي هِشَامِ ابْنِ المُغِيرَةِ اسْتَاَذَنُوا فِي اَنْ يُنْكِحُوا ابْنَتَهُمْ عَلِيَّ ابْنَ اَبِي طَالِبٍ، فَلَا آذَنُ، ثُمَّ لَا آذَنُ، ثُمَّ لَا آذَنُ، اِلَّا اَنْ يُرِيدَ ابْنُ اَبِي طَالِبٍ اَنْ يُطَلِّقَ ابْنَتِي وَ يَنْكِحَ ابْنَتَهُمْ، فَاِنَّمَا هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي، يُرِيبُنِي مَا اَرَابَهَا، وَ يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا هَكَذَا قَالَ».

کتاب صحیح بخاری [۵۲۳۰]، کتاب صحیح مسلم [۲۴۴۹].

مسور ابن مخرمه (بغل اسمش رَضِيَ اللهُ عَنْهُ یعنی حواری است) گفت: شنیدم رسول خدا روی منبر فرمود فرزندان هشام ابن مغیره از من اجازه می‌خواهند که دخترشان (دختر ابوجهل) را به عقد علی ابن ابیطالب در بیاورند، من اجازه نمی‌دهم، من اجازه نمی‌دهم، من اجازه نمی‌دهم. سه دفعه! مگر اینکه علی ابن ابیطالب بخواهد دختر من را طلاق بدهد و با دختر آنان ازدواج کند، فاطمه پاره تن من است، مرا ناراحت می‌کند آنچه که او را ناراحت می‌کند و می‌آزارد آنچه که او را می‌آزارد.

یا رسول الله، دوتا سوال:

١- هوو آوردن سر دخترت فاطمه زهرا بد است بعد سر زن‌های مردم هوو می‌آوری، خوب است؟ بله؟

۲- دختر ابوجهل بد است، دختر ابوسفیان خوب است؟ بله؟ ابوجهل با ابوسفیان چه فرق می‌کند! در مکه هر دو سردمداران مبارزه با اسلام بودند، چطور شما دختر ابوسفیان را گرفتی با او ازدواج کردی؟ خواهر معاویة ابن ابی سفیان، به قول اهل سنّت و جماعت یک طرف اسم معاویه حضرت است و یک طرفش هم رَضِيَ اللهُ عَنْهُ است، بعد با علی مبارزه می‌کند، علی را هم خلیفه چهارم می‌دانند، حالا تو بیا این منازعه را حلش کن.

 شما خیلی مقامت بالا است، شما داری یک دین را محاکمه می‌کنی در سکوی تاریخ و بر پایهٔ گفته‌های خود این دین! یعنی متدین و موحد و متشرع را گذاشتی وسط که نه می‌تواند دربرود، نه می‌تواند درنرود، نه می‌تواند جلو برود، نه می‌تواند عقب بیاید، فقط می‌تواند یک حرف بزند؛ چرا ما نشنیدیم؟ خب تو نباید بشنوی، تو که محقق نیستی، تو مقلّد هستی، مقلّد یعنی احمق، یعنی بی سواد! تو‌ مریض می‌شوی دنبال دکتر نمی‌روی؟ یا اینکه می‌روی دانشگاه علم پزشکی را می‌خوانی، بعد خودت را معالجه می‌کنی؟ نه! فقه هم دین هم همین است، تو یک کار دیگر داری، یک شغل دیگر داری، هر وقت مشکلی پیدا می‌کنی پیش چه کسی می‌روی؟ پیش کسانی که هدفدار احادیث و آیات و روایات را جدا می‌کنند و می‌خورانند در مغزت، تا سوارت بشوند. آیا غیر از این است؟

«عَنِ المِسْوَرِ ابْنِ مَخْرَمَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ يَقُولُ وَ هُوَ عَلَى المِنْبَرِ: اِنَّ بَنِي هِشَامِ ابْنِ المُغِيرَةِ اسْتَاَذَنُوا فِي اَنْ يُنْكِحُوا ابْنَتَهُمْ عَلِيَّ ابْنَ اَبِي طَالِبٍ».

بامزه است، از پیغمبر اجازه هم می‌گرفتند. آیا پیغمبر برای گرفتن زن‌هایش، از زن‌هایش یا از والدین آنها اجازه می‌گرفت؟ این سنّت و سیره پیغمبر است که همین کتاب را نوشتند، پیغمبر دست می‌گذاشت روی زنی، زنش بود، اجازه نمی‌خواهد. یک مورد که اجازه خواست (حالا سندش را برای شما برداشته‌ام) دختر پادشاه یک کشور که آنجا را فتح کرده بود، قشنگ، خوشگل، مامانی و نسب‌دار، پیغمبر رفت در اتاق که نبضش را بگیرد، دختر گفت از تو به خدا پناه می‌برم، تو را نمی‌خواهم. عه، همه آرزو می‌کنند زن پیغمبر بشوند! زن متعصب است دیگر، شنیده پیغمبر نه تا زن دارد، هوو نمی‌خواهد. پیغمبر عصبانی می‌شود و بیرون می‌آید. حالا ببین چیست دیگر که او از پیغمبر به خدا پناه می‌برد. البته این بحثش می‌آید، دیگر من بگویم، آنجا بی‌مزه می‌شود. سوال: آیا پیغمبر به اذن خدا زن نمی‌گرفت؟ پس چرا این خانم از این پیغمبر به خدا پناه می‌برد، مگر دستور خدا نبوده؟

«فِي اَنْ يُنْكِحُوا ابْنَتَهُمْ عَلِيَّ ابْنَ اَبِي طَالِبٍ فَلَا آذَنُ، ثُمَّ لَا آذَنُ، ثُمَّ لَا آذَنُ، اِلَّا اَنْ يُرِيدَ ابْنُ اَبِي طَالِبٍ اَنْ يُطَلِّقَ ابْنَتِي وَ يَنْكِحَ ابْنَتَهُمْ، فَاِنَّمَا هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي»، بَضْعَةٌ مِنِّي پیغمبر فقط در هوو نداشتن فاطمه زهرا است؟ آن وقت طرفداران این پیغمبر خانه این فاطمه را آتش می‌زنند، مهم نیست؟ بچه‌اش را سقط می‌کنند، مهم نیست؟ او را لای در و دیوار می‌گذارند، مهم نیست؟ فدکش را که ارث پدرش است گرفتند، مهم نیست؟ چطور آنها حواری نزدیک هستند و هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند؟ آیا پیغمبر علم غیب ندارد که اینها فردا می‌خواهند پدر خانواده‌اش را دربیاورند؟ نه؟ می‌خواهند این قانون پیغمبر را که «اِنِّی تَارِکُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْن کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی» نقض کنند؟

 عترت را می‌خواهند خفه کنند، له کنند، نابود کنند، نمی‌داند؟ خب چرا آنهایی که می‌خواهند این کار را بکنند را نابود نمی‌کند؟ دفعشان نمی‌کند؟ بلکه بهترین مقام را به آنها می‌دهد!