«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 886» 27-01-1405
این خدای غاصب اموال ما
چون که سلاخ است بر این جان ما
انتظارم نگر غرقه به خون آمده
وقتی که «اَلاِنتِظارُ اَشَدُّ مِنَ المَوت» است، موت یعنی سکته. سکتهٔ اعضای بدن، سرطان در ابعادش، فقر در اشکالش، ناامنی در همهٔ مواردش جان میگیرد.
له شده این خانهام، سفره به سنگ آمده
عریضهٔ همهٔ مستضعفینِ مضطرِ منتظرِ مضطربِ مغرومِ محرومِ محبوسِ مغضوب است:
اُنْظرْ اِلَى عِبَادِكَ الْمَغْلُولَه
اُنْظرْ اِلَى عِبَادِكَ الْمَقْتُولَه
ای که ما را از بردگی خدای دروغین خارج کردی، او ما را در اسارت سوءالقضا آورد، هر چه در نماز خواندیم «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ﴿۲۰۱ بقره ﴾» حَسَنَه، حُسن القضا بود، حُسن القضایش «الدُّنْیا مَلْعُونَةٌ وَ مَلْعُونٌ مَا فِیهَا».
عباد واقعی برای خدای حقیقی توی منتظر است به آن کسی که به ما عزت میدهد ما را غلام نمیکند.
مَقْتُولَه، مَضْرُوبَه
ائمه در مناجاتشان فرمودند «لَا تَضْرِبْنی» من را نزن. به امام منصوب خودش که رحم نمیکند به ایرانی رحم میکند؟
به ساختمانهای ویران کشورت نگاه کن زیر این همه سنگ بتون و آهن اجساد تکهتکه شده پیدا میشود یا پیدا نمیشود همانطوری به گور میرود.
مَغْضُوبَه
غضب شده. برای چه به ما غضب کردی؟ ما که نمیخواستیم به این دارالبلا بیاییم، ما را آوردی غضب کردی. یک عمری در نماز گفتیم «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ ﴿۷ حمد﴾» ما را در جایگاهی قرار بده که بر آنها غضب نکرده باشی، ولی همچنان نماز خواندیم و این کلام را گفتیم و تو به کار خودت ادامه دادی. «بِأَيِّ ذَنْبٍ» به چه گناهی ما را به غل و زنجیر کشیدی، ما را کشتی، زدی، بر ما غضب کردی؟
مَغْصُوبَه
غصب کردی. ما غصب شده هستیم، هر آنچه که به ما اختصاص دادی و رویش مانور کردی از ما گرفتی. غصب کردی مالی را که به ما بخشیدی.
دیگر صورت شما جای خالی ندارد از بس خدای ادیان روزی هزار بار به شما سیلی میزند. الان هنوز جنگ تمام نشده نالهٔ مردم بلند است، دیگر کار نیست تا سفرهای نان ببیند، دیگر پولی نیست که اجارهٔ خانه بدهد، مردم دست خالی مریض میشوند نمیتوانند دکتر بروند، دارو گران است، ویزیت گران است، بیمارستان غوغا کرده از گرانی، عمل جراحی مصادف است با مرگ مریض و بیمار. این شکایتنامهٔ ماست به محضر آن که شناخته نشده، اقتدارش بالاتر از این است که مردم زمین او را بشناسند.
از طرف امواتتان هم بخوانید، آنها هم یک عمری در دست سوءالقضا له شدند آرزو به گور شدند.
محصول شکیبایی من قتلگهم شد
حاصل به همه عمر نگر قهر و غضب شد
در آن حدیث چند روز قبل یادت هست خواندیم که پیامبر میگوید: خدا آن بالا نشسته از یکی خوشش میآید به زیرمجموعهاش میگوید من این را دوست دارم دیگر همه دوستش دارند، اسمش میشود سعید، «اَلسَّعِيدُ سَعِيدٌ فِي بَطْنِ اُمِّهِ»، از یک کسی هم بدم میآید به زیرمجموعهام فرشتگان، باد، ستارگان و سیارات میگویم من از این بدم میآید. سببش چه میشود؟ هر روز یک انسان مستضعف محروم بیچاره باید شاهد عذاب باشد. عریضههایی که به من میدهند دلها را آتش میزند، میگویند ما روی حقوقمان حساب میکردیم و بر پایهٔ آن وام گرفتیم، اجاره خانه میدهیم، الان که بیکار هستیم چه کنیم؟ این غضب الله است که گفت از آن بالای عرش مخابره میکند در و دیوار به این بدبخت بیچاره تنگ بگیرند. آخر ما چه کردیم؟ این نالهٔ همهٔ ایرانیها است که هر روز میگویند آخر ما چه کردیم که اینطوری باید اذیت بشویم؟
خشم و غضب خدای ادیان به زمین که میآید تبدیل میشود به انواع و اقسام بیماریها، فقر و فلاکت و نداری، ناامنی، درگیریهای خانوادگی که به خاطر نداشتن پول است. این زندگی که قرآن تعریفش را کرده «وَ مِنْ آيَاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْهَا ﴿۲۱ روم﴾» ازدواج میکنی که راحتتر زندگی کنی، «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ﴿۲۱ روم﴾» آن دوستی و عشق بین زن و مرد از بین رفته، جایش درگیری روزانه آمده، زد و خورد آمده، فرار زن و مرد از خانه شده است.
از روز اول که یادت است این خدا چه بلایی سرت آورده، تا الان شماره کنی، اگر یادت مانده باشد میفهمی این خدا رحمان و رحیم نیست، لطیف و کریم نیست، به جایش مفتن است، مکار است، مغوی است، مفتضح است، قاتل است، مستهزء است. حالا چه کنیم؟
بگازید و بتازید و بنازید که غیبت به فنا رفت
ستونهای غیبت فرو ریخت.
روزگار خوشی منتظر موفق متعهد فرا میرسد، در چند قدمی انهدام غیبت و مافیها یعنی طلوع آفتاب وعدههای نازنین حق. در این قرآن نوشته «اِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿هود ۸۱﴾» یعنی وعدهگاه تو ای مستضعف زمین که هر که از در و دیوار آمده یک مشت و لگد به تو زده، نمیدانی به چه علتی میزند!
بگازید و بتازید و بنازید که غیبت به فنا رفت
بکوشید و بجوشید و خروشید که ماتم به هوا رفت