برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (844)» 21-11-1404
هر که در این دهر عذابی کشید
ناله زد و نغمهٔ آتش کشید
- آتشی که از صدر اسلام روشن شد تا الان مردم را دارد میسوزاند.
فریادرس ملت ایران که کسی نیست
این دادرس دین و مذاهب، که زمینیست
- «قاضی الحاجات» بافتهٔ ذهن انسانها است.
- این غریو فریاد ملت کتک خورده ایران است که هرچه بدبختی دارد زیر سایهٔ دین و مذهب است:
خسته شدم ز این خدا
مانده شدم ز این قضا
- عرض حاجت به خدایی که قرار است در موقعیت رضایتبخش او قرار بگیریم:
دفع بلا کن که مرا رعشه به اندام گرفته
از هر طرفی رُخ بدهی، سینه ز اسرار گرفته
فکرم چو پلید آمده از این همه ادیان
اذهان به خطر گشته ز این موج بدافشان
بی خدایی شده بینالحرمینم
- بینالحرمین بین غیبت و فرج است.
چه کنم چون که خدایم شده عینالفرجینم
- خدای واقعی فرج میدهد، خدای دستساز انسانها حرج میدهد. الان هموطن ما در حرج مطلق است، نه سلامتی دارد، نه امنیت دارد، نه پول دارد و نه خوشی دارد.
- چه موقع حال ما خوب میشود؟ چه موقع وعدهها عملی میشود؟
بهتر بشود حال اگر هدم شود دین لعینم
آغشته به خون است چنین مذهب دونم
- شمشیری که هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل بلند شد گفت یا بگو خدا یا تو را میکُشم، تا روز ظهور استمرار دارد تا امام مهدی بیاید این دین را از بین ببرد، «یَاْتِ بِدینٍ جَدید».
- این اعتراض همهٔ گرفتاران است به خدای قلابی:
هی در زنم و بشنوم این زشت، کلامت
- کلامش چیست «اُدْعُونی اَسْتَجْب لَکُم ﴿۶۰ غافر﴾» دردت را به من بگو که دوا کنم. دوای خدای زمین شمشیر است، شلاق است، سنگسار است.
هی در زنم و بشنوم این زشت، کلامت
گفتا که بیا پاسخم آمد ز عذابت
خالق آمد چون بدی را آمری
- «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» همانطوری که به انبیاء الهام کرده به همه مردم الهام میکند که بدی کنید و شر باشید.
پس چرا نهیت کند از هر فساد و منکری
- جزء خلقتهای ایام هفته یک روز اختصاص به خَلق بدی دارد.
هر نیک و بدی که در وجود است
آثار تدبّر و قضای این خدا است
- به زیارت اهل قبور که میروید این را برایشان بخوانید:
قول و قرارت، همه بر باد شد
حیف که این عمر عزیزت همگی نار شد