«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 882» 23-01-1405
بخوانیم سرود رهایی منتظرِ مخلصِ محقق، مستضعفِ محروم، مغرم، مقتول، محبوس، مجروح، مغضوب، مغصوب:
اِفْتَحْ لَنَا الاَبْوَابِي
درهای بستهٔ دهها هزار ساله را باز کن، ماییم، آشناییم، معارضین غیبت هستیم.
سَبِّبْ لَنَا اَلْاَسْبَابِي
الهیات ما افشای دین است
خدایان را فراری داده و عزّت به دید است
اِضرِب اَلْغَيْبَة
یک عمری سوءالقضا عصای دست غیبت پوست ما را کنده به هر عنوانی به ما شلاق زده، حالا یاری کن غیبت را، دینش را، مدافعش را، مبلّغش را، پیروش را، به ضرب اجل ببر!
اُقْتُلْ اَلْفُجْعَه
يَا رَامِي
وَ اِنَّ اَلْحَقَّ رَبّي
اَنَا بِالْحَقّ رَجَاءٌ
«یَا رَجَاءُ یَا مَرْجَاء لِکُلِّ اُمُورِنَا فَرَجاً» ای همهٔ امید، ای امید حُسن القضای مطلق!
لَا تَحْزَن مَعَ الْحَق
معجزه باید که وطن بِه شود
ملت مظلوم، رها از همهٔ شر شود
معجزه کن، معجزه کن، معجزه
یَا اَیُّهَا المُنْتَظِر
اَلْحِقْ بِاِلَه الْحَق
كُلُّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَيَنْجَلِي
نَعْبُدُ الْحَق
صِراطَ الْحَق
اَرَادَ الْحَق
«وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ …. وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ﴿۵ قصص﴾» میراثبر میلیاردها سال غیبت تو هستی اگر قدر خودت را بدانی، خودت را در ردیف انسانهای اهل زمین قرار ندهی!
عَهدَ الْحَق
لَا سُلْطَان اِلَّا الْحَق
اَلْحَقُّ مُقَدّر
«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ، …. حَوِّلْ حَالَنَا اِلَی اَحْسَنِ الْحَالِ».
الْحَقُّ مُعِینٌ
ما همه بر حقّ توایم الها