برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (832)» 02-11-1404
صبرم به تمامی همه دربست و تمام است
از لطف و کرامت که شده کذب، عذاب است
ای به همه ظلم و غضب، کار تو
وعدهگهِ صدق و صفا خشم تو
این کارنامهٔ خدای ادیان و مذاهب است
گریبانم گرفتی با همه زور و فشارت
نگفتی این بشر، فاقد به قدرت آمده در این قضایت
از اینطرف میگوید «خُلِقَ الْاِنْسَانُ ضَعِيفاً ﴿٢٨ نساء﴾»، از آنطرف میگوید «وَاللهُ یُخَفِّفُ عَنْکُم». ابی عبدالله را در برابر قوای قتلهٔ خود ضعیف آفریدی، «وَاللهُ یُخَفِّفُ» تو کجا رفته؟ آنقدر این ولایتت تهی و بی مغز شده که ابی عبدالله روز عاشورا از تو ناامید میشود که به او آب نمیدهی، در حالی که در چند قدمیاش رودخانه فرات است، به دشمن رو میاندازد و میگوید آیا کسی هست من را یاری کند؟ آیا کسی هست این مظلوم را دریابد؟ «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنیِ» هرگز این صدای ابی عبدالله از فضای زمین دور نمیشود، افشاگری میکند که به این خدا تکیه کردن کمال بی عقلی و حماقت است.
این نالهٔ همهٔ مستضعفین، مضطرین، مضطربین، مغرمین، محرومین، مسجونین، مغضوبین، مجروحین و مقتولین است:
توپ نزن قارعه، زمین شده فاجعه
زندگی مردم شده مصداق «اَلْقَارِعَةُ مَا الْقَارِعَة ﴿۱-۲ القارعه﴾» بیماری، فقر و ناامنی خانههای مردم را غارت کرده است.
وقت به اتمام شد، جان همه، فاتحه
جبرئیل آمده فاتحهٔ ملت را خوانده
به زور آورده، تجهیز اولیه و حیات هم تعطیل، اگر هم اعتراض کنی خفهات میکند، این خلاصهٔ حاکمیت خدای زمین است.
فاتحهٔ همه را یک جا خواندی، بعد میگویی من مهربان و رحیم هستم. تاریخ کنونی ایران پرده از واقعیتهای ادیان و مذاهب کنار میزند.
اگر خدایی چرا به مردم کمک نمیکنی؟ الان دیگر در کوچه و خیابان همه علناً میگویند خدایی وجود ندارد. ای متشرعین، این خدایی که میگویید، اینطوری خودش را با اهل بیت نشان داده است.
کوفتهای مغزمان
روفتهای جیبمان
نحس شده فالمان
حالا از کربلای ایران به کربلای ابی عبدالله وصل بشویم
این حسین است که در معرکه، جان میداده
ولادت ابی عبدالله است، تبلور وقاحت خدا در همهٔ قول و قراری که به دوستانش و نمایندگانش داده، هر کس میخواهد خدای زمین را بشناسد به عاشورای ابی عبدالله نگاه کند! قتلهٔ ابی عبدالله همه یک صدا میگفتند خدا تو را کشته نه ما. خدا نکشته؟ جبر مطلق نیست؟
این حسین است که در معرکه، جان میداده
از حفاظِ کلکِ دهر، جوانان داده
دهر، خداست «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ فَاِنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللهُ»، کلکش هم فتنه است، مفتن است، مکار است، مغوی است.
گفت این مقتولِ مظلومِ بلا
گر خدای قاهرِ جبّار، میکردش رها
چه گفت؟ گفت: «اگر تو دست از سر من برداری هیچ کس با من کاری ندارد»، مناجات ابی عبدالله است که در اسناد دینی ثبت شده.
کی بیفتادی به زنجیرِ فغان و هم عزا
نالههایِ اهل بیتش شد تماماً نینوا
تمام نیزارهای کربلا طنین مظلومیت ابی عبدالله و اصحاب و انصار و یاران و خانوادهاش است.
گفتی که مراقبم تماماً به همه والیِ خود
از آفت و هر تهاجمی، میدهمش عصمتِ خود
جرم ابی عبدالله چه بود؟ «اِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلَاحِ فِی اُمَّةِ جَدِّی». ابی عبدالله یک مصلح بود، یک منجی بود، که هیچ گناهی قتلهاش برای امام حسین پیدا نکردند جز یک چیزی، گفتند «بُغْضاً لاَبِیکَ» به خاطر بابایت تو را میکشیم، به خاطر تو بچههایت را میکشیم. علی چه کرده، علی چه گناهی کرده؟ غیر از آنکه پیغمبر اعلان جهاد میکند و او را هل میدهد برو جلو، او را در رودربایستی میاندازد، تحریصش میکند، تهییجش میکند، همه را قتل عام میکند و بعد همه با او دشمن میشوند، بعد خدا هم که حمایت نمیکند؛ نه از امیر، نه از غدیرش، نه از وصایتش، نه از خلافتش، نه از امارتش، نه از ولایتش.
داستانِ این حسینِ تشنه لَب
میسُراید فاجعه از ظُلمِ رب
گفتهٔ شمر و یزید و خولی است
قاتلِ شاهِ شهیدان، مذهب است
اگر غیر از این است چرا از او دفاع نکرد؟ بعد برای اینکه برای خودش آبروداری کند میگوید «چند هزار ملَک بر فضای کربلا هستند به زوارش خوش آمد میگویند»، ای دروغگو! کدام زوار ملَک را دیده است؟ آنجایی که باید کمک بفرستی ملائکهات مردهاند، جبرئیلت خفه شده. این خدا سنگدل است، به صغیر و کبیر اهل بیت ابی عبدالله رحم نکرد.