با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


پرواز بر فراز ملکوت اعلی (853) تاریخ 404.12.05

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.

«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (853)» 05-12-1404

ای شاعر لاهوتی

شعرت شده ناسوتی

دردسرهای زمان، لاینتهی‌ست

ضربه‌های در پی‌اش نشمردنی‌ست

– آن که دارد همه ما را فریب می‌دهد، این زر و زیور دنیاست.

– می‌توانی از اول عمرت تا حالا بشماری که چقدر دین به تو سیلی زده است.

عجب باغ پر از ماریست این غیبت

دل‌انگیز و فریبنده، نگر پردام و این ذلت

  • درِ باغ سبز به دعوت دنیا صورت می‌گیرد، دعوتت می‌کند حالا که نمی‌توانی از مجاری درست پول دربیاوری دزدی کن، آدم بکش، شکنجه بده، کلاهبرداری کن!

بکش دندان این خفت، تو ای دندانپزشک عصر

  • آن منجی و مصلحی که می‌آید، الان هم یک قدمی توست، عوامل بدبختی ایرانی را از بین می‌برد؛ دین و کتابش.

که درد است و عفونت در وجود مردم بی‌ نصر

  • این دندان حرج را بکش و مردم را از عسر و حرج نجات بده، دندان هرج و مرج را بکَن، دیگر مردم آهی در بساط ندارند!

عجب بلبشو شد در این کشورم

وطن در جهنم شد و ماتمم

دمادم می‌زنم فریاد، یا رب در کجایی

  • آنقدر این ملت بی‌ پناه بیچاره که از هر آمر و عاملی دشنه و نیزه می‌خورند، خدا را صدا زد و خدا نبود که جواب بدهد آنگاه «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً» شکل گرفت.

دمادم می‌زنم فریاد، یا رب در کجایی

جواب بندگانت را به زهر و سم دهی اندر کجایی

رهایم کن مقادیر پر از درد

  • خطابم به آن کسی است که قبل از اینکه انسان به دنیا بیاید برایش رقم شقاوت زده، عصرش، زمانش، مکانش، وجودش، همه شرالزمان است؛ زمن‌العقارب، زمن‌‌الکلاب، زمن‌الذئاب.

رهایم کن مقادیر پر از درد

که رنج‌آور شده اقبال اضدد

  • حالا این سروده همه ماست؛ ایرانی مستضعف، مضطر، مضطرب، متحیر، مغرم، محروم، مسجون، مقتول، مصدوم:

خرابه کرده‌ای این وضع ما را

دو چندان کرده‌ای شلاق ما را

  • هر روز تعداد بسیاری عریضه می‌آید از اینکه این دست‌پروردهٔ خدا یعنی «خُلِقَ الْاِنْسَان ضَعِیفاً ﴿۲۸ نساء﴾» به دردهای مختلف مبتلا می‌شود. عریضه داریم از بچهٔ پنج ماهه که سرطان مغز گرفته. ای نفرین بر تو ای خدای زمین که خاک را تبدیل به انسان می‌کنی و انسان را این گونه شکنجه می‌دهی.

این روضهٔ علم پزشکی است:

بشنو تو ز دکتر که فلج گشته به علمش

گوید که ندارد فرجی، ظلم ز خصمَش

کارش شده در حیرت و بیمار، به مرگ است

  • این معجزهٔ علم پزشکی است، سری به بیمارستان‌ها بزنید، بیماران جواب کرده شده چقدر هستند؟

بیچاره مریضی که نه به دارو دهدش نفع، که در عین فساد است

این پزشک پولکی، مستأصل است

  • پول شیرین است‌. برای پول، مظلوم کشته می‌شود. برای پول، بی‌ گناه شکنجه می‌شود.

چون دخالت می‌کند الله، پر دردسر است

  • علمیت، سیاست و دیانت، محوریت بدبختی انسان!
  • این خدای ادیان و مذاهب یقهٔ همه را گرفته، همه را به وادی نیستی می‌کشاند.

طبل توخالی‌ست این درمان ما

چون که مذهب آمده اعداء ما

  • «آفتابه لگن هفت دست، ولی شام و نهار هیچی»، علم پزشکی این همه بیا برو دارد، این همه بیمارستان دارد، این همه دستگاه دارد!