برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
7229 1404-12-21
۱- آیا اینها تعریف از خداست؟
۲- جایگاه معلومِ خدای زمین.
۳- بلای خوب، دیگر چه صیغهای است؟
۴- آیا کسی که از عصمت برخوردار است جزء اشرار میشود؟
۵- معرفی پیامبر در اعترافاتش.
۶- قاطعانه میخواهیم و او هم محکم رد میکند.
۷- با این عمر کوتاه، عجله نکردن محال است.
۸- خر، شیطان را میبیند ولی انسان نمیبیند.
۹- گفتی که همه را مَس میکند غیر از عیسی را!
۱۰- گنج که در دنیا وجود دارد.
۱۱- آیا به صلاحیت دین، خودش شک دارد؟
۱۲- استخاره جایگاهش چون سوره است.
۱۳- از صاحب سوءالقضا انتظاری جز آزار نمیرود.
(مرتبط با تدریس 1909)
🔴 درس اول:
آیا اینها تعریف از خداست؟
– «عَنْ اَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا وَ اَزِيدُ وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَجَزَاؤُهُ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا اَوْ اَغْفِرُ وَ مَنْ تَقَرَّبَ مِنِّي شِبْراً تَقَرَّبْتُ مِنْهُ ذِرَاعاً…. وَ مَنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً….».
کتاب صحیح مسلم [۲۶۷۷].
ابوهریره: «رسول خدا فرمود خدای عز و جل میفرماید هر کس کار خوب انجام دهد برای او ده برابر آن پاداش است و من چندان که بخواهم و او شایسته باشد برایش فراهم میکنم و افزایش میدهم، نیز هر کس کار بد انجام دهد جزای آن بدی چون آن برابر است یا وی را میآمرزم، هر کس به اندازهٔ یک متر به من نزدیک بشود من دو متر به او نزدیک میشوم و هر کس قدم زنان به سوی من بیاید من با دویدن به سویش میآیم، هر کس در حالی که چیزی را شریک با من قرار ندهد با گناهی پر زمین با من روبرو شود، با مغفرت و آمرزش روبرو میشود». یارو قاطی کرده، متن «عَنْ اَبِي ذَرٍّ» است، ترجمه از ابوهریره است. از بس هول هستند که خدای زمین را معرفی کنند حالیشان نیست چه میگویند!
«عَنْ اَبِي ذَرٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ يَقُولُ اللهُ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا»، یک کار خوب کنند ده برابر میگیرند، «وَ اَزِيدُ» بیشتر، «وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَجَزَاؤُهُ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا اَوْ اَغْفِرُ» گناه انجام بدهی یک کتک میخوری یا میبخشد.
اول چیزی که به یادم میآید در عدم تطابق که این دارد میگوید، این رسول الله هم بنده خدا هول بوده که زود یک چیزی به نام اسلام درست کند، کارهایش را یادش میرود، الان اینجا میگوید که یک گناه کنی یک شلاق میخوری.
«مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَجَزَاؤُهُ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا». آن وقت آن چوپانش را که با شترها بردند یادت هست؟ در برابر یک نفر، ده نفر، بیست نفر، سی نفر را کشت. نکشت بلکه شکنجه کرد، دست و پا قطع، روی زمین داغ خون میرود، محل قطع با تابش شدید آفتاب میسوزد، خون که از بدن میرود تشنگی میآید، آب بدهید ندهید، بعد مجبور میشود که با زبانش زمین را لیس بزند (7207).
وظیفهٔ توست که محقق هستی باید پتهٔ این دین را روی آب بیندازی، همانطور که به جرم دینداری این کشور دارد سوراخ سوراخ میشود مخصوصاً تهران، شما هم باید با موشکهای استدلال، طرفداران این دین را هدف قرار بدهید، چون مدافعش هستند، خدا که نیست از دینش دفاع کند، پیغمبر هم که نیست از دینش دفاع کند، امام هم که غایب است نمیتواند دفاع کند. چه کسی میماند؟ طرفدار.
«وَ مَنْ تَقَرَّبَ مِنِّي شِبْراً تَقَرَّبْتُ مِنْهُ ذِرَاعاً» یک متر بیایی من چند متر میآیم. میخواهد ثواب و گناه را معرفی کند میزند بر سر خدا، چون این کاره که نیستند، یک چهار راه است و هر بار از یک راهی یک الهامی میرسد، بیشتر الهامات هم مسخره کردن دین است در مجمع عقلا، و اهل سنّت و جماعت عمداً اینها را در این کتابهایشان آوردند برای اینکه اینها فرزندان و طرفداران کسانی هستند که بعد از اینکه پیغمبر را کشتند «اِرتَدَّ النَّاس» از دین برگشتند. حالا اینها از دین برگشتند ولی دین را محرابی و منبریاش کردند، یعنی نان. پیغمبر هم بنده خدا گفت، در آن حدیث گفت: ای خدا سایهٔ نان را از سر ما کم نکن تا نان هست تو عبادت میشوی (470 و 6979). ببین چقدر این خدای بدبختی است، نان هست عبادت میشوی!
این دین خیلی جالب است! «وَ مَنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً». من نمیدانم اینها اینقدر عقلشان کم بوده، این تعریف خداست یا مسخره کردن خدا؟ میگوید: «هر کس به سمت من آهسته حرکت میکند قدم زنان، من هروله…»، هروله در صفا و مروه است میگویند باید بدوی، خدا میدود. بعد این خدا هفت طبقه آسمان دارد و بین هر کدام پانصد سال نوری فاصله، خودش هم طبقهٔ هفتم نشسته یک کرسی دارد نشسته لم داده نگاه میکند. بابا ای کاش این اعلیحضرت خدا آنجا استراحت میکرد، دم به ساعت او را به کرهٔ زمین میکشند، او هم باید اینقدر دقت کند که کرهٔ زمین در آفرینش کجا قرار دارد. بابا اینقدر مزاحم خدا نشوید!
«خدا میدود».
اگر تکراری هم بوده میارزد، در این تکراریها هم هر بار یک مصداق و اشارهای گیرم میآید که میگویم، و این خودش از تکراری درش میآورد.
——————————————-
🟤 درس دوم:
جایگاه معلومِ خدای زمین.
– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: يَتَنَزَّلُ رَبُّنَا تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُلَّ لَيْلَةٍ اِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا، حِينَ يَبْقَى ثُلُثُ اللَّيْلِ….».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۲۱]، کتاب صحیح مسلم [۷۵۸].
♦چقدر روزگار مثل همدیگر است، سلسلهٔ سالها تکرار است. گاهی وقتها یک چیزهایی یادم میافتد که برای شما بگویم. متشرعین، وقتی شاگردان با آنها بحث میکنند در فامیل است در خانواده است یک چیزی میگویند، دقیقاً همان چیزی که مشرکین به پیغمبر میگفتند، میگفتند: اینها چیست که میگویی؟ ما به آنچه عمل میکنیم که پدران و مادرانمان عمل کردند. تو به دنبال تحقیقات رفتی، من دنبال چرا کردن رفتم، من حیوان هستم باید علف بخورم. روزگار چقدر قشنگ تکرار میشود!
♦ابوهریره: «رسول فرمود پروردگار ما که مبارک و والا است هر شب به آسمان دنیا نزول میفرماید». حتماً این خدا با یک ارتش هم میآید، اسکورتش خیلی مهم است. رهبر یک کشور را میخواهند جایی ببرند حرکت بدهند یک لشکر حفاظت میکند وای به حال خدا، یک وقت خدا را میکشند، کرهٔ زمین هم که آدمکش زیاد دارد.
«و وقتی یک سوم پایانی شب میماند میفرماید آیا کسی هست که مرا بخواند»؟ درست مثل گدایی که سر چهارراه میآید، آیا کسی به من پول میدهد؟ تو بگو فرق این خدا با این گدا چیست؟ آیا کسی هست که مرا بخواند تا او را اجابت کنم؟ دکان ما تعطیل شده بیایید جنس بخرید، به بازار کسی نمیآید، ای مشتری بیا!
♦«آیا کسی هست که از من چیزی بخواهد تا به وی عطا کنم»؟ آخر دروغگو، به متشرع میگویم، چون نه خدایی هست، نه پیغمبری هست و نه امامی. چیزی که امام صادق در مناجات میگوید «اللَّهُمَّ اِنَّا نَشْکُو اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا» ولیّ تو نیست، پیغمبرت هم نیست، خدا هم که با این استدلالات خود این کتابها اصلاً خدایی وجود ندارد. خدا وجود دارد نه این که دین معرفی کرده، این یک چیزی مثل خودتان است.
♦خوب گوش کن، این همه مسافت را زبان بسته طی میکند، از کرسیاش میآید هفت طبقه آسمان بیا بیا بیا، فاصلهٔ هر طبقه هم پانصد سال نوری، بیا بیا بیا، بعد یک دوربین یک تلسکوپ دستش است نگاه میکند که کرهٔ زمین کجاست، در محدودهٔ گیتی که پیدا نمیشود، آهان پیدایش کردم برویم. دم سحر به مردم کرهٔ زمین میگوید که آیا کسی هست چیزی بخواهد به او بدهم؟ آن وقت به من میگویند چرا عصبانی میشوی؟ یک عمری است که با این حرفها ما، پدران و مادرانمان را سر کار گذاشتند. ببین چه میگوید! میگوید «کسی چیزی بخواهد به او میدهم». در وقت سحر آباء و اجداد ما و خود ما آن موقعی که پالان روی دوشمان بود در ماه رمضان در سحر، در سحر ماههای دیگر، نماز شب، چقدر تقاضا کردیم، این شد! این شد! ایرانی را چلاند، آبش را قطع کرد. آب قطع، مزارع سوخته، نانش را هم قطع کرد، گاو و گوساله و گوسفند هم حیاتشان به علف است، آن هم از بین رفت، هوا را خراب کرد، هوای تهران و کلان شهرها چندین و چند سال است که خراب است. چند وقت پیش خود اینها میگفتند که پارسال در تهران سه روز هوای پاک داشتیم.
♦ای متشرع الاغ، به قول قرآن «اُولَئِكَ كَالْاَنْعَامِ» اینها خر هستند «بَلْ هُمْ اَضَلُّ ﴿۱۷۹ اعراف﴾» زنده باد حیوان. خر بدبخت بار میبرد، گوش به فرمان صاحبش است، آن وقت این خرها نمیفهمند این خدایی که دین معرفی کرده آیا قابل پرستش است؟ دارد میگوید «در آن ساعت هرچه که از من بخواهی به شما میدهم». چه دادی؟ آب و هوا و غذا و زمین را که خراب کرد، از آن بالا نگاه کرد، دوباره این همه راه را آمد زبان بسته، طبقه هفتم، ششم، پنجم، چهارم، سوم، دوم، اول، حالا نگاه کند که کرهٔ زمین کجاست، پیدا نمیشود خیلی کوچولو است، حالا پیدایش کرد آمد، هرچه میخواهی به تو میدهم. این طوری به ملت داد، همه چیز را بر ملت ایران بست و دید فقط یک چیزی مانده، ساختمانها مانده، و خودشان زیر ساختمانها، گفت ساختمانها را هم خراب کنید، هر کس در ساختمان زندگی میکند آنجا قبرش است، اموال و اثاثی که یک عمری جمع کردی آنها هم نابود!
♦اکثر این جاهایی که موشک میافتد برای من تعریف میکنند میگویند مثلاً یک نفر بیرون از خانه بوده بقیه نابود شدند. یا دنبال کار بوده، میگوید وقتی میآید نعره میکشد فقط به خدا فحش میدهد. میگوید در یک آن، خانوادهام، خانهام و اثاثم را نابود کردی. الان میدانی خیلیها دیگر بیرون از تهران نمیروند؟ میدانی؟ میدانی برای چه؟ در عریضههایشان میگویند ما هستیم و یک خانه و زندگی ثمره پنجاه سال کار کردن، وقتی قرار است این از بین برود خب خودمان هم از بین برویم، این است، این خدایی که میگوید چه میخواهی به تو بدهم؟ ای زهرمار بخورد این طرفدار تو ای خدا!
♦«عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ اَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: يَتَنَزَّلُ رَبُّنَا تَبَارَكَ وَ تَعَالَى». از این طرف میگوید تبارک و تعالى، او را بالا میبرد و از این طرف میگوید «يَتَنَزَّلُ رَبُّنَا» از آن بالا میآید پایین. ببین اصلاً به هم میخورد! «كُلَّ لَيْلَةٍ اِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا، حِينَ يَبْقَى ثُلُثُ اللَّيْلِ …. الی آخر».
———————————————–
🟡 درس سوم:
بلای خوب، دیگر چه صیغهای است؟
– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ كَانَ اِذَا كَانَ فِي سَفَرٍ وَ اَسْحَرَ يَقُولُ: سَمَّعَ سَامِعٌ بِحَمْدِ اللهِ وَ حُسْنِ بَلَائِهِ….».
📘کتاب صحیح مسلم [۲۷۱۸].
باز هم ابوهریره، این طرف ابوهریره، آن طرف ابوهریره، بالا ابوهریره، پایین ابوهریره. این طرف انس ابن مالک، بالا پایین، همهاش انس. این طرف مادرجان عایشه، بالا پایین. این طرف عبدالله ابن عمر، بالا پایین، چپ راست.
این معاویة ابن ابی سفیان عجب کارخانهای درست کرد! باز زنده باد، انتقام آباء و اجدادش را از این پیغمبر گرفت. عزیزانشان را علی مرتضی در جنگهایی که الهام شد به پیغمبر که بروید مردم را بکشید، کشت به هول دادن پیغمبر به تشویق پیغمبر.
☑ «حَرِّضِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَی اَلْقِتَالِ ﴿۶۵ انفال﴾» این کلام قرآن است. مردم را بکشان به جبهه و آنها را بکش.
➖یا به زور بکشان بگو نیایی مرتد میشوی، اعدام.
➖یا اینکه با شهوت بکشان، میرویم آنجا زنهای مردم را میگیریم قسمت میکنیم.
➖یا با مال بکشان، اموال را غارت کنیم.
«پیامبر در سفری میبود و وارد سحر میشد میفرمود ای شنونده، حمد و ستایش خدا را بر نعمتهایش و حُسن امتحانش را به گوش دیگران برسانید، کسی که چگونه حمد و ستایش را بر نعمتهای خدا میشنوند، آن را به دیگران برساند». خوب گوش کن، اصلاً ادبیات چقدر مزخرف است! میگوید: آن کسی که نعمت دارد شکر کند و شکرش را به دیگران انتقال بدهد. پولدار (تو ببین خندهات نمیگیرد، گریهات نمیگیرد) میآید پیش فقیر که فامیلش است، همسایهاش است، همکارش است، میگوید خدا را شکر کن. دقیقاً مثل متشرعین الان، حالشان خوب است، دستشان بند است به جیب خدا، بعد میگویند ای کافر شدی، منافق شدی! حجت ابن الحسن العسکری بیاید یک منافق شدهای را نشانت بدهد، صبر کن نزدیک شده!
☑ «اَنَّ النَّبِيَّ كَانَ اِذَا كَانَ فِي سَفَرٍ وَ اَسْحَرَ يَقُولُ: سَمَّعَ سَامِعٌ». دو قبضه شد، خدا، هم گوش دارد و هم حرفت را میشنود. خیلی بد است، اینطوری نمک روی زخم مردم میپاشد. «سَمَّعَ سَامِعٌ بِحَمْدِ اللهِ وَ حُسْنِ بَلَائِهِ»، حالا جالب است گوش کن ببین برای اینکه آبروریزی را کیپاش کنند و بپوشانند بلا را معنا میکند به امتحان و آزمایش، در حالی که خود کلمه امتحان عربی است، قرآنی است، یعنی هیچ نیازی نیست که بلا را امتحان معرفی کنی، آن برای خودش لغت مستقل دارد.
———————————————–
🔵 درس چهارم:
آیا کسی که از عصمت برخوردار است جزء اشرار میشود؟
– «… رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ… : اللّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَمِلْتُ، وَ مِنْ شَرِّ مَا لَمْ اَعْمَلْ».
📕صحیح مسلم [۲۷۱۶].
❇ فروه ابن نوفل الاشجعی از امالمؤمنین عایشه سؤال کرد، گفت: پیغمبر، خدا را چطوری میخواند؟ خیلی مهم است! نایب خدا در زمین با خدا چطوری حرف میزند، از خدا چه میخواهد؟ گفت: رسول خدا میگفت «اللّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَمِلْتُ، وَ مِنْ شَرِّ مَا لَمْ اَعْمَلْ» ای خدا از شر و بدی آنچه که مرتکب شدهام و آنچه که مرتکب نشدهام به تو پناه میبرم. یعنی رسماً خاتمالنبیین اشرف مخلوقات گل سرسبد انبیاء اعتراف میکند. این خانم مادرجان عایشه همه جا به پیغمبر خیانت کرد، یکی هم همین جا است. تو چرا این حرف را زدی؟ پیغمبر حرف دیگری با خدا نداشت؟ این آبروی پیغمبر را بردی!
«يَقُولُ اللّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَمِلْتُ» ببخش من را به خاطر شر بودنم. بلاخره دادگاه تاریخ از پیغمبر اعتراف کشیده، که پیغمبر شر بوده! کاری به ماستمالی طرفدارانش نداریم، در پرانتز خواسته آبروریزی نشود ماستمالی کند این را نوشته، در پرانتز شر را اینطوری معنا کرده، «از عجب و شگفتزدگی»، این میشود شر. شگفتزدگی آن درست است، در چهار راه مانده بنده خدا، از چپ و راست، شمال و جنوب پیام میرسد، گیج میشود که کدامهایش درست است! بعد اینطوری، آیه، آیه را رد میکند، حدیث حدیث را رد میکند.
❇ ای متشرعین پیغمبر شما میگوید: «خدایا به تو پناه میبرم از شرارتم». شرارت چیست؟ اعراب معاصر پیغمبر شر بودند، پیغمبر آمد دین برای اینها آورد که خیر بشوند، «قُولُوا لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا». اینها قبلاً چه کار میکردند که شر بودند؟ حواست را جمع کن برای محاجه با متشرع، گرچه نرود میخ آهنین بر سنگ! گرسنه میشدند به دهاتهای اطراف حمله میکردند، مردهایشان را میکشتند، زنهایشان را میآوردند حرمسرا تشکیل میدادند، مالهایشان را هم میآوردند. اینها شر بودند دیگر بله؟ دقیقاً همین کار را اسلام انجام داد تحت عنوان جهاد، این همه هم اسناد داریم. بکشید چون کافر هستند، زنهایشان را بیاورید چون یک زن و دو زن و سه زن کم است، کار و کاسبی که نداشتند، عقل نداشتند که کار کنند، شغل آنها کشتن، اموال را هم بردارید بیاورید. آیا این شر نیست؟ پیغمبر بعداً میفهمد که اینها شر است.
❇ وصیتنامه برای چه مینویسد که نمیگذارند؟ آیا غیر از این است که میخواهد بنویسد مردم من اشتباه کردم، الهامی که به من میشد از جانب شیطان بود، جن بود، شهروند مدینه بود؟ آیا چیز دیگر میخواست بنویسد؟ مالش را که میگویند مالی نداشت، یک زمین داشت که اعتراف کردند یک زمین از پیغمبر باقی مانده منتها نگفتند فدک است مال فاطمه است، پدرش به او داده. خب ارث که ندارد، حلال و حرام هم که گفت، قبل از اینکه به شهادت برسد گفت: «مَا مِنْ شَىْء يُقَرِّبُكُمْ اِلَى الْجَنَّةِ وَ يُبَاعِدُكُمْ عَنِ النّارِ اِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ» مردم هرچه که شما را به بهشت میبرد گفتم، هرچه که شما را به جهنم میبرد گفتم. وصیتنامه برای چه میخواهد بنویسد؟ رندانی که اطرافش بودند فهمیدند، به خاطر یک نفر که با آنها همراه نبود یعنی عباس عموی پیغمبر که در جلسه نشسته بود (جلسه اتاق جنگ)، گفتند این آقا که دارد میمیرد پیغمبر که نیست، خل و چل است، آدم در هنگام مرگ حرفش سند ندارد، پس پیغمبر اعتراف کرد که دین یعنی شر. ❇ آن شری که هزار و چهارصد سال قبل وارد مملکت ایران شد تا همین الان استمرار دارد. آیا دین شر نیست؟
نگاه کن ببین ایرانی در چه وضعی است. وقتی که جنگ نبود حالش خوب بود؟ بله؟ هوایش مسمومش نمیکرد؟ سدها خشک نشده بود؟ مزارع نابود نشده بود؟ چه کسی این کار را کرده؟ ببین باید این احادیث و آیات را فرو کنی در دهان متشرع که خفه بشود. میگوید که مزارع سوخته، به خدا چه؟ بعد قرآن به دهانش میزند «أَ اَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ اَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴ واقعه﴾» ای زارع تو میکاری یا من؟ ای باغدار تو پرورش میوه میدهی یا من؟ رسماً به عهده گرفته، این هم از شر دین.
——————————————
🟠 درس پنجم:
معرفی پیامبر در اعترافاتش.
– «… اللهُمَّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي وَ جَهْلِي، وَ اِسْرَافِي فِي أَمْرِي، وَ مَا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اللهُمَّ اغْفِرْ لِي جِدِّي وَ هَزْلِي، وَ خَطَئِي وَ عَمْدِي، وَ كُلُّ ذَلِكَ عِنْدِي، اللهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَ مَا اَخَّرْتُ، وَ مَا اَسْرَرْتُ وَ مَا اَعْلَنْتُ، وَ مَا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ اَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، وَ اَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۹۸]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۱۹].
ابوموسی اشعری خائن به خلیفهٔ چهارم رسول الله علی ابن ابیطالب و موافق با آن سه خلیفه، نوکر آن سه خلیفه، بلندگوی آن سه خلیفه، امروز هم جلوی اسمش رضی الله عنه است.
💠 ابوموسی اشعری گفت: پیغمبر اینطوری دعا میکرد «اللهُمَّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي وَ جَهْلِي، وَ اِسْرَافِي فِي أَمْرِي، وَ مَا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اللهُمَّ اغْفِرْ لِي جِدِّي وَ هَزْلِي، وَ خَطَئِي وَ عَمْدِي، وَ كُلُّ ذَلِكَ عِنْدِي، اللهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَ مَا اَخَّرْتُ، وَ مَا اَسْرَرْتُ وَ مَا اَعْلَنْتُ، وَ مَا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ اَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، وَ اَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
«جهلم را ببخش». یا رسول الله تو پیامبر خاتم هستی، تو دستت در دست الله است، تو جاهل هستی؟! تو آمدی جاهلها را نصیحت کنی و از خواب بیدار کنی. دیدی گفت من جاهل هستم.
💠 «و زیادهرویام را در کارها ببخش». ببین شک دارد، آیا واقعاً این دحیة ابن خلیفهٔ کلبی راست گفت که به کشورها و شهرهای اطراف حمله کن و مردم را از دم بکش، زنهایشان را بیاور خوشگلهایشان را سوا کن، اموالشان را بیاور، شک دارد اگرنه این حرف را نمیزد. «جدیتم، شوخی و مِزاحم، غیر عمد و عمدم، اینها را ببخش». خود پیغمبر یقین دارد حرفی که به طور جد میزند شوخی از آب درآمده است. خوبی آن این است که وحی را قرآن گسترش داده و از حیطهٔ انبیاء بیرون آورده، سه جا اشاره کرده؛ به زنبور وحی میدهیم، به مادر موسی ابن عمران وحی میدهیم، به حواریون عیسی ابن مریم وحی میدهیم، در قرآن است.
💠 پس وحی یعنی همان الهام، پایه و اساس عقلی ندارد، برای همین است که عقل همیشه با وحی در جنگ است، بعد چون وحی کم میآورد از عقل ستایش میکند، «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ الْعَقْلُ». یادش رفت بگوید «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ الْوَحی»! زنده باد «اِلَهَنَا اَلْحَقّ»! هر جا در قرآن، در ذکر، اسم الله بود «اِلَهَ اَلْحَقِّ» را بگذار، آن را حذفش کن.
یک بار من دیدم، شاید هم بیشتر، پیغمبر این همه دم از الله زد یک بار فقط گفت «اِلَهَ اَلْحَقِّ» (7193)، این همان است که دنبالش میگردیم. عیسی مسیح خدا را حق میگفت. «واَلْحَقِّ»، این را میگویم، در دهانش «واَلْحَقِّ» بود.
💠 زین پس به جای هو «حق» بگو، چون هو یعنی اشاره، ما دیگر زمانمان از اشاره گذشته، ما رفتیم وارد موقعیت قبل از فرج رسیدیم، از این به بعد دیگر به جای هو، «حق» بگو. «رَبُّنَا اَلْحَقِّ»، «اِلَهَ اَلْحَقِّ»، مَاشَاءالله میشود مَاشَاءاَلْحَقِّ، انشاءالله میشود اِنشَاءاَلْحَقِّ. «یَأْت بِدِينٍ جَدِیدٍ» کار خودش را دارد انجام میدهد منتها با موشک و بمب. بچه وقتی میخواهد به دنیا بیاید مادر یک درد عجیب و غریبی میگیرد، این موشک و بمب همان درد مادر روزگار است.
💠 دیگر چه گفت؟ «عمدی، غیر عمدی».
➖«عمدی» این است که فرمان به کشتار میدهد.
➖«غیر عمد»، یعنی سرلشکرش خالد ابن ولید میرود آن جنایاتی را میکند که برای شما خواندم.
این جالب است که این اعترافات را کتابهای مستند و محکم و مهم و معتبر اهل سنّت مینویسد، کسانی که خودشان طرفدار خالد ابن ولید هستند و او را جلوی علی آوردند، برای اینکه زحمات علی را کم رنگ کنند، این را بالا بردند. بعد جنایت میکرد فقط پیغمبر (خواندیم دیگر) دستهایش را بالا میکرد و میگفت خدایا ببخش. همین! این «خدایا من را ببخش» یعنی اینجا: «آنچه عمد و غیر عمد کردم». عمد یعنی فرمان خودم و غیر عمد هم یعنی اینکه سردار من رفت از پیش خودش این کار را کرد.
متنش همین دعا بود که خواندم: «اللهُمَّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي وَ جَهْلِي، وَ اِسْرَافِي فِي أَمْرِي …. الی آخر».
——————————————-
⚫ درس ششم:
قاطعانه میخواهیم و او هم محکم رد میکند.
– «قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اِذَا دَعَا اَحَدُكُمْ فَلْيَعْزِمِ المَسْأَلَةَ وَ لَا يَقُولَنَّ اللَّهُمَّ اِنْ شِئْتَ فَاَعْطِنِي فَاِنَّهُ لَا مُسْتَكْرِهَ لَهُ».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۳۸]، کتاب صحیح مسلم [۲۶۷۸].
⚛ انس گفت: «پیامبر فرمود هر وقت یکی از شما قاطعانه خواستهاش را بطلبد، نگوید ای خدا اگر خواستی بده». برای چه نگوید؟ این همه مردم خواستند نداده، خب این معنایش چیست؟ یعنی نخواستی، ما خواستیم، تو نخواستی. بعد پیغمبر خدای خودش را ماستمالی میکند، میگوید: «نگویید اگر خواستی بده، زیرا کسی نیست او را ناگزیر سازد» یعنی تو او را میخوانی، یک نفر نیست که جلوی خواستهات را بگیرد.
«اِذَا دَعَا اَحَدُكُمْ فَلْيَعْزِمِ المَسْأَلَةَ وَ لَا يَقُولَنَّ اللَّهُمَّ اِنْ شِئْتَ فَاَعْطِنِي فَاِنَّهُ لَا مُسْتَكْرِهَ لَهُ». یا رسول الله تو موقعیت خودت را نگاه کردی که هرچه از خدا خواستی داد، طرف میخواهد ازدواج کند پول ندارد، میگوید با این لشکر که دارد به جنگ میرود برو مردم را بکش، پولهایش را بردار بیاور. برای پیغمبر همه چیز آماده بود، به جهاد امر میکند، یارو نمیآید حال ندارد، میگوید بدبخت در اینجا پول است بیا برویم، آن یکی نمیآید میگوید بیچاره در اینجا زن دارد، زنهای خوشگل.
⚛ جلوی وجدانم و دادگاه عالی تاریخ به قضاوت عقل رو سفید هستم و سربلند که یک کلمه از خودم برای کوبیدن دین نگفتم، هر چه گفتم، از مستندات شیعه و سنّی و از کتابهای معتبرشان است.
هرچه خواستی به تو میدهد کسی هم نتواند جلویش را بگیرد. الان به ما نداده، به ایرانی جماعت آرامش، آسایش، راحتی و زندگی خوب نداده، جلویش را نگرفتند؟ یعنی اینطوری میخواهد بگوید خدا صاحب اسماءالحسنی است و هیچ کس نمیتواند جلوی انتقال اسماءالحسنی به مردم را بگیرد. چه بگوییم!
———————————————–
⚪ درس هفتم:
با این عمر کوتاه، عجله نکردن محال است. – «اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: يُسْتَجَابُ لِاَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۴۰]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۳۵].
باز هم ابوهریره، باز هم ابوهریره، آی زنده باد ابوهریره که حدیث ساخت به نام دین، آن ته مانده آبروی دین را هم اینها بردند.
◾ابوهریره گفت: «رسول خدا فرمود دعای یکی از شما اجابت میشود مادام که عجله نکنید». یا رسول الله خودت چقدر عمر کردی؟ شصت و سه سال. شصت و سه سال میانسال است، به شصت و سه سال پیر نمیگویند. آیا خودت عجله نداشتی؟ نه؟ دم به ساعت مردم را به جبهه نکشاندی؟ برای چه؟ برای اینکه سیطرهٔ اسلام را گسترش بدهی، برای اینکه مدینه کم است شهر بغلی آن، جزیرةالعرب کم است کشور بغلی آن. برای تو از در و دیوار میرسید، تو عجله نمیخواستی بکنی!
◾مردم میگویند مگر ما چقدر میخواهیم عمر بکنیم؟ ای متشرع این سوال مردم را جواب بده، صاحب دین تو هستی. چقدر در عریضههایشان مینویسند، جوان در عریضهاش مینویسد میگوید مگر من چقدر میخواهم عمر کنم؟ نه کار دارم، نه پول دارم. بله.
◾«اَنَّ رَسُولَ اللهِ قَالَ: يُسْتَجَابُ لِاَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ». حالا جالب است برو در قرآن ببین چه میگوید! «خُلِقَ الاِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ﴿۳۷ انبیاء﴾» خیلی عالی است. یعنی برای کوبیدن این دین اینقدر سند این دین دارد که نگو! قرآن است میگوید: «ما خلق کردیم بشر را بر اساس عجله». بعد اینجا میگوید عجله نکن! آقا یک دین قشنگی داریم که نگو، زنده باد، زنده باد!
———————————————
🟣 درس هشتم:
خر، شیطان را میبیند ولی انسان نمیبیند.
– «اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، قَالَ: اِذَا سَمِعْتُمْ صِيَاحَ الدِّيَكَةِ فَاسْأَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ، فَاِنَّهَا رَأَتْ مَلَكاً، وَ اِذَا سَمِعْتُمْ نَهِيقَ الحِمَارِ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَاِنَّهَا رَأَتْ شَيْطَاناً».
📚 کتاب صحیح بخاری [۳۳۰۳]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۲۹].
ابوهریره، باز هم ابوهریره، تا قیامت ابوهریره، اسلام یعنی ابوهریره، اهل سنّت و جماعت یعنی ابوهریره.
🔶 ببین «کَلِّم النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُوْلِهِم» این است، پیغمبر میگوید که ما انبیاء مبعوث شدیم که به اندازه ٔعقل مردم با آنها حرف بزنیم، این است. حالا این دینی که مال این مردم است، آیا به درد حالا میخورد؟ پیرو این دین الان دارد داد میزند میگوید من همان سوسمارخور هستم، فقط زمانم عوض شده، من همانی هستم که به ممالک اطراف حمله میکردم و زنهایشان را میگرفتم، یارو شوهرش داشت در خون دست و پا میزد من همان جا ترتیبش را میدادم، اینها بچههای همانها هستند. برای شما روایت بگویم؟ پیغمبر فرمود: هر کس راضی به عمل قومی باشد مانند همانها مجازات خواهد شد، گناه کرده. این یعنی چه؟ یعنی جنایاتی که در صدر اسلام شد تا الان استمرار دارد، یقهٔ متشرع را باید گرفت. ای زنده باد امام عصر که میخواهد بیاید این شریعت را لت و پار کند، ای آفرین به مهدی موعود، زودتر بیا تا این موشک و بمب پدر ملت ایران را درنیاورده بردار بیا! گرچه درآورد دیگر، از کشور چیزی باقی نماند.
🔶 ابوهریره گفت: «پیغمبر فرمود هر وقت خروس میخواند از فضل و کرم خدا مسئلت کنید». دقت کن! خروس میشود شفیع، هر وقت میخواند، همان موقع بگو خدایا این را میخواهم. حالا شفیع، کیست؟ ببین اینکه میگویم این حرف آن حرف را رد میکند! شفیع در دیدگاه دین، پیامبر است برای اهل سنّت، ائمه است برای شیعه. خروس جایش کجاست؟
«فِي بُيُوتٍ اَذِنَ الله اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ ﴿۳۶ نور﴾» خدا میگوید: یک خانههایی ما داریم در زمین که دعای آنها مستجاب است، میگوید خانه ائمه و پیامبر است. یک آیه دیگر هم هست، قرآن میگوید، که الان یادم رفته، میگوید که متوسل بشوید به وسیله، یعنی بین خودتان و خدا یک نفر قرار بدهید، به وسیله او تقرب بجویید به خدا. حالا اینجا خروس است.
🔶 بعد، بعدی دیگر خیلی خراب میکند. چه میگوید؟ میگوید: «خروس وقتی که میخواند»، چرا میخواند؟ «چون فرشته را دیده» یعنی هر وقت خروس در این کرهٔ زمین به تعداد (نمیدانم چقدر است) میلیارد ضربدر میلیارد میخواند، فرشته را دیده. آن وقت نمازخوان در نماز فرشته را نمیبیند، بله؟ «الصَّلاةُ عَمودُ الدِّينِ» فرشته را نمیبیند. اگر فرشته میآمد پیغمبر نمیگفت در نماز خمیازه نکش، اگر هم میکشی دهانت را ببند، چون خمیازه میکشی شیطان به دهانت میرود. آنجا اگر فرشته بود میزد کلهٔ شیطان را میشکست.
حالا دومی: «هر وقت صدای الاغ را شنیدید از شیطان به خدا پناه ببرید چون او شیطان را دیده است». یا رسول الله انسان اشرف مخلوق نیست؟ گل سر سبد خلقت نیست؟ لااقل انسان مؤمن، شیطان را میبیند نمیشناسد، آن وقت الاغ میشناسد؟ چه بگوییم!
🔶 «اَنَّ النَّبِيَّ، قَالَ: اِذَا سَمِعْتُمْ صِيَاحَ الدِّيَكَةِ فَاسْأَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ، فَاِنَّهَا رَأَتْ مَلَكاً، وَ اِذَا سَمِعْتُمْ نَهِيقَ الحِمَارِ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَاِنَّهَا رَأَتْ شَيْطَاناً».
نمیدانم این درس هم که برای شما خواندم، بازخوان بوده یا نه، ولی بازخوانهایش میارزد، من تیراژ درس را بالا میبرم که اگر بازخوان هم هست از درسها عقب نیفتیم.
———————————————-
🟢 درس نهم:
گفتی که همه را مس میکند غیر از عیسی را!
– «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: لَوْ اَنَّ اَحَدَهُمْ اِذَا اَرَادَ اَنْ يَأْتِيَ اَهْلَهُ قَالَ: بِاسْمِ اللهِ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنَا الشَّيْطَانَ، …».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۸۸]، کتاب صحیح مسلم [۱۴۳۴].
🔘 همه اینها مچگیری است. این مچگیری اسمش میدانی چیست؟ «أَ فَلَا تَعْقِلُون ﴿۸۰ مومنون﴾»، «أَ فَلَا تَشْعُرُونَ»، «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ﴿٢٤ محمد﴾»، اگر مردم مسلمان قرآن را با تدبر، اندیشیدن و عقلانیت میخواندند، امروز دچار بمب و موشک نمیشدند، ولی ما چه کار کنیم، با آنها در یک کشور در یک شهر زندگی میکنیم، به آتش آنها ما هم باید بسوزیم.
🔘 عبدالله ابن عباس موجّه بین شیعه و سنی، گفت: رسول خدا فرمود اگر یکی از شما خواست نزد زنش برود (یعنی بخواهد او را بکند) بگوید «بِاسْمِ اللهِ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنَا الشَّيْطَانَ، وَ جَنِّبِ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا». جالب است!
«شیطان را از ما دور بدار و شیطان را از آنچه به ما عنایت میکنی دور بدار و اگر در میان آنان فرزندی مقدر شد هیچ شیطانی هرگز به او گزند نمیرساند».
🔘 این را داری؟ برویم نفی آن را بخوانیم، در جلسات قبل آیا پیغمبر نگفت که غیر از عیسی مسیح هر بچهای به دنیا میآید شیطان میآید او را فشار میدهد، نیشگون میگیرد و نوازشش میکند، نگفت ((6440؟! پس اینجا چه میگوید؟
➖اینجا میگوید: اگر از شیطان پناه نبردی به خدا و کارت را کردی، وقتی به دنیا میآید شیطان گازش میگیرد.
➖آن وقت آنجا میگوید همه، حتی خودش، الا عیسی!
«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ لَوْ اَنَّ اَحَدَهُمْ اِذَا اَرَادَ اَنْ يَأْتِيَ اَهْلَهُ قَالَ: بِاسْمِ اللهِ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنَا الشَّيْطَانَ، … الی آخر».
———————————————-
🔴 درس دهم:
گنج که در دنیا وجود دارد.
– «عَنْ اَبِي مُوسَى رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فِي سَفَرٍ، فَكُنَّا اِذَا عَلَوْنَا كَبَّرْنَا، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «اَيُّهَا النَّاسُ ارْبَعُوا عَلَى اَنْفُسِكُمْ، فَاِنَّكُمْ لَا تَدْعُونَ اصَمَّ وَ لَا غَائِباً، وَ لَكِنْ تَدْعُونَ سَمِيعاً بَصِيراً… لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ ….».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۸۴]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۰۴].
ابوموسی اشعری دشمن درجه یک علی ابن ابیطالب، خائن به حکومت او، جلوی اسمش رَضِی الله، دقیقاً هر کس که علی را اذیت کرده به کوری چشم علی (به قول آنها) یک رَضِی الله گذاشتند بغلش، یعنی به او مدال دادند. آی اینها با علی بد هستند.
♈ ابوموسی اشعری گفت: ما در سفری همراه با رسول خدا بودیم و هر گاه از کوهی بالا میرفتیم الله اکبر میگفتیم، نبی خدا فرمود ای مردم بر خود آسان بگیرید. یعنی جیغ نزنید، حنجرهات را خسته نکن، رویش نمیشود بگوید بابا آن بالا خبری نیست بیخود داد نزن! «شما ناشنوا و غایبی را نمیخوانید». به به چه خدای خوبی، «اِنَّ اللهَ سَمِيعٌ ﴿ ۱ مجادله﴾»، «اِنَّ اللهَ قَرِيبٌ».
«بلکه شما کسی را میخوانید که شنوا و بیناست». زین پس بدانید که معنای «شنونده باشد و کنارت قرار داشته باشد»، یعنی حرفهایت را نمیشنود و از تو هم دور است، این میشود ثبت و سند.
➖«ثبت» عملکرد لحظه به لحظهٔ دین است.
➖«سند» اینها است که برای شما میخوانم.
♈ «بلکه شما کسی را میخوانید که شنوا و بیناست، سپس از کنار من گذشت و با خود میگفتم «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ» مانعی و توانی نیست مگر از جانب خدا. پیامبر خدا فرمود ای عبدالله ابن قیس بگو «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ»، چرا که آن گنجی از گنجهای بهشت است. آیا تو را راهنمایی نکنم به کلامی که گنجی از گنجهای بهشت باشد؟ بله بفرمایید! بگو «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ».
عجب گنجی است. پس این مسلمانها چرا اکثراً گدا هستند؟ مسلمانهای معاصر، این یک میلیارد و نیم اقلاً یک میلیارد آنها فقیر هستند، از آن نیم میلیارد هم دو سوم آنها در مرز فقر هستند، یک سوم آنها فامیلهای خدا هستند. یادت باشد پول نداری بگو «لَاحَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ» به تو گنج میدهم. گنج کجاست؟ میگوید بهشت. حالا این را داری؟
♈ درس چند وقت پیش چه میگفت؟ گفت: پیغمبر در آن جنگ کلنگ میزد، جرقهای زد، (وقتی آهن با شدت به سنگ میخورد جرقه میزند، معجزه نیست) بعد گفت دیدم گنجینههای ایران را که به دست ما میرسد. یا رسول الله قربانت بروم، نوکرتم، تو الان میگویی گنج مال بهشت است، اینجا که خودت گنج را به دست آوردی! گنج پیغمبر دوام «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسول الله» است که تا الان دوام داشته، نگهبانش هم حکام مسلمین، پادشاهان مسلمین هستند. نگهدارندهٔ پادشاهان مسلمین کیست؟ احکام اسلام. اگر حرفهای نامربوط به خدا بزنی مرتد هستی، اعدامت میکنند. چه کسی اعدام میکند؟ حاکم. ببین چقدر قشنگ، هیچ سیاستمداری مثل پیغمبر اینطوری پایهریزی حکومت نکرد. زنده باد رسول الله! افتخار میکنم که پدر سیام من هستی، منتها من مثل تو زرنگ نیستم.
«عَنْ اَبِي مُوسَى قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ فِي سَفَرٍ، فَكُنَّا اِذَا عَلَوْنَا كَبَّرْنَا، فَقَالَ النَّبِيُّ: اَيُّهَا النَّاسُ ارْبَعُوا عَلَى اَنْفُسِكُمْ، فَاِنَّكُمْ لَا تَدْعُونَ اصَمَّ وَ لَا غَائِباً، وَ لَكِنْ تَدْعُونَ سَمِيعاً بَصِيراً».
———————————————
🟡 درس یازدهم:
آیا به صلاحیت دین، خودش شک دارد؟
– «كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، يَقُولُ: اللهُمَّ اَصْلِحْ لِي دِينِي الَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي، وَ اَصْلِحْ لِي دُنْيَايَ الَّتِي فِيهَا مَعَاشِي، وَ اَصْلِحْ لِي آخِرَتِي الَّتِي فِيهَا مَعَادِي، وَاجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَاجْعَلِ الْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ».
📗کتاب صحیح مسلم [۲۷۲۰].
♦باز هم ابوهریره، زنده باد ابوهریره.
باز هم مناجات است. گفت: پیغمبر گفت «اللهُمَّ اَصْلِحْ لِي دِينِي». خیلی بد است، ای کاش این را میپوشاندند و نمیگفتند، که به دست محققین نرسد. میگوید: «خدایا اصلاح کن دین مرا»! یا رسول الله دین اصلاح نشده؟ نه؟ تو خاتم انبیاء نیستی؟ هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری! آیا کتابت خاتم الکتب نیست؟ آیا قرآن نمیگوید «وَ مَن يَبتَغِ غَيْرَ الْاِسْلَامِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ ﴿۸۵ آل عمران﴾» هر کس دنبال دین دیگری برود غیر از اسلام، قبولش نمیکنم؟ چرا؟ چون اسلام کامل است، کامل همهٔ ادیان است. چرا میگویی «اَصْلِحْ لِي دِينِي»؟
♦من که قطعاً میدانم پیغمبر این حرفها را نمیزند، پیغمبر شخصیتش بالا است، ابوهریره میسازد و دشمنان پیغمبر تبدیلش میکنند به کتاب! وقتی که خلیفه دومش میگوید یا رسول الله چند ورق از تورات را پیدا کردم خیلی قشنگ و خوب است، پیغمبر عصبانی میشود و میگوید مگر تو قرآن نداری؟ این نشانهٔ چیست؟ آیا دشمنی پنهان نیست؟ آنجا پیغمبر یک حرفی زد و خلیفهٔ دومش از پیغمبر ایراد گرفت، اینها را گفتهام. پیغمبر به او میگوید ساکت شو. پیش ابوبکر صدیق خلیفه اول رسول الله میرود، رد کردن پیغمبر را به او میگوید، خودش تعجب که میکند هیچی، او را هم میخواهد به تعجب وادار کند.
♦«اللهُمَّ اَصْلِحْ لِي دِينِي». ضد اصلاح چیست؟ خشونت. مصلح یعنی چه؟ یعنی میخواهد اصلاح کند. چه چیزی را اصلاح کند؟ خرابیها را. پیغمبر میگوید که اصلاح نشده دین.
«اَصْلِحْ» اصلاحش کن. «اللهُمَّ اَصْلِحْ لِي دِينِي الَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي» دین مرا اصلاح کنی من عصمت پیدا میکنم. عصمت چه شد؟ دارا بودن دیوار محکمی که از آن خطا و اشتباه و حملات اجانب صورت نخواهد گرفت.
میگوید دینم را اصلاح کن تا عصمت پیدا کنم.
♦«عِصْمَةُ أَمْرِي» امر چیست؟ تقدیر. تقدیر چیست؟ رسالت. رسالت چیست؟ جبرئیل. جبرئیل چیست؟ قرآن. باز برگردید به همان وصیتنامهٔ آخر، اگر آن وصیت را میکرد، تا الان اسلام دیگر ادامه نداشت، آنها هم که به نام اسلام سوار مردم شدند آنها هم الان پیاده بودند، روی کول شریعتمدار و دیندار هم پالون نبود.
♦«اَصْلِحْ لِي دُنْيَايَ الَّتِي فِيهَا مَعَاشِي»، یا رسول الله اصلاح دین اگر نشد اصلاح دنیا شد. اگر خودت غذا گیر نمیآوردی بخوری، که نوشتهاند یک روز درب خانه همه زنهایش را زد و گفت غذا دارید؟ همه گفتند نه (6039). اعلیحضرت اقدس غذا ندارد، نُه تا هم زن دارد، این نُه تا هم غذا ندارند. یا رسول الله پس چیست که این قرآن میگوید «وَ اَنْكِحُوا الْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ ﴿۳۲ نور﴾» زن بگیر شوهر بکن پول نداری، پولت میدهم، پس چرا به تو پول نداد؟ آی اسلام پر از مچگیری است، فقط عقل میخواهد.
♦خب، دنیای من را اصلاح کن. «وَ اَصْلِحْ لِي آخِرَتِي» یا رسول الله تو خورشید دین هستی به آخرتت مشکوک هستی که به بهشت میروی یا جهنم؟
«الَّتِي فِيهَا مَعَادِي، وَاجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَاجْعَلِ الْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ» میگوید مرگ مرا در راحتی قرار بده. بنده خدا پیغمبر در هنگام جان دادن کجایش راحتی بود؟ لامذهبها یک چیزی به او خوراندند که بیهوش میشد به هوش میآمد و میگفت چرا این را دادید خوردم، خودتان هم بخورید. سندش را یادتان هست؟ همه شما بخورید غیر از عباس. اصلاً این یعنی چه؟ آیا این افشاگری نیست پیغمبر دم آخر میکند؟ اگر دارو است خب عباس هم بخورد. سم است، چون عباس همراهش است، دشمنش نیست قاتلش نیست.
———————————————
🟠 درس دوازدهم:
استخاره جایگاهش چون سوره است.
– «عَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِي الأُمُورِ كُلِّهَا، كَالسُّورَةِ مِنَ القُرْآنِ: …».
📘 کتاب صحیح بخاری [۶۳۸۲].
⏹ جابر ابن عبدالله انصاری (آدم خوب در انتقال احادیث) گفت: پیامبر همان طور که سوره قرآن را به ما میآموخت استخاره در امور را نیز به ما یاد میداد. دقت کن! این مورد ابتلای همه ماست. استخاره اهمیتش به اندازه یک سوره است. استخاره یعنی چه در کلام؟ طلب خیر کردن. خیر چیست؟ همین که تو میگویی. میگویی چه؟ خدایا اگر خیرم هست، اوکی کن، به قول شما. خیر نیست بد بیاور. نشان به آن نشانی که نود و نه درصد و نیم استخارهها غلط است، ثبت با سند نمیخواند. سند میگوید استخاره کن ارزش و عظمتش به اندازهٔ سوره است، آن وقت استخاره میکنی آیا خوب است؟ بله خوب است، آیه بهشت میآید به به، برو انجام بده خیلی خوب است. بسمالله، سوره فتح میآید، از نظر استخاره شناسی سوره فتح بالاترین رقم تأیید است برای هر کاری، نود و پنج درصد خوب، میرود در چاه میافتد.
⏹ یا رسول الله در چاه افتادم، آیه نازل میشود. آی بنازم این پیغمبر را که هر وقت در تنگنا میشود، آیه میآید. خب آیه چیست؟ «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾» استخاره تو را در چاه انداخت؟ خیر توست. به به، چه اسنادی، چه مدارکی، چه استدلالی! من بازنشسته شدم، در تجارت یک کاری میخواهم راه بیندازم، اینقدر پول بگیرم به تاجر بدهم جنس بدهد من بفروشم، یک سودی در آن باشد. آقا استخاره کن! خیلی خوب است بدو. نشان به آن نشانی که چند سال است بیچاره در زندان است. استخاره خوب است، چشمش را بسته جلو رفته، مال دیگری را داده به دیگری، او داده به این که تجارت کند و این هم داده به تاجر که از هند برنج بیاورد. خب چه شد؟ مال را یکی دیگر خورده، این باید برود تاوان پس بدهد. این یعنی استخاره!
⏹ حالا میگوید استخاره مانند سوره است، پس سورههایش هم همین است. خوشت آمد؟ باز هم برای شما بگویم؟ از حدیث میگویم، اینها را قبلا گفتهام. یارو پیش پیغمبر آمد و گفت: یا رسول الله میخواهم زن بگیرم، به سلامتی، تحقیقات کردم خوب بود، آمدم پیش تو استخاره کنی، چشم! پیغمبر استخاره کرد خیلی خوب است بدو. این شد دو قبضه! قبضه سومش: یا رسول دعا کن ما خوشبخت بشویم، گفت باشد. چند روز بعد آمد گفت یا رسول الله این استخاره چه بود؟ ازدواج کردیم به طلاق منجر شد! باز هم یک آیه به داد پیغمبر رسید، «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾» این شر نیست خیر توست، طلاق خیر است. الان در برابر هر یک ازدواجی در مملکت اسلام یک دانه طلاق است، این به خیر شما است. ماه رمضان میگویید ماه مبارک، موشک و بمب در آن میآید، خیرتان است، تو نمیفهمی، تو نمیدانی، «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾»! این هم از استخاره.
«عَنْ جَابِرٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ يُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِي الأُمُورِ كُلِّهَا، كَالسُّورَةِ مِنَ القُرْآنِ: …الی آخر».
⏹ من زیاد متن را نمیخوانم که وقتت را نگیرد تا بتوانیم بیشتر به افشاگری بپردازیم. دقیقاً شما جاده صافکن امام مهدی هستید، او میخواهد بیاید دین را لت و پار کند، شما ابتدائاً دارید با اسناد و مدارک رد میکنید که نگویند این آقا چه کاره است که آمده دین را خراب کند. این حدیث از ائمه است، این متن کتابهای معتبر شیعه است، چه گفت؟ گفت: اینقدر از علما و سادات میکُشد که مردم میگویند بابا این آدمکش نه سیّد است و نه بچه پیغمبر است. روایت، یک چیز دیگر هم گفته، نمیدانم بگویم یا نگویم، بادا باد، ما که سر نیزه هستیم، ما که طناب دار دستمان است، میگوید وقتی که میخواهد ظهور کند آنقدر مردم از دست سادات بنی فاطمه بدی دیدهاند، رنج دیدهاند، عذاب دیدهاند که وقتی ایشان قیام میکند میگویند این هم مانند بقیه سیدها است. خوشت آمد؟ بله!
———————————————
🟤 درس سیزدهم:
از صاحب سوءالقضا انتظاری جز آزار نمیرود.
(مرتبط با تدریس 1909)
– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، اَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، كَانَ يَتَعَوَّذُ مِنْ سُوءِ الْقَضَاءِ، وَ مِنْ دَرَكِ الشَّقَاءِ، وَ مِنْ شَمَاتَةِ الْاَعْدَاءِ، وَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ».
📚 کتاب صحیح بخاری [۶۳۴۷]، کتاب صحیح مسلم [۲۷۰۷].
بازهم ابوهریره، درود بر ابوهریره. ببین ما به ابوهریره مدیون هستیم، به خدای ابوهریره قسم اگر اینها را نمیگفت، چشمهای ما باز نمیشد. زنده باد ابوهریره، زنده باد انس بن مالک، زنده باد مادرجان عایشه، زنده باد عبدالله ابن عمر، اینها به ما چراغ دادند، اینها چراغ است.
ابوهریره گفت: رسول خدا از سرنوشت بد، از برخورد شوربختی، از شماتت دشمنان و از وضعیت سخت و طاقتفرسای بلا و مصیبت به خدا پناه میبرد. «اَنَّ النَّبِيَّ كَانَ يَتَعَوَّذُ» پیغمبر استعاذه میکرد. معوذتین، این دوتا آیه از دوتا سورهٔ آخر قرآن است «قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿۱ ناس﴾»، «قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱ فلق﴾». «مِنْ سُوءِ الْقَضَاءِ،» جالب است، همین که تو میگویی «اَعُوذُ بِکَ مِنکَ». «از بدی تقدیر به خدا پناه میبرد». یا رسول الله این بدی تقدیر را چه کسی خلق کرده است؟ آیا خدا خلق نکرده است؟ این «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» پس چیست؟ آن که میگوید یک روز هفته را خدای عالی مقدار خلق کرد به نام بدی، آیا سوءالقضا بدی نیست؟ خلقش کرده، تو به چه کسی پناه میبری؟ عجیب است!
چقدر این مردم زمان پیغمبر…، دیگر نباید بگوییم زمان پیغمبر بلکه همه مسلمانها، الان دیگر نمونهاش که پر است، یعنی عقل را گذاشتهاند روی زمین (بگویم یا نگویم، میگویم) شاشیدند روی این عقل، همه آنها، از اولین تا الان که داری میبینی.
«وَ مِنْ دَرَكِ الشَّقَاءِ» از شقاوت. ببین قدم به قدم میرویم زمینِ پر مین است علیه دین. شقاوت را چه کسی داد؟ بخوان حدیث: «اَلسَّعِیدُ سَعِید فِی بَطْنِ اُمَّه وَ الشَّقِیُّ شَقِی فِی بَطْنِ اُمَّه» در شکم مادرت روی پیشانیات نوشتهاند تو سعادتمندی، خوشبختی، پولداری، سالمی، حاکمی یا مینویسند تو بدبختی، بیچارهای، فقیری، علیلی، مریضی، دربه دری! حالا از شقاوت به چه کسی پناه ببریم؟ میبینی همهاش سرکاری است.
«وَ مِنْشَمَاتَةِ الْاَعْدَاءِ» از دشمنی دشمنان، از مسخره کردن بدخواهان. آن وقت در آن دعای فرج چه میخوانیم؟ «اللَّهُمَّ اِنَّا نَشْکُو اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا … وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا».
خب این هم از این!
«وَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ» بلا میجهد، میپرد، میپرد روی سرت، خوابیدی میپرد، تو آن وقت میگویی این بختک است؟ اینها چیست؟ میگوید همزاد است، ول کن بابا! از یک نظر همزاد درست است، همان که پیغمبر گفت: ما در شکم مادر، یک همزاد برایمان درست کردند. به نام چه؟ شقاوت. همزاد خوب همزاد بد.