با کلیک به روی هر دکمه فقط دسته بندی مربوطه نمایش داده میشود.


تدریس 7234 تاریخ 404.12.29

برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.

7234                   1404-12-29

۱- حرف‌های زیادی و اضافی که جایگاهی ندارد.

۲- معجزهٔ پیامبران، همین است.

۳- پیامبر غذای کودکان را به مهمانش می‌دهد.

۴- این هم اتمام حجت پیامبر در سرگذشت اسلام.

(بازخوان از تدریس‌های 6420، 6760، 6928 و 7016)

۵- شکم‌ بزرگ، در رجال ظهوری هم بود.

(بازخوان از تدریس‌های 5875 و 6442)

۶- یک روز تمام روی منبر، چه فرآورده‌ای داشت؟

۷- اخبار الان تا قیامت چقدر طول می‌کشد؟

۸- از فتنه‌ها به مفتن اعظم پناه ببرید.

۹- جنگ داخلی مسلمین مغایر با حفاظت خدایی‌ست.

(بازخوان از تدریس 7189)

۱۰- سوال: پیامبر که رفت مشکلاتش حل شد؟

۱۱- تیراژ کشتار مسلمین به اعترافات خودشان.

۱۲- بدبختی امت اسلام به وسیلهٔ قریشیان.

۱۳- عداوت باعث تمسخر پیامبر است.

(بازخوان‌ از تدریس 7202)

۱۴- آدم‌کش در برابر جبر، بی اراده است.

(بازخوان از تدریس 3038)

۱۵- یک آدم معمولی، جعل حدیث می‌کند.


🔴 درس اول:

حرف‌های زیادی و اضافی که جایگاهی ندارد.

– «عَنْ اَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اِنَّ اللهَ يَقُولُ لِاَهْلِ الجَنَّةِ: يَا اَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَ سَعْدَيْكَ وَالخَيْرُ فِي يَدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَ مَا لَنَا …».

📚 کتاب صحیح بخاری [۷۵۱۸]، کتاب صحیح مسلم [۲۸۵۹، ٢٨٢٩].

💠 از ابوسعید خدری: «پیامبر فرمود خدا به بهشتیان می‌گوید ای بهشتیان، آنان عرض می‌کنند گوش به فرمان و در اطاعت تو هستیم». انگار شاه یک مملکت است، انگار نه انگار که گفته «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْاَرْضِ﴿۶ طه، ٢۵۵ بقره﴾»، بالا بردند و بعد او را کوبیدند پایین. دین بی‌ منطق همین است. «ای پروردگار، خیر و نیکی، همه در دست توست. خدا می‌گوید آیا خرسند و راضی هستید؟» یعنی این خدا لنگ رضایت یک مشت خاک است که شده پوست و گوشت و استخوان و بعد به بهشت رفته، اصلاً طرح اینها منافات دارد با آن عظمتی که تو برای خدا ترسیم کردی، منتها دیگر عقل که ندارند، یک نفر بلند نمی‌شود بگوید یا رسول‌ الله این چیست که تو می‌گویی؟ گرچه می‌ترسند، تا بگویند، می‌گوید مرتد شده، عمرالفاروق خلیفه دوم رسول‌ الله هم که آماده است برای کشتن، یا رسول‌ الله بزنم؟ دیدی که بارها در هر موردی می‌گفت گردن را بزنم؟ بعد درجبهه عُرضه ندارند جلو بروند. خیلی جالب است! در جبهه یا باید علی جلو برود یا خالد ابن ولید.

💠 «آیا از من راضی هستید؟ گفتند: چرا راضی نباشیم در حالی که چیزی را به ما عطا نموده‌ای که به هیچ‌ کس از خلق خود عطا نفرموده‌ای. خدا می‌فرماید آیا بهتر از این را به شما عطا کنم؟» یعنی در بهشت هم بهتر از این. «عرض می‌کنند ای مالک چه چیز بهتر از این؟ خدا می‌گوید رضا و خشنودی من را بر شما قرار دادم‌»، این از بهشت بهتر است، «پس‌ از آن هرگز به شما خشم نمی‌کنم». تو اگر از مردم راضی نبودی برای چه آنها را به بهشت بردی؟ آیا کسب رضایت در مرحلهٔ دوم معنا دارد؟ بعد می‌گوید «دیگر از شما عصبانی نمی‌شوم». خب او را به بهشت بردی می‌خواهی از او عصبانی بشوی؟ اصلاً ادبیات، غلط است.

💠 پیغمبر می‌خواهد زورچپان کند این دین را به یک مشت ملخ‌خور، سوسمارخور بی‌ عقل که هنرش جنگ است، آرزویش گرفتن زن‌های مردم است، هر وقت هم که خانه از پول خالی می‌شود حمله می‌کند.

«عَنْ اَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ اِنَّ اللهَ يَقُولُ لِاَهْلِ الجَنَّةِ: يَا اَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَ سَعْدَيْكَ وَالخَيْرُ فِي يَدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَ مَا لَنَا … الی آخر».

————————————————-

🟤 درس دوم:

معجزهٔ پیامبران، همین است.

– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ نَبِيَّ اللهِ سُلَيْمَانَ عَلَيْهِ السَّلَامُ كَانَ لَهُ سِتُّونَ امْرَأَةً فَقَالَ: لَاُطُوفَنَّ اللَّيْلَةَ عَلَى نِسَائِي…».

📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴۶۹]، کتاب صحیح مسلم [۱۶۵۴].

بحث‌های به جایی است، این بحث‌ها پارسال خیلی جا نمی‌افتاد ولی امسال که ائتلاف سه دین است؛ اسلام، یهود و مسیحی بر علیه ملت ایران، این قشنگ جا می‌افتد. قشنگ خدا معرفی می‌شود، به‌ واقع معرفی می‌شود، نه آن که دین تبلیغ کرده رحمان است، رحیم است، لطیف است، خبیر است! الان مشخص می‌شود، الان میدان هماهنگی سه دین است زیر سایهٔ خدای زمین برای نابود کردن ذخایر ایران، مردم ایران، ناموس ایران، اموال ایران.

♦ابوهریره گفت: «سلیمان ابن داوود (هم پادشاه بود و هم پیغمبر بود) شصت همسر داشت». این زده روی دست پیامبر آخرالزمان، او نُه تا زن داشت، نُه تا رسمی و نُه تا هم همین‌ طوری، این شصت تا زن دارد. «با خود گفت امشب نزد همه همسرانم می‌روم»، هر شصت تا را بکنم. خب که چه؟ «همگی حامله می‌شوند و هر یک سوارکاری را به دنیا می‌آورند که در راه خدا بجنگد». آقای اهل‌ سنّت که دهان باز کردی شیعه‌ای که از دین بر گشته را بقاپی و او را ببری سنّی کنی، این چیزی که نقل می‌کنی آیا این حرف در خور شأن پیغمبر است؟ این حرف را اگر کسی دیگر بزند نمی‌گویید که تهمت زدی؟ نمی‌گویید آبروی انبیاء را داری می‌بری؟

این سلیمان اگر پیغمبر است، هیچ کار و زندگی ندارد شصت تا زن دارد و بعد یک‌ شبه می‌خواهد همه را حامله کند. حالیشان نیست، عوامشان چه شیعه چه سنّی نگاهشان به محراب و منبر است، آنها چه می‌گویند، علمایشان هم که فامیل الله هستند و دستشان در جیب خداست، این وسط ملت ایران بدبخت، نابود، زیر آوار مانده، اموال به تاراج رفته.

♦«سلیمان نزد زن‌هایش رفت»، در حقیقت آن هلیمی که جبرائیل برای پیغمبر آورد که گفت من نُه تا را نمی‌توانم ترتیب بدهم، باید به این می‌داد، این شصت تاست. «هیچ کدام حامله نشدند جز زنی از آنان که بچهٔ نیمه به دنیا آورد» یعنی ناقص. پیغمبر فرمود: «اگر سلیمان می‌گفت اِن‌ْ شَاءالله، هر زنی از آنان حامله شده و هر کدام سوارکاری می‌آوردند». پیغمبر آمده ماستمالی‌اش می‌کند. شغل انبیاء چیست؟ ببین این یکی درز کرده از دستشان دررفته، همه انبیاء همین هستند، همه آمدند از یک خدای موهوم و موهن دم زدند که سر مردم را کلاه بگذارند؛ خدا گفته زن‌هایتان را به ما بدهید، خدا گفته بروید حمله کنید مردم را بکشید، خدا گفته اموالتان را به ما بدهید. در تأیید این، چند تا سند تا حالا برای شما خواندم؟

♦پیغمبر به آن دختر دهاتی نگفت؟ که با مادرش به شهر آمده بود چشمش به النگو افتاد، بعد به او نگفت تو زکات می‌دهی؟ دختر گفت نه. پیغمبر گفت به جهنم می‌روی، او هم عصبانی شد النگوهایش را به طرف پیغمبر پرت کرد. یا رسول‌ الله تو می‌گویی به نامحرم نگاه نکن، چرا رفتی نگاه کردی النگو دستش است؟ از این اسناد چقدر زیاد داریم؟ اصلاً در شأن پیغمبر هست این حرف‌ها را بزند؟ من یقین دارم پیامبر خاتم شأنش اجل از این حرف‌ها است، این بزرگان اهل سنّت و شیعه هستند که تصمیم دارند پیامبر را لکه‌دار کنند و کردند، و الا پیغمبر که دستش در دست الله است در عرش است نمی‌آید به یک النگوی دست یک دختر دهاتی بند کند.

«عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ اَنَّ نَبِيَّ اللهِ سُلَيْمَانَ كَانَ لَهُ سِتُّونَ امْرَأَةً فَقَالَ: لَاُطُوفَنَّ اللَّيْلَةَ عَلَى نِسَائِي… الی آخر».

——————————————-

🟡 درس سوم:

پیامبر غذای کودکان را به مهمانش می‌دهد.

 – «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَبَعَثَ اِلَى نِسَائِهِ فَقُلْنَ مَا مَعَنَا اِلَّا المَاءُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: مَنْ يَضُمُّ اَوْ يُضِيفُ هَذَا فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الاَنْصَارِ اَنَا فَانْطَلَقَ بِهِ اِلَى امْرَأَتِهِ فَقَالَ اَكْرِمِي ضَيْفَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ… ».

📚 کتاب صحیح بخاری [۳۷۹۸]، کتاب صحیح مسلم [۲۰۵۴].

🔷 از ابوهریره است. با اینکه ابوهریره گفته من چندین هزار سند قلابی به پای این پیغمبر بستم برای اینکه مردم جذب بشوند، این یعنی چه؟ اصلاً این حرف یعنی چه؟ یعنی پیغمبر مرده و دیگر نمی‌تواند جذب کند، کسی نیست من آمدم قال رسول الله درست کنم که مردم جذب بشوند. آیا تو با عقلت فکر نمی‌کنی اصلاً این پیغمبر برای جمع کردن مردم نمی‌گفته قال الله؟ این دارد می‌گوید قال رسول الله، او می‌گفته قال الله! سند نمی‌خواهد، چه می‌گویی؟ خدا گفته. چطوری گفته؟ دهانت را ببند اعدامت می‌کنم.

🔷 ابوهریره گفت: مردی نزد پیامبر خدا آمد، رسول خدا کسی را نزد همسرانش فرستاد. آن مرد آمده بود مهمان بشود، نُه تا زن، پیامبر‌ درب خانه آنها را زد و گفت مهمان بیاورم؟ گفتند غذا نداریم، آب خالی داریم، چیزی نزد ما وجود ندارد جز آب. پیامبر خدا به یارانش فرمود چه کسی این شخص را جای می‌دهد (مهمان می‌کند)؟ مردی از انصار عرض کرد من، آنگاه او را به خانه‌اش برد و گفت مهمان رسول خدا را گرامی بدار. همسرش گفت چیزی نداریم جز غذای کودکان، گفت غذایت را آماده کن چراغت را روشن کن و کودکان را بخوابان، وقتی که خوابیدند، مهمانان شام بخورند. «شام بخورند»، چه کسی بخورد؟ یک مهمان بیشتر نبود.

🔷 همسر مرد انصاری غذایش را آماده کرد چراغش را روشن کرد کودکانش را خواباند و سپس برخاست گویی می‌خواهد غذا درست کند، به مهمان چنین وانمود کرد که غذا می‌خورند، آنان شب را با شکم خالی سپری کردند و وقتی که مرد انصاری وارد صبح شد، نزد نبی خدا رفت و فرمود امشب خداوند از کار شما خندید.

خب، پیغمبر نمی‌داند اینها غذا ندارند، یک ذرّه دارند که آن هم برای بچه‌شان است؟ آیا مهمان مقدم به بچه است؟

گفت: «خداوند از کار شما خندید». یادت باشد خدا می‌خندد، اینقدر هم می‌خندد که دندان‌هایش پیدا می‌شود، دندان‌هایش هم سفید و قشنگ است و خراب هم نیست، نمی‌خواهد پیش دندان‌پزشکی برود. «در شگفت شد»، خدا تعجب کرد که مال بچه را دادی یک بزرگ خورده!

«عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ اَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ فَبَعَثَ اِلَى نِسَائِهِ فَقُلْنَ مَا مَعَنَا اِلَّا المَاءُ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ مَنْ يَضُمُّ اَوْ يُضِيفُ هَذَا فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الاَنْصَارِ اَنَا فَانْطَلَقَ بِهِ اِلَى امْرَأَتِهِ فَقَالَ اَكْرِمِي ضَيْفَ رَسُولِ اللهِ …».

———————————————

⚫ درس چهارم:

این هم اتمام حجت پیامبر در سرگذشت اسلام.

(بازخوان از تدریس‌های 6420، 6760، 6928 و 7016)

– «عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِنَّ الْاِسْلَامَ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ وَ هُوَ….».

📕 کتاب صحیح مسلم [۱۴۶].

شاید این درس بازخوان باشد ولی می‌ارزد.

❇ رسول خدا فرمود: اسلام غریب آغاز شد، باز غریب می‌شود، چنان که آغاز شد، و آن‌ گونه که مار خود را در لانه‌اش جمع کند اسلام نیز در بین این دو مسجد خود را جمع می‌کند؛ مسجد الحرام و مسجد النبی.

یعنی چه؟ با غربت، اسلام شروع شد، پیغمبر خودش تنها بود شروع کرد آدم جمع کرد از غربت درآمد، دوباره غریب می‌شود الانِ ایران است.

همه به اسلام پشت می‌کنند. شما محققین زود پشت کردید ولی ملت ایران با موشک و فقر و فلاکت و بی آبی از اسلام جدا می‌شوند.

❇ بعد می‌گوید که محدوده اسلام اینقدر می‌شود. چقدر جالب است! «اسلام نیز در بین دو مسجد؛ مسجدالحرام و مسجدالنبی خود را جمع می‌کند». الان از این علما سؤال کن بگو اسلامی که پیغمبر گفت من و قیامت «كَهَاتَيْنِ» باهم شروع کردیم و باهم تمام می‌کنیم، یعنی اسلام هست تا قیامت. الان این چیست که پیغمبر می‌گوید؟ اسلام اینقدر ضعیف می‌شود، توسری‌ خور می‌شود، بدبخت می‌شود که محدودهٔ اقتدارش بین دوتا مسجد است؛ مسجدالحرام و مسجدالنبی، یعنی بین مکه و مدینه.

❇ چه تشبیه قشنگی دارد! اسلام را به مار تشبیه می‌کند: «آن‌گونه که مار خود را در لانه‌اش جمع می‌کند اسلام نیز در بین دو مسجد خود را   جمع می‌کند». یا رسول الله بساط اسلام جمع شده، نوه‌ات هزار و سیصد و خرده‌ای سال قبل گفت «وَ عَلَى الاِسْلامِ الْسَّلامُ». الان به زور اخ و تف (به قول عوام) اسلام را تا حالا نگه داشتند، الان همین زمانی است که خودت گفتی! حالا یا رسول الله یک چیز بدتر به تو بگویم، تو که داری از شهر نور می‌بینی، بین مسجدالحرام و مسجدالنبی هم نیست، چون عربستان سعودی پاتوق اسلام است و رسماً دارد از اسلام جدا می‌شود، تمام قوانین تو را دارند عوض می‌کنند، تاریخشان را عوض کردند، تاریخ را کردند میلادی، یعنی زنده باد مسیح و مرگ بر محمد! دیگر از این بدتر؟ از این بیشتر؟ از این بهتر؟

❇ آیا این ننگ بر اسلام نیست که محل پیدایش دین، تاریخش را عوض می‌کند؟ تاریخ یعنی چه؟ یعنی مبدأ هجرت پیغمبر در هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل از مکه به مدینه. آیا این باعث افتخار ملت اسلام نبود؟ عوضش کرد. بعد هم یکی‌ یکی قوانین را شلش کرد؛ در غیر مکه و مدینه بی‌ حجاب آزاد، مشروب آزاد، کازینو آزاد، قمارخانه آزاد، حالا هم که موشک روی سرشان می‌رود، انتقام پیامبرشان است، این که چرا تاریخ من را عوض کردید.

«عَنِ ابْنِ عُمَرَ عَنِ النَّبِيِّ قَالَ اِنَّ الْاِسْلَامَ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ وَ هُوَ… الی آخر».

——————————————

🟠 درس پنجم:

شکم‌ بزرگ، در رجال ظهوری هم بود.

(بازخوان از تدریس‌های 5875 و 6442)

– «عن عِمْرَانَ ابْنَ حُصَيْنٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ اِنَّ خَيْرَكُمْ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ….».

📚 کتاب صحیح بخاری [۲۶۵۱]، کتاب صحیح مسلم [۲۵۳۵].

⚛ عمران می‌گوید: پیغمبر گفت بهترین امت من کسانی هستند که در سده‌ٔ من هستند، سپس کسانی که پس‌ از آن می‌آیند. «سپس کسانی که  بعد آن»، همین سده سده را می‌شمرد، سه قرن را شمرد. چرا سه قرن را شمرد؟ آیا اینطور نیست که عمر اسلام فقط سیصد سال بوده؟

سپس بعد از آن مردمی خواهند بود که شهادت می‌دهند در حالی‌ که از آنان شهادت نمی‌خواهند، خیانت می‌کنند و امین شمرده نمی‌شوند، نذر کرده و وفا نمی‌کنند. حالا اینها مهم نیست، این آخرش مهم است: در میانشان چاقی شیوع پیدا می‌کند.

⚛ چاقی یک مرض است دیگر، بله؟ آیا چاق در بین ائمه نبوده؟ امیرالمؤمنین در معرفی‌اش می‌گویند شکم گنده. امام باقر آنقدر چاق بوده، که می‌گویند از این طرف و آنطرف دست‌هایش را می‌گرفتند و راهش می‌بردند. امام صادق، داوود نبی و ادریس چاق بودند. اگر چاقی عذاب است پس چرا شما گرفتار شدید؟

«عن عِمْرَانَ ابْنَ حُصَيْنٍ اَنَّ رَسُولَ اللهِ قَالَ اِنَّ خَيْرَكُمْ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ

الَّذِينَ يَلُونَهُمْ … الی آخر».

——————————————

🔵 درس ششم:

یک روز تمام روی منبر، چه فرآورده‌ای داشت؟

– «قَالَ اَبُو زَيْدٍ عَمْرَو ابْنَ اَخْطَبَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ الْفَجْرَ، وَ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الظُّهْرُ، فَنَزَلَ فَصَلَّى، ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ، ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّی….».

📔کتاب صحیح مسلم [۲۸۹۲].

◾ابو زید گفت: رسول خدا نماز صبح را برای ما خواند، از منبر بالا رفت تا ظهر فرا رسید یکسره حرف زد، ظهر شد نماز جماعت خواند، دوباره بالای منبر رفت باز یکسره حرف زد تا شب شد. نماز عصر را خواندند، دوباره منبر رفت مدام حرف زد آفتاب غروب کرد برای ما نطق کرد، نبی خدا ما را از آنچه که بوده و هست خبر داد، پس داناترین ما کسی است که بهتر به یاد سپرده باشد.

◾یک سؤال: یک صبح تا شب پیغمبر بالای منبر رفته چه گفته؟ پیغمبر چه دارد بگوید برای یک مشت عوامی که پیغمبر می‌گوید من ماه را دو نصف کردم، شهادت می‌دهند که نصف کرهٔ ماه پشت این کوه افتاده. چه می‌خواهد به این مردم بگوید؟ جز اینکه یادشان بدهد به نام نامی الله به شهرها و کشورهای اطراف حمله کنید، بکشید اموال را بیاورید، زن‌ها را هم تصاحب کنید. نمونه بارزش هم همین مغیرة ابن شعبه بود که داستانش را برای شما خواندم، سندش را گفتم که آمد با رستم فرخزاد مباحثه کرد، رستم گفت برای چه به اینجا آمدی؟ از عربستان آمدی ایران چه کار کنی؟

مغیرة ابن شعبه گفت شما بلد نیستید بخورید، ما آمدیم بخوریم. رستم گفت باشد، به شما غذا می‌دهم ببرید بخورید. نه کشور را می‌خواهیم، زن‌های ایرانی خوشگل است، اینها را می‌خواهیم. این سند را یادت هست (7227)؟

◾یک صبح تا شب روی منبر رفت. بعد آن شخص می‌گوید: نبیّ خدا ما را از آنچه که بوده و هست خبر داد. خیلی ادعای بزرگی است! «بوده و هست»، یعنی کل هستی را یک صبح تا شب روی منبر گفته برای یک مشت آدم کلاش، بی‌ عقل دیوانه، آدم‌کش. «گذشته و حال». گذشته یعنی چه؟ یعنی از موقعی که این آسمان و زمین آفریده شد برای مردم گفته. آیا این‌ همه اسرار را در یک صبح تا شب می‌شود روی منبر گفت؟

◾شد مثل حکایت آن عالم، یک عالمی به یک دهی رفت، یک ملایی داشته، عالم آمد شروع کرد به حرف زدن، ملای ده دید این که سواد دارد من ندارم اگر بیاید کاسه کوزه‌ام را باید جمع کنم بروم، با این ملایی که از بیرون آمده بود محاجه کرد، گفت هر چه مردم رأی دادند. عالم گفت باشد. گفت بنویس مار، این که باسواد بود نوشت مار، آن که بیسواد بود نمی‌توانست بنویسد مار، عکس مار را کشید، بعد به مردم گفتند ای مردم کدام‌ها مار است؟ مردم هم که سواد ندارند، همه گفتند اینکه شکل مار است، این ملا را از ده بیرون کردند.

◾مردم معاصر پیغمبر جانی بودند، پیغمبر از آن بالای کوه (غار حرا) نگاه کرد گفت این مردم حیف است راست راست راه بروند، یکی یک پالون برایشان درست کرد با اسلحه جهنم، بهشت، این که من می‌گویم نکنی به جهنم می‌روی. بعد اسناد و مدارک جهنم را که دیدید چقدر بالا پایینش کرد، چقدر شکل و شمایل به آن داد، و بهشت همینطور. بعد هم شمشیر را بالا برد و گفت الله گفته نگویی «لَا اِلَه اِلَّا الله» تو را می‌کشم.

لقمه خیلی بزرگی است! یک صبح تا شب ما را از آنچه که بوده و هست از گذشته و حال با خبر کرد.

«قَالَ اَبُو زَيْدٍ عَمْرَو ابْنَ اَخْطَبَ صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللهِ الْفَجْرَ، وَ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الظُّهْرُ، فَنَزَلَ فَصَلَّى، ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ، ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّی… الی آخر».

———————————————-

🟢 درس هفتم:

اخبار الان تا قیامت چقدر طول می‌کشد؟

– «عَنْ حُذَيْفَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، قَالَ: لَقَدْ خَطَبَنَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ خُطْبَةً، مَا تَرَكَ فِيهَا شَيْئاً اِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ…».

📚کتاب صحیح بخاری [۶۶۰۴]، کتاب صحیح مسلم [۲۸۹۱].

⏹ حذیفه گفت: رسول‌ الله برای ما نطقی ایراد فرمود، که در آن چیزی را تا قیام قیامت ترک نکرد. یعنی هر چه از الان تا قیامت بوده همه را گفته. هر کس آن را فهمید فهمید و هر کس نفهمید نفهمید. یعنی هر کس دیوانه بود گفت به به درست گفتی، هر کس عاقل بود مانند آن چند نفری که عاقل بودند؛ ببین صحابی عاقل و دیوانهٔ پیغمبر در تاریخ مشخص است، پیغمبر گفت گاو حرف زد، آنهایی که دورش بودند گفتند عه! مگر گاو حرف می‌زند؟ گفت: بله، ابوبکر و عمر تأیید کردند. بفهم دیوانه کیست، عاقل کیست!

«هر کس فهمید فهمید، هر کس نفهمید نفهمید»، یعنی هر کس عاقل بود نفهمید و هر کس دیوانه بود فهمید. حالا خوب است که همه اینها سندهای خودشان است، که اکثریت قاطع بهشتیان دیوانه هستند، ابله هستند. خوشبختانه هر چه می‌خواهیم بگوییم، سندش در همین دین هست.

⏹ «من هر گاه چیزی را ببینم فراموش کرده‌ام به این نطق پیغمبر مراجعه می‌کنم، همان‌ گونه که کسی چیزی را فراموش کند وقتی‌ که چشمش به آن می‌افتد آشنا می‌شود».

آقای حذیفه که از حواریون پیغمبر هستی و جلوی اسمت هم رَضِی الله عَنْهُ است، «از الان تا قیامت چه خبر می‌خواهد بشود»، اگر فیلمش را هم می‌خواست نشان بدهد، یک میلیون سال طول می‌کشید، تو چطور فهمیدی؟ یک نوار را دیدی تندش می‌کنند مفهوم نیست، فقط می‌خواهند زود سر و ته آن هم بیاید؟ من فکر می‌کنم پیغمبر اینطوری زبان زرگری با آنها صحبت کرده، هر طور فکر می‌کنی پیغمبر چطوری اخبار را از زمان خودش تا قیامت گفته، عقل استپ می‌کند، بایکوت می‌شود، مگر عقل آنهایی که دین را قبول دارند.

«عَنْ حُذَيْفَةَ قَالَ: لَقَدْ خَطَبَنَا النَّبِيُّ خُطْبَةً، مَا تَرَكَ فِيهَا شَيْئاً اِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ».

⏹ یک مچ گیری: مگر پیغمبر کل تاریخ را جامعه بشری را برای اینها تا قیامت پیش‌بینی نکرد؟ چرا اسم روسیه نیامده؟ چرا اسم آمریکا نیامده؟ چرا اسم بمب هسته‌ای نیامده؟ مگر نگفت همه‌ چیز را تا قیامت گفته؟ چرا اسم زیردریایی را نگفته؟ چرا اسم اقیانوس‌ها رانگفته؟

قدم به قدم مچ این آقا را بگیری خرسواری کرده، نه الله‌ای هست. یزید جانشین همین رسول‌ الله حرف درستی زد، یزیدی که اهل‌ سنّت او را قبول دارند گفت «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلَا خَبَرٌ جاء وَ لَا وَحْىٌ نَزَلْ»، سر بریدهٔ ابی عبدالله را که آوردند با چوب به دهانش می‌زد و می‌گفت جدّ تو مردم را مسخره کرد، سوار مردم شد، نه قیامتی هست، نه وحی‌ای هست، می‌خواست از مردم سواری بگیرد، مُرد حالا این سلطنت به ما رسید. آیا یزید دروغ می‌گوید؟ حال و روزش دروغ بود؟ سرگذشتش دروغ بود؟

افشای واقعیت‌ها در این دم آخر عمر دین، خیلی جالب است.

———————————————-

⚪ درس هشتم:

از فتنه‌ها به مفتن اعظم پناه ببرید.

– «عَنْ قَتَادَةَ، اَنَّ اَنَساً رَضِيَ اللهُ عَنْهُ حَدَّثَهُمْ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ بِهَذَا وَ قَالَ: عَائِذاً بِاللهِ مِنْ شَرِّ الفِتَنِ».

📚 کتاب صحیح بخاری [۷۰۹۱]، کتاب صحیح مسلم [۲۳۵۹].

☑ انس ابن مالک: رسول خدا فرمود از شر فتنه‌ها به خداوند پناه ببرید. یا رسول‌ الله اسم این خدا در قرآن چیست؟ مفتن. «وَ لَقَدْ فَتَنَّا ﴿۳ عنکبوت، ۳۴ ص﴾» چند جا در آیه قرآن گفته ما به مردم کلک زدیم. فتنه یعنی چه؟ غائله، کلک. می‌گوید از کلک‌ها به خدای سازندهٔ کلک پناه ببرید. این از همان حرف‌ها است که گفت ماه دو تکه شد و نصفش پشت این کوه افتاد. با این احادیث مشخص می‌شود که مخاطبین پیغمبر، معاصرین پیغمبر و حواریون پیغمبر چه کسانی بودند. آن‌ وقت علی رفته بالای منبر می‌گوید «سَلُونِي قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِي». پای منبری چه باید بگوید؟ پای منبری همین‌ها! می‌گوید از من بپرسید هر چه که می‌خواهید، بعد یارو می‌گوید چند تا مو در بدن من است؟ بعد علی می‌گوید حالا من یک عدد و رقمی گفتم، آیا تو می‌توانی موهایت را بشماری؟ عقل، این است!

☑ «عَنْ قَتَادَةَ، اَنَّ اَنَساً حَدَّثَهُمْ، عَنِ النَّبِيِّ بِهَذَا وَ قَالَ: عَائِذاً بِاللهِ مِنْ شَرِّ الفِتَنِ».

«اَعُوذُ بِکَ مِنکَ» یعنی چه؟ یعنی پناه می‌برم از تو به خودت. این برای وقتی بود که ما خیال می‌کردیم این الله، هم صاحب سوءالقضا است و هم صاحب حُسن القضا، فریب خوردیم. هم «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» را دیدیم، «اللهُ لَطِيفٌ بِعِبٰادِهِ ﴿۱۹ شوری﴾» را دیدیم، «اَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ ﴿۱۴ ملک﴾» را دیدیم، «نَبِّئْ عِبٰادِي اَنِّي اَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ ﴿۴۹ حجر﴾» را دیدیم، از این طرف هم خدا عذاب می‌کند و اسمش معذب است. قاتل است، اسمش در قرآن هست: «فَلَم تَقتُلوهُم وَلٰكِنَّ الله قَتَلَهُم ﴿۱۷انفال﴾»، همه را هم از دم کشت، برای او فرق نمی‌کند پیغمبر و علی و حسین و…، هیچ! بنده خدا این امام مهدی هم فرار کرده، از دست این خدا دررفته نه از دست مردم، چون می‌داند که این به هیچ کسی رحم نکرده‌ است.

———————————————

🟣 درس نهم:

جنگ داخلی مسلمین مغایر با حفاظت خدایی است.

(بازخوان از تدریس 7189)
– «عَن وَاثِلَةَ ابْنَ الْاَسْقَعِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ يَقُولُ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَقَالَ: أَ تَزْعُمُونَ اَنِّي آخِرِكُمْ وَفَاةً، …..».

📚 کتاب الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان جلد ۱۵ صفحه ۲۱ حدیث ۶۶۴۶، کتاب مسند امام احمد حنبل جلد ۴ صفحه ۱۰۶ است.

🔶 واثله می‌گوید: «پیغمبر به نزد ما بیرون آمد»، باهم بیرون رفتند. «و فرمود آیا گمان می‌کنید که من آخرین شما خواهم بود که وفات می‌کنم؟ بدانید من نخستین شما خواهم بود که وفات می‌کنم». پیغمبر هم می‌دانست که چون مسئله سلطنت است، ایشان آورندهٔ دین بود، دیگر باید برود سراغ کارش، بقیه‌اش را حضرات درست می‌کنند، قرآن برای خودشان درست می‌کنند، خلافت درست می‌کنند. «و شما گروه گروه در پی من خواهید آمد و یکدیگر را هلاک می‌کنید». جنگ داخلی مسلمین! الان جنگ داخلی مسلمین هست یا نه؟ از طرف کشور مسیحی و یهودی موشک به ایران می‌زنند. ایران موشک می‌زند به کجا؟ به کشورهای مسلمان. آیا جنگ داخلی نیست؟ جنگ داخلی بین اسلام! چقدر قشنگ پیغمبر پیش‌بینی‌هایش درست درمی‌آید!

🔶 «در پی من خواهید بود و یکدیگر را هلاک می‌کنید». این دستور الله است، جنگ بین مسلمین، می‌گوید همدیگر را بکشید راحت بشوید، بکشید که آخر عمر الله است، نه در ایران بلکه در منطقه، خود عرب‌ها هم که موشک می‌خورند، آیا فکر نمی‌کنند چرا الله به کمکشان نمی‌آید؟ نه؟ همانطور که ملت ایران فکر می‌کنند چرا الله به کمکشان نمی‌آید که جلوی موشک دشمنان را بگیرد، خب آنها هم همین فکر را نمی‌کنند؟ رسماً می‌گویند در ماه رمضان از یک کشور مسلمان به ما موشک می‌زنند، خب این همان جنگ داخلی بین اسلام نیست؟ آیا عرب‌ها بی‌ دین نمی‌شوند؟ قطعاً می‌شوند. وقتی می‌بینند الله به آنها کمک نمی‌کند، اقتصادشان نابود شده و مردمشان کشته شدند، این وسط می‌دانی چه کسی بهره‌برداری می‌کند؟ چین کمونیست که پرچم ضد خدایی را سال‌های سال است بلند کرده، الان به زبان حال و قال دارد می‌گوید ای مسلمان‌ها بیایید زیر پرچم ما، کمونیست بشوید دنیایتان آباد می‌شود، ببینید چین ابرقدرت است و همه‌ چیز دارد، بیایید مثل ما بشوید، ادیان به درد شما نمی‌خورد. نشسته آن گوشه تماشا می‌کند تا طرفدارهایش به طرفش بیایند.

🔶 «عَن وَاثِلَةَ ابْنَ الْاَسْقَعِ يَقُولُ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللهِ فَقَالَ: أَ تَزْعُمُونَ اَنِّي آخِرِكُمْ وَفَاةً» خیال می‌کنید من آخر همه می‌میریم، به‌ خاطر اینکه من به خدا وصل هستم؟ به‌ خاطر اینکه عمر نوح نبی دو هزار و پانصد سال بوده؟ عمر خضر نبی پنج هزار سال است؟ نه، خودش هم می‌داند زن‌هایی که گرفته همه‌اش به‌ خاطر سیاست اسلام بوده، خودش می‌داند این زن‌ها او را می‌کشند. آیا در اسناد و مدارک نداشتیم که عایشه ام‌المؤمنین به آن خانمی که همه کس او را کشته بودند و او را از آن قبیله آورده بودند، نگفت؟ گفت خجالت نمی‌کشی می‌آیی زیر کسی می‌خوابی که پدرت، شوهرت و برادرت را کشته؟ آیا این تحریک‌ کننده نیست؟ نه؟

🔶 پیغمبر می‌داند دوروبری‌هایش منافق و خوارج هستند، می‌داند اینها او را می‌کشند، لذا می‌گوید آیا خیال می‌کنید که من آخر می‌میریم همه شما هستید، من عمرم زیاد است؟ نه اینطوری نیست، من اول می‌میرم. پیغمبر در جبهه کشته نشد، این مسئله خیلی مهم است، در خانه‌اش کشته شد، چرا؟ چون پیغمبر جلودار که نمی‌رود، در سپاه که پیش‌قراول نیست، عقب می‌ایستد. چه کسی جلو می‌رود شمشیر می‌خورد؟ علی‌ ابن‌ ابیطالب. چه کسی درها را باز می‌کند؟ علی‌ ابن ابیطالب. چه کسی بد نام می‌شود؟ علی‌ ابن‌ ابیطالب. بیچاره علی! پیغمبر می‌گوید: «من اول از همه می‌میرم». یک نگاه هم به آن مثال بزن، ای کشته که را کشتی تا کشته شوی زار. پیغمبر این‌ همه آدم کشت مسلماً باید اول هم خودش قصاص بشود. حالا به نام الله. الله کجاست؟ الله در غار حرا است.

——————————————–

⚫ درس دهم:

سوال: پیامبر که رفت مشکلاتش حل شد؟

– «عَنْ اَبِي مُوسَى رَضِی اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ اِذَا اَرَادَ رَحْمَةَ اُمَّةٍ مِنْ عِبَادِهِ، قَبَضَ نَبِيَّهَا …».

📕 کتاب صحیح مسلم [۲۲۸۸].

♻ ابوموسی اشعری از سردمداران منافقین و خوارج گفت: رسول خدا فرمود هر گاه خدای عز و جل اراده لطف و مرحمت به امتی را داشته باشد پیشاپیش پیامبرانشان را قبض روح می‌کند. اصلاً ادبیات را ببین چقدر خنده‌آور است! می‌گوید: «خدا مردم را دوست دارد پیغمبر را زود می‌برد». ای خدا، پیغمبر را زود می‌بری خب در اصحابش فتنه می‌شود. الان نگفت همدیگر را می‌کشید؟ نگفت؟! خب این رحمت است؟ ببین چقدر قشنگ معنای بِسْم‌ الله الرَّحمن الرَّحیم را نشان می‌دهد.

♻ «تا پیش رفته و پیشاهنگانشان باشند اما چون اراده هلاکت و نابودی امتی را بفرماید در حالی که پیامبرشان زنده است دچار عذاب می‌شوند و بدین‌سان آنان را نابود می‌کند در حالی که پیامبرشان می‌نگرد و چشمش با هلاک و نابود شدن آنها روشن می‌شود». قشنگ است، ببین چه معنای خوبی کرده! یک عده را که می‌خواهد عذاب کند قبل‌ از پیغمبرشان عذابشان می‌کند می‌میرند تا پیغمبرشان ببیند و چشم‌شان روشن شود. الله می‌داند هر پیغمبری می‌آید مردم را که دور خودش جمع می‌کند، این مردم به هوای پیغمبر نیامده‌اند، یا از ترس «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم» آمدند، نگویی «لَا اِلَه الَّا الله» تو را می‌کشم یا اینکه بهشت را ترسیم می‌کنند به عربی که در کویر زندگی می‌کند، می‌گوید رودخانه‌هایی در بهشت است، خب جذب می‌شوند. یک رودخانه عسل، یک رودخانه شیر، یک رودخانه شراب، زنان لخت خوشگل که کنار این رودخانه‌ها پاها را داده‌اند هوا می‌گویند بفرمایید، هر چه میوه می‌خواهد به درخت می‌گوید می‌آورد، هر درختی یک ساز برای او می‌زند، فریب می‌خورد. آیا تو فریب نمی‌خوری؟ متشرع الان فریب نمی‌خورد؟ الان که به عقل کامل مثلاً رسیدند!

♻ هر وقت می‌خواهی اصحاب پیغمبر را مقایسه کنی متشرعین الان را نگاه کن؛ در فامیل‌هایت، در همسایه‌هایت، در همکارانت. ببین با وجود این غیبت خدا در ایران باز هم دارد دم از خدا می‌زند و به او متعصب است. پیغمبر گفت: وجود امام عصر برای مردم آن زمان آنقدر ضروری است که اگر نباشد کرهٔ زمین مردم را نابود می‌کند. حالا از امام زمان بالاتر مگر خدا نیست؟ خب الان خدا هست، چرا ملت ایران دارند نابود می‌شوند؟ این سؤال را بکنی نمی‌فهمد دیگر، نمی‌فهمد! اینها بچه‌های همان‌ها هستند، اینها بچه‌های همان‌ها هستند که پیغمبر را کشتند. حالیش نیست. چرا؟ چون از محراب و منبر ساندویچ درست کردند می‌گویند این دین است بخور، بعد هم سند جور کردند می‌گویند که تعمق در دین نکنید، یعنی مانند گاو و گوسفند هر چه ریختند جلویتان بخورید.

♻ یکی از این دامداران عریضه داده بود می‌گفت دام ما پشگل می‌خورد مریض شده، اسهال گرفته افتاده زمین نمی‌تواند بلند شود. حالا طرفداران دین دقیقاً از آن هستند بلکه از آن هم پایین‌تر هستند، او پشگل می‌خورد این خون می‌خورد، خون ملت را می‌خورد. هر کس امروز در این مصائبی که بر ملت ایران وارد شده طرفدار دین باشد دقیقاً دستش در خون ملت ایران آلوده است بی‌ برو برگرد! می‌گویید نه؟ مهدی موعود می‌آید همه آنها را از دم می‌کشد.

«عَنْ اَبِي مُوسَى عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: اِنَّ اللهَ اِذَا اَرَادَ رَحْمَةَ اُمَّةٍ مِنْ عِبَادِهِ، قَبَضَ نَبِيَّهَا… الی آخر».

——————————————–

🟡 درس یازدهم:

تیراژ کشتار مسلمین به اعترافات خودشان.

– «عَنْ اَبِي مُوسَى رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِنَّ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ الْهَرْجَ. قَالُوا: وَ مَا الْهَرْجُ؟ قَالَ: الْقَتْلُ. قَالُوا: اَكْثَرُ مِمَّا نَقْتُلُ اِنَّا لَنَقْتُلُ فِي الْعَامِ الْوَاحِدِ اَكْثَرَ مِنْ سَبْعِينَ…. ».

📚 کتاب الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان جلد ۱۵ صفحه ۱۰۴ حدیث ۶۷۱۰، کتاب مسند احمد ابن حنبل جلد ۴ صفحه ۳۹۱ است‌.

یک سند قشنگی است، به به! دقیقاً این سندها خاکی است که با بیل روی جنازه می‌ریزند، دقیقاً الان دین در قبر خوابیده، اینها هر کدام یک بیل خاک است که روی آن می‌ریزید، برای شما که عاقل هستید، برای آنهایی که بچه‌های سوسمار خورهای هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل هستند حالیشان نیست تا منجی موعود بیاید، حجت‌ ابن‌ الحسن العسکری بیاید از دم، شمشیر را بگذارد در شیعه، همینطوری برو جلو، طبق اسنادی که کتاب‌های شیعه نوشته‌اند.

💠 ابوموسی اشعری، کسی که در سپاه صفین به علی ابن ابیطالب خیانت کرد، موقعی که خواستند بین علی و معاویه حکمیت قرار بدهند، علی گفت عبدالله ابن عباس از طرف من است، گفتند نه این فامیل توست و طرف تو را می‌گیرد، دیگر نگفتند که این از مورخین و محدثین مورد قبول اهل سنّت و جماعت است. بعد علی گفت مالک‌اشتر، گفتند او نوکرت است. چه کسی باشد؟ پس این ابوموسی اشعری.

💠 رسول خدا فرمود: پیش‌ از وقوع قیامت هرج‌ و مرج خواهد شد. الان هرج‌ و مرج هست یا نه؟ موشک عامل هرج‌ و مرج جامعه هست یا نه؟ الان یک عده زیادی از شهرها به روستاها رفتند، رفتند به شهرهایی که دم تیغ موشک نیست، عریضه‌هایشان است که می‌روند آنجا مهمان می‌شوند، مهمان یک روز، دو روز، یک هفته، بعد با میزبان درگیر می‌شوند، زن و شوهر باهم درگیر می‌شوند، اجاره کرده پولش تمام شده، آیا این هرج‌ و مرج نیست؟ هرج‌ و مرج این نیست که در بانک پول گذاشتی می‌روی بگیری یک میلیون به تو می‌دهد، یک میلیارد در بانک گذاشته، یک میلیون به او می‌دهد. جالب نیست؟

هرج‌ و مرج این نیست که اقتصاد داغون شده؟ هرج‌ و مرج یعنی چه؟ هرج‌ و مرج این نیست که در خانه نشستی خوابیدی یک‌ دفعه روی سرت آوار می‌شود و مایملکت از بین می‌رود؟

💠 پیغمبر گفت: هرج‌ و مرج می‌شود. گفتند هرج‌ و مرج چیست؟ فرمود کشت‌ و کشتار. الان کشت‌ و کشتار هست یا نه؟ خیلی جالب است! اصلاً انگار پیغمبر همین الان آمده صحنه را دیده دارد حرف می‌زند. کشت‌ و کشتار در ایران، کشورهای عربی، اسرائیل، کل منطقه خاورمیانه، شاید هم این طرف و آن طرف هم کشیده بشود، بعید نیست. اگر بخواهد منتهی به جهانی بشود همه کشورهای کرهٔ زمین تمام آلوده می‌شوند.

💠 گفتند کشت‌ و کشتار از زمان ماهم بیشتر می‌شود؟

خوب گوش کن، آمار جنایت از قول پیروان نبیّ مکرم اسلام! می‌گویند ما در سال (یعنی هر سال، بیست و سه سال عمر رسالت پیغمبر است، این چیزی که آمار می‌دهد، ضرب کن در بیست و سه) بیش‌ از هفتاد هزار نفر را می‌کشیم. با کمال افتخار! اینهایی که می‌کشد، پشه نیست بلکه آدم است. کدام آدم؟ آن‌ که وقتی خلقش کرد، این الله پز داد: «فَتَبَارَکَ الله اَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿۱۴ مومنون﴾» به‌ به چه خلق کردم! چه خلق کردی؟ آیا خلق کردی بکشی؟ اینها خاک بودند بیچاره‌ها، چرا اینها را انسان کردی؟ انسان کردی که به آنها موشک بزنی؟ آبشان را قطع کنی؟ نانشان را قطع کنی؟

💠 «ما در سال بیش‌ از هفتاد هزار نفر را می‌کشیم، نبی خدا فرمود هرج‌ و مرج کشتار شماست، در خصوص مشرکین نیست». اینجا خیلی جالب است! یعنی سالی هفتاد هزار نفر را می‌کشید نه از بت‌پرست و مسیحی و یهودی بلکه از خودتان! «هرج‌ و مرج، کشتار شما در خصوص مشرکین نیست بلکه کشتار شما از یکدیگر است». اگر این دین واقعیت داشت قرآن می‌گوید که «أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ ﴿١٠٣ آل عمران﴾» شما دشمن هم بودید، آقا الله آمد شما را آشتی داد. یا رسول‌ الله پس چرا الان دوباره باهم درگیر شدند؟ معجزاتت درپیتی است؟ فصلی است، زمانی است؟ مدتش تمام می‌شود؟

💠 گفتند: آیا در آن روز عقل با ماست؟ به‌ به، خیلی جالب است! یعنی ما عاقل هستیم همدیگر را می‌کشیم؟ فرمود: عقل اکثر اهل آن زمان گرفته می‌شود. یعنی چه؟ یعنی دیوانه هستند. یعنی مسلمان‌ها دیوانه هستند، آقای اهل‌ سنّت این سند از کتاب خودت است، تو که دم از پیغمبر می‌زنی، تو که دهان باز کردی شیعه‌ای که از خدا برگشته را ببری سنی کنی، عقل اکثر آن زمان گرفته می‌شود و بی‌ خردانی برای آن زمان جایگزین می‌شوند. حیف که اهل مباحثه نیست این متشرع و متدینی که پیشت هست، فامیلت است، همکارت است، همسایه‌ات است، رفیقت است، و الا باید بگویی طبق همین سند تو دیوانه هستی، دیوانه هم مکلّف نیست، یعنی حلال و حرام بر دیوانه مترتب نیست، یعنی اصول دین و فروع دین ربطی به دیوانه ندارد.

💠 این را پیغمبر دارد می‌گوید: عقل اکثر اهل آن زمان گرفته می‌شود و بی‌ خردانی برای آن زمان جایگزین می‌شوند، که بیشترشان گمان می‌کنند بر چیزی از حق هستند. یعنی هر کس خودش را حق می‌داند، شیعه خودش را حق می‌داند، سنی خودش را حق می‌داند، عوامشان هم همینطور، عوام سنی خودش را حق می‌داند، عوام شیعه خودش را حق می‌داند.

که بیشترشان گمان می‌کنند بر چیزی از حق هستند در حالی که بر چیزی از حق نیستند! به به به، خوب و قشنگ پیغمبر زیرآب دین را زد، زنده باد، زنده باد محمد مصطفی!

💠 ابوموسی گفت: سوگند به کسی که جانم در دست اوست برای خود و شما مخرج و برون رفتنی از آن نمی‌بینم، اگر مرا و شما را دریافت جز اینکه از آن بیرون رویم چنان‌ که وارد آن شدیم (یعنی منظور دین است) در حالی که ما در آن نه انتقام خونی را بگیریم نه به مالی برسیم. عجب معجزه‌ای است!

این اسناد یادت هست؟ حالا من مدام اشاره می‌کنم، تکرار هم هست.

اول قیام اسلام یارو پیش پیغمبر آمد و گفت پول ندارم می‌خواهم زن بگیرم، پیغمبر گفت الان دارند می‌روند برای غارت، برو، با این گردان برو پولدار می‌شوی (7208). به آن یکی گفت بیا برو جهاد کن، گفت حال ندارم، پیغمبر‌ گفت بدبخت پول در آن است (7193). به آن یکی گفت برو جهاد کن، گفت حال ندارم، پیغمبر گفت بدبخت زن در آن هست (7193).

💠 می‌گوید: در حالی که ما در آن (یعنی در آن کشت‌ و کشتار) نه انتقام خونی را بگیریم نه به مالی برسیم. یعنی الکی می‌کشد. یادت هست گفت: در نزدیک ظهور قاتل مقتول را می‌کشد و نمی‌داند به چه دلیل این را کشته، مقتول هم کشته می‌شود نمی‌داند اصلاً گناهش چیست (3038)! خیلی جالب است!

«عَنْ اَبِي مُوسَى عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: اِنَّ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ الْهَرْجَ. قَالُوا: وَ مَا الْهَرْجُ؟ قَالَ: الْقَتْلُ»، هرج‌ و مرج یعنی قتل، یعنی چیزی که دقیقاً الان در خاورمیانه اتفاق افتاده، هرج و مرج است. «قَالُوا: اَكْثَرُ مِمَّا نَقْتُلُ اِنَّا لَنَقْتُلُ فِي الْعَامِ الْوَاحِدِ اَكْثَرَ مِنْ سَبْعِينَ … الی آخر».

—————————————–

🟤 درس دوازدهم:

بدبختی امت اسلام به وسیلهٔ قریشیان.

– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، قَالَ: يُهْلِكُ اُمَّتِي هَذَا الْحَيُّ مِنْ قُرَيْشٍ».

📚 کتاب صحیح بخاری [۳۶۰۴]، کتاب صحیح مسلم [۲۹۱۷].

عقلا امروز بیل دستشان گرفتند و دارند روی جسد دین خاک می‌ریزند، دست و پا زدنش هم تمام شده، الان دیگر قالب تهی کرده، دین از خاورمیانه دارد خروج می‌کند، پاتوق دین خاورمیانه بود. این نفرین ایرانی‌هایی است که بیچاره‌ها به دست این عرب‌ها کشته شدند! آن مباحثه رستم فرخزاد با مغیرة ابن شعبه را هیچ وقت فراموش نکن، این تاریخ را به مغزت بسپار.

♦ابوهریره: رسول خدا فرمود این خاندان از قریش امتم به هلاکت می‌برند. خیلی قشنگ است! این امت محمدی به وسیلهٔ قریش نابود می‌شود. قریش کیست؟ خود پیغمبر است، اصحاب و انصارش، حواریونش، جانشینانش. عرض نمودم پس به ما چه امر می‌فرمایید؟ فرمود کاش مردم از آنها کناره می‌گرفتند. یعنی دقیقاً الان پیغمبر دارد مردم را نهی می‌کند، چه سنّی و چه شیعه، می‌گوید از فتنهٔ کشتار کنار بروید.

♦«اَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: يُهْلِكُ اُمَّتِي هَذَا الْحَيُّ مِنْ قُرَيْشٍ».

من یک چیزی به تو بگویم، خط قرمز است ولی روی آن می‌روم: بازماندهٔ قریش در ایران کیست؟ سادات. ملت را چه کسی نابود کرده؟ سادات. امام عصر که می‌آید از چه کسی شروع به کشتار می‌کند؟ علما و سادات. قشنگ است؟ نه؟ ببین چقدر تحقیق خوب است! سند به این قشنگی، سند از کتاب‌های تصفیه شده، صاف شده، سرند شده، الک شدهٔ اهل سنّت و جماعت که چهار پنجم نفوس اسلام را تشکیل می‌دهند.

♦«يُهْلِكُ اُمَّتِي هَذَا الْحَيُّ مِنْ قُرَيْشٍ» بازماندگان قریش پدر ملت را درآورده‌اند. متشرعین و متدینین حقشان است باید تاوان بقیه مردمی که از اسلام خارج شده‌اند را پس بدهند، پدرشان را ربُّ الحَقّ درمی‌آورد، حالا نگاه کنید، به زودی روزگار عوض می‌شود، ایرانی واقع بین انتقامی می‌گیرد از دین که جبران آن هفتاد هزاری که هزار و چهارصد سال قبل وارد ایران شدند، گرفته می‌شود.

———————————————

🟢 درس‌ سیزدهم:

عداوت باعث تمسخر پیامبر است.

(بازخوان‌ از تدریس 7202)

– «عَنِ الْاَحْنَفِ ابْنِ قَيْسٍ، قَالَ: خَرَجْتُ وَ انَا اَرِيدُ هَذَا الرَّجُلَ فَلَقِيَنِي اَبُو بَكْرَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، فَقَالَ: اَيْنَ تُرِيدُ يَا اَحْنَفُ؟ قَالَ: قُلْتُ: اُرِيدُ نَصْرَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ….».

📚 کتاب صحیح بخاری [۳۱]، کتاب صحیح مسلم [۲۸۸۸].

◾احنف گفت: از خانه بیرون رفتم و می‌خواستم این مرد را (یعنی علی ابن ابیطالب را) در جنگ با معاویه (صفین) یاری کنم. ابوبکره به من رسید (همه اینها جلوی اسم‌شان رضی الله عنه است)، گفت کجا می‌خواهی بروی؟ گفتم می‌خواهم بروم پسر عموی رسول الله را یاری کنم. به من گفت: ای احنف بازگرد زیرا من از رسول خدا شنیدم می‌فرمود هر گاه دو مسلمان با شمشیر به جان هم افتادند، قاتل و مقتول در آتش است.

ببین یک پرانتز است که علمای اهل سنّت را خفه می‌کند، می‌گوید این جنگ، (جنگ صفین) قاتل و مقتول به جهنم می‌روند. یکی از این دو تا حق است دیگر، نه؟ مگر خودتان نقل نکردید که مردم به یکی رأی دادند شد خلیفه، یک نفر دیگر داعیه خلافت کرد او را بکشید (7199)؟ در همین کتاب ننوشته؟

◾پیغمبر گفت: عمار یاسر را بی‌ دین‌ها، فاسقین، فاجرین و کفار می‌کشند. عمار یاسر در جبهه علی ابن ابیطالب بود و به دست لشکر معاویه کشته شد. آیا دلیل از این مهمتر؟ باز می‌گویی نه هر دو مثل هم هستند، علی و معاویه مثل هم است؟ ببین هر طوری توانستند در آن کارخانهٔ حدیث‌سازی معاویه با پول مسلمین بدبخت هر جا علی بالا می‌رفته او را پایین آوردند و دشمنش را بالا بردند.

«عَنِ الْاَحْنَفِ ابْنِ قَيْسٍ، قَالَ: خَرَجْتُ وَ انَا اَرِيدُ هَذَا الرَّجُلَ فَلَقِيَنِي اَبُو بَكْرَةَ فَقَالَ: اَيْنَ تُرِيدُ يَا اَحْنَفُ؟ قَالَ: قُلْتُ: اُرِيدُ نَصْرَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللهِ …. تا آخر».

——————————————

🟠 درس چهاردهم:

آدم‌کش در برابر جبر، بی اراده است.

(بازخوان از تدریس 3038)

– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا، حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى النَّاسِ يَوْمٌ لَا يَدْرِي الْقَاتِلُ فِيمَ قَتَلَ، وَ لَا الْمَقْتُولُ فِيمَ قُتِلَ…. ». 📕کتاب صحیح مسلم [۲۹۰۸].

🔹ابوهریره: رسول خدا فرمود سوگند به کسی که جانم در دست اوست دنیا نمی‌رود (یعنی به پایان نمی‌رسد) تا روزی که بر مردم بگذرد که نه قاتل بداند برای چه کشت و نه مقتول می‌داند چرا کشته شده. الان دقیقاً داستان ملت ایران است، موشک به خانه‌اش می‌آید می‌گوید آخر من چه گناهی کردم، من سر پیازم ته پیازم، من یک شهروند معمولی هستم. چه کسی می‌زند؟ «فَلَم تَقتُلوهُم وَلٰكِنَّ الله قَتَلَهُم ﴿۱۷ انفال﴾» دشمن نمی‌زند، من می‌زنم. رسماً به عهده گرفته خدای عز و جل.

🔹«قَالَ رَسُولُ اللهِ: وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا، حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى النَّاسِ يَوْمٌ لَا يَدْرِي الْقَاتِلُ فِيمَ قَتَلَ، وَ لَا الْمَقْتُولُ فِيمَ قُتِلَ». قاتل به امر خدا می‌کشد؛ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» تمام بدی‌ها را الله می‌گوید، مقتول هم گوشت لب توپ قاتل است. برو زندان بخش قاتل‌ها به هر کس می‌گویی چرا کشتی؟ می‌گوید والا نفهمیدم، یک دفعه جوش آوردم، یک دو دوتا چهارتا کردم دیدم باید بکشم و کشتم، الان آمدم اینجا پشیمان هستم. دقیقاً همین است، قاتل پشیمان است که برای چه کشتم؟

🔹«مقتول نمی‌داند چرا کشته شده» یعنی مقتول به خدای خودش اعتراض دارد که تو می‌گویی «فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴ یوسف﴾»، خدای «اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» تو را حفظ می‌کند، آیا حفظ کردی؟ الان گلوله دارد به پیشانی‌اش می‌خورد، به زندگی‌اش بمب می‌زند، «حافظ» کجا رفت؟ همان جایی که حافظ شاعر رفت. خدایی نیست که بخواهد کمک کند، همه ادیان و مذاهب باد هوا را آوردند و گفتند این که ما می‌گوییم، خدا گفته! اگر بگویند من گفتم، که کسی قبول نمی‌کند، مجبور است یک مافوقی را نشان بدهد، مافوقی که دستشان به او نمی‌رسد، اگر هم بگوید نشان بده، مثل موسی ابن عمران که حواریونش را دم کوه طور برد و گفت خدا اینها می‌گویند خدا را به ما نشان بده، «رَبِّ أَرِنِي اَنْظُرْ اِلَيْكَ ﴿۱۴۳ اعراف﴾». خدا گفت غلط کردی، آتش فرستاد و همه را سوزاند.

🔹حالا این خدا واقعاً بوده؟ نه. این جادو بوده، به همین دلیل که عصایش را انداخت در میدانی که تمام جادوگران مأمور فرعون با جادوهایشان یک مشت طناب را به حرکت درآوردند و به قیافهٔ مار کردند، بعد این عصایش را انداخت همه مارها را خورد، همه‌ آنها جادوگر هستند. مگر در قرآن نمی‌گوید جادو اثر نمی‌کند مگر به اذن الله؟ خدا جادوگر است، خدای دین جادوگر است، با جادو الان مردم را نگه داشته این طیفی که ماندند، تو برایش سند می‌خوانی، آن هم دوازده هزار سند! باز می‌گوید نه اینها دروغ است. چه چیزی راست است؟ همان ساندویچی که از محراب و منبر آمده است.

——————————————–

⚪ درس پانزدهم:

یک آدم معمولی، جعل حدیث می‌کند.

– «عَنْ عُدَيْسَةَ بِنْتِ اُهْبَانَ ابْنِ صَيْفِيٍّ الغِفَارِيِّ، قَالَتْ: جَاءَ عَلِيُّ ابْنُ اَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ اِلَى اَبِي فَدَعَاهُ اِلَى الخُرُوجِ مَعَهُ، فَقَالَ لَهُ اَبِي: «اِنَّ خَلِيلِي …».

📚 کتاب جامع ترمذی [۲۲۰۳]، کتاب مسند احمد حنبل جلد ۵ صفحه ۶۹ است.

♈ این درس آخری چه می‌گوید؟ آخرین تدریس در سالی که پر از غم و اندوه بود، سالی که خدای ایران لوله‌های آب را بست، سدها را خشک کرد، مزارع را سوزانید، همه اینها کارنامهٔ خدای ادیان است که در دل‌های مردم ایران ثبت شده و هرگز فراموش نمی‌کنند، آن یک عده هم که دستشان در جیب خداست آنها هم به ضرب انتقام کشته خواهند شد و خواهند فهمید، سالی که کشور ایران به وسیلهٔ بمب و موشک شخم زده شد، سالی که اقتصاد داغون بود، سالی که بیکاری زیاد بود، سالی که اعتیاد زیاد بود، سالی که طلاق زیاد بود. به به، چقدر این اسلام فرآورده‌های قشنگی دارد. بعضی از کشورهای همسایه (انگار تاجیکستان است که ایرانی صحبت می‌کنند) گفتند که مسجدها زیاد هستند، این همه مسجد چیست! مسجد در هر خیابان یک دانه. اینجا در هر خیابانی ده تا، آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی. رئیس جمهورش (امام علی رحمان) گفته مسجد کم، دخالت مذهب در زندگی مردم ممنوع، اینقدر پیش رفته که گفته باید اسم‌هایتان را که اسلامی است بردارید و اسم‌های ایرانی بگذارید، چون آنجا یک بخشی از ایران بوده و مردمش هم فارسی صحبت می‌کنند. این دین چقدر قشنگ مفتضح شده، آن عربستان که پاتوق اسلام است، چطوری از دین دارند جدا می‌شوند، ولی شما با منطق جدا می‌شوید.

♈ عُدَیسه گفت: علی ابن ابیطالب نزد پدرم آمد و او را به خروج با خود علیه معاویه دعوت کرد، پدرم به او گفت یار عزیزم و پسر عموی شما پیغمبر از من عهد گرفت که هر گاه مسلمانان باهم اختلاف کردند شمشیری (ببین چطوری دارد تاریخ را لوث می‌کند) از چوب بساز، اینک من ساخته‌ام، می‌خواهی با تو بیایم؟ یعنی علی را مسخره کرد. این کسی که این حرف را می‌زند از معاریف نیست، به این دلیل که جلوی اسمش رَضِی الله نیست؛ «عُدَيْسَةَ بِنْتِ اُهْبَانَ ابْنِ صَيْفِيٍّ الغِفَارِيِّ»، جعل حدیث کرده‌. پیغمبری که به تو گفته هرگاه مسلمان جلوی مسلمان ایستاد کمک هیچ کس نروید، آیا پیغمبر غدیر خم را به پا نکرد؟ آن روز ده هزار نفر یا بیشتر با علی بیعت کردند، کور بودی؟ کور هستند دیگر!

♈ برای شما گفته‌ام که علی از زور ناچاری وقتی خلافتش را غصب کردند، شب‌ها در تاریکی فاطمه زهرا را سوار شتر می‌کرد و یکی یکی درب خانه انصار و مهاجر را می‌زد، می‌گفتند چه کار داری؟ می‌گفت من را می‌شناسی؟ بله، تو علی هستی. این را می‌شناسی؟ بله این دختر پیغمبر است. علی می‌گفت آیا تو نبودی در غدیر خم با من بیعت کردی؟ سرش را پایین می‌اندازد. حالا این آقا آمده، این آقا نیست بلکه همین معاویه است دارد که سند درست می‌کند، می‌گوید من شمشیر چوبی ساختم می‌خواهی به کمکت بیایم. یعنی علی را دارد مسخره می‌کند.

«عَنْ عُدَيْسَةَ (بِنْتِ اُهْبَانَ ابْنِ صَيْفِيٍّ الغِفَارِيِّ، قَالَتْ: جَاءَ عَلِيُّ ابْنُ اَبِي طَالِبٍ اِلَى اَبِي فَدَعَاهُ اِلَى الخُرُوجِ مَعَهُ، فَقَالَ لَهُ اَبِي: اِنَّ خَلِيلِي… الی آخر».