برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (863)» 20-12-1404
چه باید کرد با این رنج اعظم
که مانده گشتهام با زجر پر غم
داستان مردم ایران زمین
بس که رقتبار آمد در کمین
این عریضه مردم ایران است غیر از آن درصدی که بچههای الله هستند و خدای زمین هوایشان را دارد.
این شکوه مستضعفین، مضطرین، مضطربین، محرومین، مغرمین، مسجونین، مجروحین، مغضوبین، مغصوبین و مقتولین است:
آب و نان و سفرهاش بر باد شد
خانهها کوبیده و این کربلا آغاز شد
هیچ کربلایی در تاریخ به موقعیت امروز ایران و ملتش نمیرسد.
«بِكَ يَا اللهُ» ما هم در شب قدر در روز قدر موشک است، روی سرمان میگذاریم و میگوییم «بِكَ يَا اللهُ»، اینها عنایات توست ای خدای جبار قهار!
دلها همه مضطرب ز این احکامند
احساس و عصب خراب و بی تابانند
خواب و خوراک ما همه، سم شده
آنهایی که روزمزد بودند خرجشان را دخل روزانه میداده امروز بیکار هستند. ای متشرع که از خدایت دفاع میکنی بر تو حرام باشد لقمه نانی که میخوری، این مال محرومین است!
خواب و خوراک ما همه، سم شده
دعای افطار و سحر، هک شده
یک عمری در سحر و افطار دعا میخواندیم، توسل میکردیم، ذکر میگفتیم، ثمره آن این شد که کشور داغون شده، واژگون شده!
شاگرد بگفتا ز ولایت، که چه جوری
خودش زیر موشک است نگران من است. میگوید بلند شو از آنجا بیا بیرون. چگونه بیایم در وقتی که موقعیت جابجایی عصر است؟!
حالت به چه گونه شده و در چه مقولی
گفتم که شمارشگر آمار عذابیم
هر لحظه نظارت شده بر حال خرابیم
عجب فضایی در کشور حاکم است، به جای سلام و علیک از همدیگر میپرسیم زندهای؟ نمردی؟ خانهات خراب نشده؟ میگوید سلام از اسامی خداست، این خدایی که یک چنین مرحمتی به ملت ایران کرده به جای سلامش باید گفت آنجا را نزدند؟
چون که علی کشته شد ز دست الله
روز شهادت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب است.
شعار ابن ملجم چیست؟ «اَلْحُكْمُ لِلّهِ لَا لَكَ يَا عَلِيُّ» به حکم خدا تو را میکشم.
چون که علی کشته شد ز دست الله
جمله یتیمان شدند له به درِ آه
حیدر ما قاتل است، در جنگ با غیبتمدار
اهل ایمان میکُشد بر حق و خصمی بر شرار
پرچم «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ» که بلند شد خیر و شر وارد حوزه شدند، منافق و خوارج وارد شدند، زور است دیگر، شمشیر است، میافتی در چاه یا نمیافتی؟ نیافتی با شمشیر ریز ریزت میکنند، خب میافتی دیگر! وظیفه امیر این بود که بعد از رسول الله، شر و خیر را از اسلام جدا کند، نصفش که شر بود در سه جنگ «صفین، جمل، نهروان» جدا کرد، خیرش هم فرزندش بقیة الله میخواهد بیاید آن که مثلاً خیر است یعنی اصل دین اصل کتاب، آن را میخواهد نابود کند، «یَأْت بِدِينٍ جَدِیدٍ».
تا آنجایی که زورش رسید از مسلمانان کشت، زبان حال و قال است که این دین نمیتواند واقعی باشد!
مرتضی را گو که ایران دوزخ است
از اینجا به نجف اشرف، به شهر نور استمداد میطلبیم آن شمشیری که آوردی نمازخوانها را کشتی امروز بردار بیاور این متشرعین نامرد را قطعه قطعه کن. آن قرآنی که به مسجد بردی جلوی انصار و مهاجر گفتی این چیزی که من جمع کردم شما را هدایت میکند، آن را بردار بیاور این قرآن را جمعش کن!
مرتضی را گو که ایران دوزخ است
مجمع آتش شده، اهلش نگر پر زحمت است
امیرم تویی در نبرد عقائد
گرَم ناخدایی به این کشتی پر زوائد
علی برای اثبات غدیر شمشیر میزند، دینی که حاوی جنایت است باید از بین برود!
قالع مسلمین تویی علی جان
«قالع»؛ قلع و قمع.
ردّ کتاب باطلی، ولی جان
کشتار کند ز نسل مومن
آتش بزند به مصحف و قاری مزمن
متشرعین حالا و متدیین فعلی بچههای آنهایی هستند که علی در سه جنگ آنها را کشت و نابودشان کرد، ولی نفْسشان در فضا نسل به نسل منتقل شده تا امروز که حقیقت را میبینند ولی زیر بار نمیروند، چون عقل ندارند، چون کر هستند صدای قرآن را نمیشنوند. «أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ» دیوانهها واقعیت دین را میبینید اما زیر بارش نمیروید.
خسته شدم ز دست تو ای خدا
مانده شدم ز قدر تو، ای بلا