برای نمایش متن کامل فایل روی عنوان کلیک کنید.
«پرواز بر فراز ملکوت اعلی (836)» 08-11-1404
الان به قبور است منازل ز چنین سوء قضایی
از حُکم خدای ضرری آتش دوزخ به ندایی
ارج و قرب است به باد و همه ملت به عزا
نه شرف مانده به دین و نه فرج جای بلا
هر ناله که از این وطنم خیزد
هر قطره که از چشمم، بر گونهٔ من ریزد
هر خون که از این قلبم آید ز بد ایام
گوید که دیانت شد قاتل به همه مردم
کوبیده شده ملت از ضربت این مذهب
نابود شده میهن از خشم چنین یا هب
- یکی از اسامی خدا «يَا هَبْ» است، وَهَّاب یعنی هبه کننده، هدیه دهنده. خدای زمین به این ملت بی پناه هدیه داده: فقر و فلاکت، بیماری و ناامنی و گرفتاری، این معنای «الدُّنْیَا مَعْکُوسَةٌ» است، بد میدهد، بعد میگوید خوب دادم، یک چیزی هم طلبکار میشود!
فریاد کن ای مضطر از این همه آزارش
دلها همه آکنده، گردیده ز این دامش
- «وَ لَقَدْ فَتَنَّا ﴿۳۴ ص﴾» یادت نرود فتنه و آشوب، گردانندهاش، عامرش و مقسمش الله است.
دعا کن منتظر، آهت بگیرد
به هر داغت یکی دیوی بمیرد
هر که در این شرّ زمان لخته شد
عین خمیر است که در زیر زمین پخته شد
- این نالهٔ همهٔ شماست، ای مضطرین، مضطربین، مستضعفین، منتظرین، محرومین، مغمومین، مسجونین، مجروحین، مقتولین:
کمتر تو بزن شلاق، ای رازق بی عرضه
مُردست چنین انسان از این همه تن لرزه