با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


پرواز بر فراز ملکوت اعلی (851) تاریخ 404.12.03

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.

«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (851)» 03-12-1404

بگشا درِ عزت که مرا تاب برفته

از قهر و فشار و بد ایام، دگر حال برفته

  • پیغمبر می‌گوید: «فقر که بیاید دین می‌رود، وجدان می‌رود، عقل می‌رود، شرف می‌رود، آقایی می‌رود، عزت می‌رود». امروز خدای الکی با چنین قدرتی بر وطن و اهلش فرمانروایی می‌کند.

از این همه آزار خدا، ملت محروم، به خون شد

بی طاقت و بی صبر و بِلاقدرت و له شد

سرودِ رهایی بخوان منتظر

  • سرود رهایی چیست؟ «عَجِّل لَنا الْفَرَجْ وَ سَهِّل لَنا الْمَخْرَج». ای خدای واقعیِ هستی چه موقع می‌خواهی فرج را بدهی؟ هزار و چهارصد سال قبل بزرگان ما می‌گفتند «اِلَی مَتَی» تا کی می‌خواهی طولش بدهی؟ «طالَ الاِنْتِظارُ» دیگر بس است، چقدر چشم‌هایمان به در و پنجره و دروازهٔ شهر باشد!

سرودِ رهایی بخوان منتظر

در این درّهٔ پر ز خوف و قَذِر

گرداب بلا آمده بر خلق گرفتار

از لطف و کرم، جود و سخا، خالی و از شر شده اِضرار

طوفان بلا آمده بر منتظران، در همه احوال

چون آخر کار است به غیبت، به همه حال

با تعجب بنگر این والی که غوغا می‌کند

  • این والی کیست؟ «اللهُ وَلِيُّ اَلَّذِينَ آمَنُوا ﴿۲۵۷ بقره﴾». والی آنهایی که هنوز او را رحمان و رحیم می‌دانند، ولی برای شما مستضعفین، منتظرین، محرومین، مغرمین، مضطرین، مضطربین، مجروحین، مصدومین، مسجونین، مقتولین، حنایش بی‌ رنگ شده است.

با تعجب بنگر این والی که غوغا می‌کند

از پس و پیش خلایق، جملگی شر می‌کند

چه می‌خواهی از این انسان بی‌ جان

که دائم می‌دهی سنگش به هر آن

العجب بر این خدای مسلخی

  • ایرانی را به مسلخ برده، بدون ترحم آنها را ذبح می‌کند. با فقر و نداری و انواع بیماری و ناامنی، خنجر بر حنجرهٔ ایرانی گذاشته است.

العجب بر این خدای مسلخی

می‌زند دائم بشر را در قبور خفّتی

  • بعد اسلام می‌گوید در جاهلیت، مردان قسی‌القلب دختران جوانشان را زنده به گور می‌کردند، حالا این کار را خدای زمین می‌کند. «زنده به گور شدن» چیست؟ مردمی که مردهٔ متحرک هستند و هیچ وسیله‌ای برای زندگی کردن و نفس کشیدن ندارند!

با مسلسل می‌زنی این هموطن

می‌کُشی آدم که گویا او شده یک چون وطن

  • اعراض کنید از این خدای مفتن که فتنه‌گر است، مکار، که نقشه‌کش است برای نابودی این ملت، قاتل است، رسماً قتل همه را به عهده گرفته، در قرآن می‌گوید «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ الله قَتَلَهُمْ ﴿۱۷ انفال﴾». یکی از مشاغل خدای ادیان و مذاهب، آدم‌کشی است، روی آن هم افتخار می‌کند و می‌گوید من می‌کشم!

این مفتّن چون که مکار آمده

قاتل و ضارب، هم او مغوی نگر لعن آمده

– دشنه‌های سوءالقضا است.

– گفت: «الدُّنْیا مَلْعُونَةٌ»، شما انسان‌ها را در یک ظرف مکانی و زمانی آوردم که در و دیوارش، ستونش، کف و سقفش، فضای داخلش لعنت است. اینجا آورده از شما پذیرایی کند. با چه چیزی می‌خواهد پذیرایی کند؟ با سوءالقضا. حق اعتراض هم نداری، به خدا اعتراض کنی می‌شوی مرتد، واجب القتل، باید اعدام بشوی!

  • حالا که عقل مردم رسیده، رسول الله می‌گوید: امروز روز لعنت کردن خدای زمین است. اهل بیت از دست این خدا می‌نالیدند. چه می‌گفتند؟ «لَا تَضْرِبْنی» نزن مرا. «لَا تَقْتُلْنِی» نکش مرا. «لَا تَفْتِنِّی» با من بازی نکن. «لَا تُغْوِنِی».

از خدای این زمین غیر از عذابش دیده نیست

چون که ملت می‌زند، جز ناله کردن چاره نیست

  • تنها چارهٔ مردم برای فرار از دست این خدای ظالم سکته کردن است، سرطان گرفتن است، دست به یقه شدن با همنوعش است، خودکشی کردنش است، همه اینها فرآوردهٔ خدای دین است!

Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *