برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (843)» 20-11-1404
خدا، داده ما را عذاب
دگر جا نمانده برای عِقاب
از دیانت آمده ما را جفنگ
جز خرافات و نحوست، نامده ما را به رنگ
مذهب ما را نگر آدمکش است
فیالبداهه میزند، گردنکش است
از مکر و کلک، ربّ زمین زلزله دارد
دردآور این خلقِ گرفتار شده، غلغله دارد
ناله کن ای دل به عذاب اَلیم
گریه کن ای دیده به سوء عظیم
- حالا همه باهم بگوییم:
درد مرا اگر دوا نمیکنی، زخم زبان دگر نزن
- دردی که خدا میدهد شامل همهٔ گرفتاریهای ایرانیها است، زخم زبانی که میزند میگوید من رحمانم، رحیمم، لطیفم، کریمم، جوادم.
روزیِ ما اگر به نعمت ندهی، سنگ به سفرهام نزن
- عریضهٔ تمام بخت برگشتگان ایران زمین است به طرفداران دین، به پیروان خدای زمین که وکیل هستند از طرف آنها، از طرف او ملت را له میکنند.
– میز محاکمه است، تشکیل دهندهٔ دادگاه «تاریخ» است و قاضی «عقل» است.
– حالا محاکمه کن، شریعتمدار و متدین را بگو:
تو گویی خدایت ترحم کُن است؟
هوای بشر دارد و مُنعم است؟
به رزقش امان داده و رازق است؟
به حفظش حفاظ و وطن حافظ است؟
به قدرت، قُوا داده بر ملتت؟
به جبرش، صفا داده بر کشورت؟
بگفتا طبیبم، پزشکم ز این آسمان
به درد و غمت، چارهام در عیان
ولکن نگر پُشته از کشته است
ز امراض و رنج و غم و غصه است
بگفتی که الله آمد ولی
نگفتی چرا پس بیامد قسی
- این دین، قسیالقلب است. کر است، ناله فقرا را نمیشنود. کور است، دست و پا زدنهای ایرانیها را در اصول و فروع زندگی نمیبیند.
حالا باهم دوباره سنگ انتقام بر این خدای دروغین بزنیم.
- این خدای زمین در کتابش میگوید: «هر کس هر کاری میکند به فرمان من است». برو جلوتر: میگوید از پیش از سدههای قبل از هزارههای قبل نوشته شده که ایرانی باید کشته بشود به خاطر نداری، به خاطر فقر باید زنها خودفروشی کنند. بعد میگوید «اِنَّ اللهَ یُغُار» خدا غیرت دارد. سنگ بزن بر این غیرت خدا. مردم را خلق کرده بدون اینکه خودشان بخواهند به این جهنم بیایند، بعد هم آمده اینجا انواع شکنجهها را بر آنها پیاده کرده است.
دیدگاهتان را بنویسید