برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (848)» 28-11-1404
آهسته بزن ورق، کتابت
رونق، تو بده به این هوایت
گفتا که بخوان درس که چون زنده دلی
پولت بدهم که خرج تحصیل کنی
- این منظور از «آهسته ورق بزن»، کتاب تقدیرات است. خدا برای تو چه کرده است؟ تو برای خدا چه کار کردی؟ تو از همه بریدی و گفتی «لا اله الا الله»، همه خداها را جواب کردی؛ خدای ثروت، خدای علم، خدای امنیت، خدای زیبایی. تعهداتش را یکی یکی میخوانیم.
بنگر که جوان مملکت، مضطرب است
- نه میتواند کار بکند، نه درس بخواند، نه ازدواج بکند.
بیکار و به دور از همه حاجات دل است
امر است ز الله که تا زوجه شوی
- ازدواج کن. قرآن میگوید ازدواج کن، پول نداری، پول به تو میدهم؛ «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ … ﴿۳۲ نور﴾».
- خطاب به دختران میکند ازدواج کنید. آقاخدا مگر نمیدانی تهیهٔ یک دانه جهاز چقدر میشود؟ چرا الکی وعده دروغ میدهی؟
امر است ز الله که تا زوجه شوی
هم زوج که تا عقد کنی زنده شوی
- این خدای ادیان دیگر چه کار میکند؟
بیمار کند مردم بیچارهٔ رنجور
- خدا مریض میکند؟ بله. «الَّذی اُنْزِلَ الدَّاءَ اُنْزِلَ الشَّفَاءَ» آن که درد میدهد شفایش را هم میدهد. «اَلْمَرِیضُ اَسِيرَ اللهِ فِي اَرْضِهِ» بیمار در زمین تحت اسارت خداست. خدا از این اسارت چه لذتی میبرد؟ مثلاً صمد است دیگر، نه؟ صمد یعنی بی نیاز. یکی از مهمترین شاخههایش بیماری است، مریضت میکند تا به او التماس کنی که شفایت بدهد.
بیمار کند مردم بیچارهٔ رنجور
گفتا که شفایت بدهد خالق پرنور
- حاصلش چه شده؟
دکتر بنگر تجارت مرگ کند
- دیگر همهٔ ملت این را فهمیدند که رونقترین کسب و کار، پزشکی است. ممکن است که بعضی از پزشکان روزیشان کم باشد ولی اکثریت قاطعشان بیماران و مسئولین مربوطهٔ بیمار را کیسه میکنند.
دکتر بنگر تجارت مرگ کند
چون امر الهی شده و دخل کند
- مدیریت خدا این است که به یکی مریضی میدهد به بیمارستان و جراح مبتلایش میکند، از این طرف هم جیبش را خالی کرده پول ندارد درمان کند.
جادو بکند به امر الله
– قرآن چه میگوید؟ میگوید: جادوگر موفق نمیشود مگر به اذن و اجازهٔ خدا.
– زندگی خیلیها با جادو پاشیده، زن و شوهر را از هم جدا میکند، کسب و کار را خراب میکند.
جادو بکند به امر الله
منزل بکند پر از همه آه
- آه از همهٔ خانهها بلند است، دیگر صدایشان را هم خفه میکنند، از زور ناچاری به جان همدیگر میافتند، محیط خانه را به آتش میکشانند. چرا؟ چون خدا اینها را بدبخت کرده. حق اعتراض به خدا هم ندارند، اگر اعتراض کنی، حکم تو این است که مرتد شدی باید اعدام بشوی.
- مجموعهٔ این نیازهای فطری مردم این شده:
ای همه جانها به اسارت شده
خان بلایا به منازل شده
- این سوغات ادیان است برای ملت ایران:
این فساد و ظلم تبعیض خداست
از جنایاتش نگر هر خانهای کرب و بلاست
برنامههای دین و مذهب بر فناست
حکم و تدبیرش نگر لغو بقاست
- هدیهٔ ادیان به متشرعین این است که «در دنیا به سرشان میزنند میگویند عیب ندارد عوضش به بهشت میروی». بیچاره انسان دم رفتن پرده کنار میرود و میبیند نه این طرف به او زندگی داده و نه آن طرف خبری از زندگی است!
از سبقت اشرار، زمان ولوله دارد
از معرکهٔ باطل مطلق بنگر زلزله دارد
- حالا سرودمان را بخوانیم؛ ای مستضعفین، مضطرین، مضطربین، محرومین، مغرمین، منتظرین، مظلومین، محبوسین، مجروحین:
خسته ز این عزا شدم
دربه در قضا شدم
قفس نگر شکسته
سلامتم که رفته
تیر به دل نشسته
حال و هوا که خسته
خوشی ز ما که رسته
عزّت ما که جسته
دیدگاهتان را بنویسید