برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (838)» 13-11-1404
اتل متل توتوله
حرف خدا دروغه
الک دولک که اینه
پالون خر که دینه
بزن بریم که دیره
مذهب ما ذلیله
یه عمریه ملت ما فقیره
علیله و مریضه و ضعیفه
اخمو شدی به این قضای زشتت
لج میکنی همش چرا به این زمان نحست
در فضای شهر ما آفت بیامد از قضا
تیرگی شد از خبائث، ملتم در این عزا
قهر بکن هموطن، با همه غول ستم
خودخوری دائمت، ریشه کَند از قِدَم
اموال به دادت نرسد ای که به مالت همه امّید
زجر است به این کشور مظلوم که اهلش همه نومید
من خدا خدا کردم
هی تو را صدا کردم
درماندهتر از من، تو شدی ای همه ادیان
- اگر یک عمری بت میپرستیدیم امروز اینقدر پشیمان نبودیم، میگفتیم بت که حالیش نمیشود، درد ما را که نمیفهمد. آمدیم خداپرست شدیم به این امید که قاضی الحاجات است، رزاق است، بصیر است، علیم است، سمیع است.
درماندهتر از من، تو شدی ای همه ادیان
ای مذهب بی پایه و اصل و همه بنیان
- این سرگذشت همه ماست، مستضعفین، محرومین، مغرمین، منتظرین، محبوسین، معذبین، مسجونین، مقتولین:
عمریست هدر رفته همه عمر و حیاتم
اندر گذر فرصت تاریخ و به تقویم رهایم
بگذر از این فکر دین، رها بشو از یقین
- دیر یا زود بقیه مسلمین بیدار میشوند و میفهمند چه کلاهی به نام دین سرشان رفته، الان میگویند یقین داریم به راهی که میرویم، به زودی یقینشان روی آب چون کف میرود.
بگذر از این فکر دین، رها بشو از یقین
دل بده بر عقل خود، آزاد کنی این جنین
خشم خدا را ببین، زجر وطن این چنین
کار دیانت شده سرقت و قتلش به کین
خفه خون گرفته این وارث دین
چون که مُردست به وجدان و بدادست به کین