برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (831)» 01-11-1404
حل کن تو معمّا را
این پیچ و خم ما را
➖پیچ و خم زندگی، کمر مردم را خرد کرده، زنده به گورشان کرده، همانی که رسول الله فرمود «یک روزی میرسد مردم میروند سر قبور میگویند ای کاش ما جای شما زیر انبوه خاک خوابیده بودیم». ببین این خدا چقدر اذیت میکند که مردم از جان خودشان سیر میشوند! بالاییها را چقدر اذیت کرده، دوستان خودش را چقدر زجر داده که همهٔ اهل بیت آرزوی مرگ خودشان را داشتند.
تا کی بزنی پُررو، این جمعِ گرفتارت
مرگ آمده از سویت، میهن شده در نارت
ول کن تو چنین خواری
کم کن تو چنین لعنی
کوبیده شده کشور از بارشِ این فقرت
➖در انشائات دینی میگوید فقر که میآید همه چیز از بین میرود؛ عزت و شرف و دین و انسانیت، ترس و هراس و لرز، چون اذیت و آزار فقر، اول و آخر مشکلات مردم است.
کوبیده شده کشور از بارشِ این فقرت
له گشته نگر ملت، بیمار شده خَلقت
➖دیگر آدم سالم پیدا نمیشود، در یک سوم از مردم که زیر فقر هستند، همه بیمار هستند و بودجه ندارند درمان کنند، این خدای دین هم نشسته مردم را نگاه میکند، آنها را مسخره میکند، از باب «اَللهُ يَسْتَهْزِئُ {١۵ بقره}» انسان بیچاره را خلاف میل خودش به دنیا آورده و تمام مشکلات را روی سرش ریخته، بعد میگویی مردم چرا سکته میکنند؟ چرا سرطان میگیرند؟ چرا با همدیگر درگیر میشوند؟ چرا خانوادهها به هم میریزند؟ چرا طلاق زیاد است؟ فرار از منزل زیاد است؟ مصرف و خرید و فروش مواد مخدر زیاد است؟ دزدی میکند، در عریضهاش مینویسد چارهای ندارم جز اینکه دزدی کنم، من آدم با شرفی بودم کار و پول داشتم اما این خدای نامرد از من گرفت، میگوید روزها دزدی میکنم و شبها در خانه مینشینم گریه میکنم که چرا آخر و عاقبت ما این گونه شد؟!
گیرم که مرا علم لدّنی تو بدادی
فارغ ز همه فکر و خیالم تو بکردی
لٰکن چو به اذنت به نیاز است
محروم کنی با کلکت چون همه راز است
➖همه چیز در تحت کنترل خودش است، میآورد میبرد، فقیر میکند پولدار میکند، مریض میکند، علیل میکند، دیوانه میکند.
خدا میکُشد بندگانِ علیلش
➖زورش به مردم رسیده!
به ضعف و زبونی کِشد خلقِ بی دست و پایش
الله بدادست وطن را غم و اندوه
➖غیر از الله چه کسی مقصر است؟ این مردم بدبخت شدند، نانشان را قطع
کرده، اگر هم حرف بزنند آنها را خفه میکند. این را قرآن میگوید، وقتی اعتراض کنی میگوید: «اخْسَـُٔواْ… وَ لَا تُكَلِّمُونِ {١٠٨ مومنون}» خفه شو حرف نزن! اینجا همه چیز زور است، جبر مطلق است.
الله بدادست وطن را غم و اندوه
این ملتِ محروم، فنا گشته و جانخواه
➖میدانی وجدانت چه فریادی به تو میزند؟ سروده، ندای درون انسان است.
دل بکن ای هموطن از همه دین و مذهب
تا که شوی سرافراز، خروج تو ز هر شب
➖شب ظلمانی غیبت به وسیلهٔ ولایت و تولیّت خدای زمین اعمال میشود.
تو رو به خدا ولم کن، دست به سرم هی نکن
اگه تو خدای خوبی، زجر و عذابم نکن
به رقص آوری مردم خستهات
➖مرتب یک ساز میزند که این مردم بی پناه بیچاره بی کس به ساز تقدیر برقصند. چه تقدیری است سوءالقضا؟ تند و تلخ و تیز.
➖دیگر جانی برای این مردم نمانده از بس این خدا آزار و اذیتشان کرده است.
به رقص آوری مردم خستهات
به انواع و اقسامِ آتش ز این مقدمت
➖مقدم نحس دین و مذهب است که ملت ایران را اینطوری له کرده است.