«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 885» 26-01-1405
این همه آزار ما از دین ما
دینی که میگفت ما شما را حفظ میکنیم، شعارش این آیه است: «فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ {۶۴ یوسف}». ای الله چند ماه این مردم بیچاره زیر آوار ماندند تو کجا رفته بودی؟ الان که حملات تمام شده آمار دیوانهها هم بالا رفته، روانیها زیاد شدند. آخر این مردم خانهشان میدان جنگ شده، شهرشان جبهه شده. دین میگوید: آنهایی که ضعیف هستند به جهاد نروند. یک مشت زن و بچه در خانههایشان زندگیشان تبدیل به جنگ شده، آن هم جنگ قدرتهای جهانی! تمام اینها را چه کسی جواب میدهد؟ خدای اسلام. این خدا کجا رفته؟
این همه آزار ما از دین ما
کشتههای این وطن از بخت ما
تُعْطِي الْخَلَاص
يَا مُخَلِّص خَلِّصْ.
زمان خلاصی ایرانی و ایران فرا رسیده است.
اَلْحَقُّ یَمْحُو الْبَاطِلُ
وَانتَظِر الْحَق
سَمِعَ الْحَق وَ بِحَمْده
این عریضه مستضعفینِ منتظرینِ مظلومینِ مغرمین است، مضطرینِ مضطربینِ محرومینِ مسجونینِ مضروببنِ مقتولینِ مغضوبین است:
این جگر میسوزد و شمع شب تارم شده
از فراوانی آتش، خانه خاکستر شده
الْحَقُّ وٰاسِعٌ عَلِيم
وَالْحَقُّ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
اَجِيبُوا دٰاعِيَ الْحَق، أَرِنَا حَقَایِقَنَا
حقیقت ما را به خودمان نشان بده. حقیقت ما «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» است که در غیبت به جای حُسنُ القضا که وعدهٔ اینها به تحقق برسد خلافش آمده. حقیقت ما «لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ فِي اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴ تین﴾» است. هر چه دعا کردیم زیر سایهٔ خدای زمین ضدش را فرستاد، مگر ما از این دین چه میخواستیم؟ میگفتیم «أَرِنَا» نشان بده، چون ندیدیم. تو گفتی «اُدْعُونِي»، «اَسْتَجِبْ لَكُمْ» را ندیدیم. تو گفتی «أَ مَّنْ یُجیبُ المُضطَرَّ اِذَا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ أَ اِلهٌ مَعَ اللهِ ﴿۶۲ نمل﴾» توبیخ کردی گفتی ای مستضعف فقط درب خانه من را بزن، آیا خدایی غیر از من داری که من را رها کردهای؟ خدایی غیر از تو را پیدا کردیم، البته او گم نبود ما گم بودیم، او پنهان نبود ما پنهان بودیم.
شما یک عمری است که آن مثلث خروج از غیبت را اجابت کردید؛ «وَانْتَظِرُوا، فَتَرَقَّبُوا، فَتَرَبَّصُوا». أَرِنَا حَقَایِقَنَا
نشان بده! در دین آباء و اجدادی میگفتیم «أَرِنَا» میزد، میگفت خفه شو، میگوید دارم به تو نشان میدهم. کجاست؟ میگوید «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾» دارم به تو نشان میدهم. فقر به تو میدهم، عه این که فقر است! میگوید احمق تو نمیدانی، این ثروت است. بیماری میدهد، میگویم خوبم کن، میگوید مصلحت تو در بیماری است. رسول خدا فرمود: هر کس در طول عمرش مریض نشود به این معناست که گمراه است.
«أَرِنَا حَقَایِقَنَا»، حقایق ما «اِنَّا لِلهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴿۱۵۶ بقره﴾» بود. از خدای ادیان آمدیم و به سویش باز میگردیم، آمدیم به کجا؟ «اَلدُّنْيَا سِجْنٌ» دنیا زندان است. «اِلَیْهِ رَاجِعُونَ» یعنی چه؟ یعنی دعا میکنیم به او رجعت میکنیم خواسته را میخواهیم تسلیم او میشویم، تثبیت ولایت او میشود، ولی هر چه را خواستیم خلافش را داد. اگر پافشاریمیکردیم میگفت که دنیا که جای بدی است، اینجا مریض هستی عیب ندارد میروی بهشت خوب میشوی. اینجا فقر است عیب ندارد موقت است زودگذر است میروی بهشت. «أَرِنَا حَقَایِقَنَا» یعنی کارنامهٔ خدای دین سیاه است و هر آنچه که در قرآن گفته، به خلافش عمل کرده است.
فَسَيَكْفِيكَهُمُ الْحَق
کفایت میکند تو را حق. آنچه را که در زمان باطل از ما گرفتند هر آنچه که حق ما بود، وعده داده بودند، با ورود به حُسنُ القضا و خروج از غیبت کفایت امر میشود.
صِبْغَةَ الْحَق
دین میگفت «صِبْغَةَ الله»، یعنی رنگآمیزی خدا. «صِبْغَةَ الله وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَةً»، میگوید که رنگ خدای زمین سفید است، دلنواز است، سفید آرامبخش است، ولی آرامش بشر را گرفت، به جای شفای ایرانی به او موشک داد. به جای آنکه او را ثروتمند کند در مملکتی که زیر خاکش و روی خاکش تمام ثروت است، ایرانی را منع کرد. آیا این رنگآمیزی یعنی تمدن الله درست است؟
فرهنگ و تمدن حق میآید که در این تمدن، رعیت نمیسوزد و بیچارگی ندارد، دیگر اجارهنشینی معنا ندارد، دیگر از حقوق ناعادلانه هم خبری نیست. امیرالمؤمنین میگوید در حکومت من، در پایتخت حکومت من (یعنی کوفه) بحمدالله همهٔ اهالی صاحب خانه شدند، همهٔ سفرهها نان دارد. ای علی یک نگاهی به مردم ایرانی بکن که اکثراً مستأجر هستند اجارهخانه هم ندارند بدهند، نان خالی اگر بخواهند بخورند به حقوق ماهیانهشان کفاف نمیدهد.
پرچم حق، نور مطلق است رنگ دیگری ندارد، هر رنگی یک تفسیر و تعبیری دارد، سپیدی، خودش تفسیر نور است.
جنگ ادیان و مذاهب، همه را زهر بدان
مبلّغین این سه دین هر کاری بکنند که بخواهند تبرئه کنند از این جنایتی که در ایران اتفاق افتاده نمیتوانند. این بمب و موشکها از کشورهای مسیحی و یهودی روی سر ملت ایران میبارد، خدای اسلام هم که دفاع نمیکند، همه علیه این ملت بیچارهٔ بی پناه بی دفاع ائتلاف کردهاند.
جنگ ادیان و مذاهب، همه را زهر بدان
چون ندیدند حقیقت ره کشتار بدن
مسیحیت دست و پا میزند که ائتلافش را با اسلام و یهود علیه ملت ایران پاک کند، نمیشود! ایران به وسیلهٔ موشکهای یهود و مسیحیت نابود شد و اسلام هم دفاع نکرد، موشکها را خنثی نکرد. الان برای ایرانی یک خرابه باقی مانده، برای ایران یک تاریخ سیاه رقتبار خونین رقم خورده است.
ایران شده مرکز شدائد
بدترین بدبختیهای انسان در سه چیز است که دین هم آن را امضا کرده، یکی فقر است، که رسول خدا میگوید: فقر بیاید دین میرود، شرف میرود، وجدان میرود، عدالت میرود، خوشی میرود، آرامش میرود. الان خدای واقعی میداند در این مملکت به خاطر فقر، در این چند ماه گذشته چقدر نوامیس ایرانی آلوده شده، این ننگ است برای خدایی که میگوید «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿۵۸ ذاریات﴾». دختران و زنان بی گناه مملکت به خاطر اضطرار و اضطراب تن به خودفروشی میدهند، بعد انواع بیماریها را میگیرند که درمان ندارد. ای متشرع تو چطور این خدا را سجده میکنی؟ اگر رحمتش برای تو آمده در جیبت، در سفرهات، در خانهات، در حساب بانکیات به این اکثریت قاطع ملت چه مربوط است که له شدند. سالهای سال آنها را اذیت کردی، در بی آبی، در مزارع سوخته، در فقر مطلق، در انواع و اقسام بیماریها، شیرازهٔ خانوادهها را از هم پاشاندی. آمار طلاق به اعلی علیین رفت، همه معتاد شدند، موادفروش شدند، نسل جوان بی انگیزه شد، بی هویت شد. این متشرع، امروز باید گناهان همه جنایاتی که به ایران و ایرانی شده را به عهده بگیرد، روز قصاص آنها نزدیک است.
ایران شده مرکز شدائد
ملت شده در پی زوائد
مردم زیادی هستند حقّ اظهار نظر ندارند، حقّ نفس کشیدن ندارند، یقه آنها را دین گرفته، اگر به این خدا اعتراض کنند کافر و مرتد هستند باید اعدام بشوند. چه کسی باید این مردم و مملکت را نجات بدهد؟ خدای واقعی!